دهمین همایش بنیاد علمی قانونیار با استقبال قابل توجه جامعه علمی و پژوهشی همراه بود و تعداد قابل توجهی از پژوهشگران، مقالات و دستاوردهای علمی خود را برای بررسی و ارائه به دبیرخانه همایش ارسال کردند. پس از طی مراحل بررسی و داوری علمی، بیش از ۱۵۰ مقاله مورد پذیرش قرار گرفت و به عنوان بخشی از آثار علمی این دوره از همایش پذیرفته شد. مقالات پذیرفتهشده این همایش در حال طی مراحل نمایهسازی، ثبت و درج در پایگاههای علمی مربوطه هستند تا ضمن فراهم شدن امکان دسترسی جامعه علمی به این آثار، زمینه استفاده بیشتر دانشجویان، اساتید، پژوهشگران و علاقهمندان از نتایج این پژوهشها فراهم شود.
بنیاد علمی قانونیار در ادامه مسیر برگزاری همایشهای علمی، تلاش دارد با ایجاد ارتباط میان مراکز دانشگاهی، پژوهشگران و نهادهای علمی، زمینه توسعه فعالیتهای پژوهشی و انتشار آثار علمی را بیش از پیش فراهم نماید. دهمین همایش این بنیاد در شهرستان دهاقان نیز گامی دیگر در همین مسیر بود؛ گامی که با مشارکت دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان و همراهی پژوهشگران و مسئولان استان اصفهان به انجام رسید.
10/113-واکاوی عوامل اصلی افت تحصیلی دانشآموزان و ارائه راهکارهای پیشگیرانه
ریحانه حداد / دبیر متوسطه اول آموزش و پروورش،دهاقان،ایران
چکیده مقاله
افت تحصیلی و کاهش عملکرد درسی دانشآموزان، یکی از چالشهای بنیادین نظامهای آموزشی در سراسر جهان است که پیامدهای منفی فردی و اجتماعی متعددی را به دنبال دارد. این پدیده که به معنای نزول عملکرد تحصیلی دانشآموز از سطحی مطلوب به سطحی نامطلوب است، صرفاً ناشی از کمهوشی یا تنبلی نیست، بلکه ریشه در تعامل پیچیدهای از عوامل گوناگون دارد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی عوامل اصلی مؤثر بر افت تحصیلی دانشآموزان انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که این عوامل را میتوان در چهار دسته کلی طبقهبندی کرد: عوامل فردی (شامل مشکلات انگیزشی، سلامت روان، اختلالات یادگیری و سبک زندگی)، عوامل خانوادگی (نظیر جو عاطفی حاکم بر خانواده، پایگاه اقتصادی-اجتماعی و سبک فرزندپروری)، عوامل آموزشی (مرتبط با معلم، روش تدریس، برنامهریزی درسی و فضای مدرسه) و عوامل اجتماعی (فشار همسالان، فضای مجازی و مسائل فرهنگی). نتایج این بررسی بر ضرورت اتخاذ یک رویکرد جامع و سیستمی برای مقابله با افت تحصیلی تأکید دارد؛ رویکردی که در آن همکاری نزدیک و مؤثر میان خانواده، مدرسه و نهادهای اجتماعی، نقش کلیدی در شناسایی زودهنگام مشکلات و ارائه حمایتهای لازم برای هدایت دانشآموزان به مسیر موفقیت ایفا میکند.
واژگان کلیدی: افت تحصیلی، عملکرد تحصیلی، دانشآموزان، عوامل فردی، عوامل خانوادگی، نظام آموزشی.
10/112-نقش هوش مصنوعی در رابطه با پیشرفت درس ریاضی دانش اموزان متوسطه
زهرا کاظمی / دبیر ریاضی متوسطه اول شهرستان دهاقان
چکیده مقاله
پیشرفت تحصیلی در درس ریاضی در دوره متوسطه اول همواره یکی از چالشهای نظامهای آموزشی بوده است. در سالهای اخیر، گسترش فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) فرصتهای نوینی برای بهبود کیفیت آموزش و یادگیری فراهم کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی در ارتقای عملکرد تحصیلی دانشآموزان متوسطه اول در درس ریاضی انجام شده است. در این مطالعه، کاربرد ابزارهای هوشمند نظیر سیستمهای آموزش تطبیقی، تحلیل یادگیری (Learning Analytics)، سامانههای توصیهگر آموزشی و دستیارهای آموزشی هوشمند مورد بررسی قرار گرفته است.
یافتهها نشان میدهد که بهرهگیری از الگوریتمهای هوشمند در شخصیسازی مسیر یادگیری، شناسایی نقاط ضعف و قوت دانشآموزان، ارائه بازخورد فوری و طراحی تمرینهای متناسب با سطح توانایی فردی، منجر به افزایش انگیزه، درک مفاهیم انتزاعی ریاضی و بهبود معنادار نمرات تحصیلی میشود. همچنین، هوش مصنوعی میتواند با کاهش اضطراب ریاضی از طریق تمرینهای تدریجی و تعاملی، نگرش دانشآموزان را نسبت به این درس بهبود بخشد.
با وجود مزایای قابل توجه، چالشهایی نظیر زیرساختهای فنی، سواد دیجیتال معلمان و ملاحظات اخلاقی مرتبط با حریم خصوصی دادهها نیز مطرح است. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان میدهد که ادغام هدفمند و اصولی فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی در فرآیند آموزش ریاضی میتواند به عنوان راهکاری مؤثر برای ارتقای کیفیت یادگیری در دوره متوسطه اول مورد توجه سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی قرار گیرد.
واژگان کلیدی: هوش مصنوعی، پیشرفت تحصیلی، آموزش ریاضی، متوسطه اول، یادگیری تطبیقی
10/111-نقش هوش مصنوعی در آموزش و هدایت دینی دانشآموزان ( فرصتها، تهدیدها و لزوم نقشآفرینی دین)
شیما زرگری
چکیده مقاله
با گسترش روزافزون فناوریهای هوش مصنوعی (AI) در تمامی حوزههای زندگی، آموزش دینی نیز از این تحولات بیپناه نمانده است. این مقاله به بررسی نقش دوسویه هوش مصنوعی در آموزش و هدایت دینی دانشآموزان میپردازد و همزمان فرصتهای پیش رو و تهدیدات بالقوه را مورد ارزیابی قرار میدهد. هوش مصنوعی پتانسیل عظیمی برای شخصیسازی فرآیند یادگیری دینی، ارائه منابع نامحدود و ایجاد شبیهسازیهای تعاملی برای مفاهیم پیچیده دارد. این امکانات میتواند یادگیری را جذابتر، دسترسپذیرتر و متناسب با نیازهای فردی هر دانشآموز کند. با این حال، چالشهای جدی اخلاقی و تربیتی نیز مطرح است. نگرانیهایی نظیر سوگیری الگوریتمی که میتواند تفسیر خاصی از دین را تقویت کند، خطر تقلیل ابعاد معنوی و تعاملی دین به منطق ماشینی، و از دست رفتن نقش محوری مربی انسانی در هدایت عاطفی و اخلاقی دانشآموزان وجود دارد. نتیجهگیری این است که AI صرفاً ابزاری توانمندساز است و نمیتواند جایگزین انتقال ارزشهای عمیق، همدلی و معنویت شود که نیازمند تعامل انسانی زنده و هدایت مبتنی بر تجربه زیسته است. این مقاله بر لزوم تدوین راهبردهایی برای ادغام مسئولانه AI در نظام آموزش دینی تأکید میکند.
واژگان کلیدی: هوش مصنوعی، آموزش دینی، هدایت دانشآموزان، فناوری آموزشی، چالشهای اخلاقی، معنویت.
10/110-نقش نوآوریهای آموزشی دیجیتال در ارتقای انگیزش تحصیلی، مشارکت فعال و کیفیت یادگیری نوجوانان در مدارس متوسطه اول
فرزانه فرهمندیان / کارشناسی ارشد، رشته آموزش بهداشت، گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
سمیه بیگم حجازی / کارشناسی، رشته تربیت بدنی، گروه علوم انسانی، دانشکده تربیت بدنی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
چکیده مقاله
در دنیای امروز، فناوری دیجیتال و نوآوریهای آموزشی نقش بسزایی در فرآیند یاددهی-یادگیری ایفا میکنند. مدارس متوسطه اول، بهعنوان محیطی که نوجوانان ۱۰ تا ۱۵ سال در آن تحصیل میکنند، نیازمند بهرهگیری از این ابزارها برای افزایش انگیزش تحصیلی، مشارکت فعال و کیفیت یادگیری هستند. نوآوریهای دیجیتال شامل یادگیری تعاملی، بازیهای آموزشی، شبیهسازیها، یادگیری ترکیبی و استفاده از پلتفرمهای آموزشی آنلاین، فرصتهایی ایجاد میکند تا دانشآموزان بیشتر درگیر محتوا شوند و مهارتهای حل مسئله، تفکر انتقادی و خلاقیت خود را تقویت کنند. این مقاله با روش مروری و تحلیل منابع علمی و پژوهشهای داخلی و خارجی، به بررسی تأثیر نوآوریهای آموزشی دیجیتال بر انگیزش، مشارکت و کیفیت یادگیری نوجوانان میپردازد. یافتهها نشان میدهند که بهکارگیری فناوریهای نوین در آموزش، نهتنها باعث افزایش علاقه و انگیزه دانشآموزان به یادگیری میشود، بلکه مشارکت فعال آنان در کلاس و تعامل با معلم و همکلاسیها را تقویت میکند. همچنین، کیفیت یادگیری و میزان حفظ اطلاعات در دانشآموزانی که از روشهای دیجیتال استفاده میکنند، بهطور قابل توجهی بالاتر از روشهای سنتی است. نتایج این مطالعه بر لزوم ادغام نوآوریهای آموزشی دیجیتال در برنامههای مدرسه و آموزش معلمان برای بهرهگیری مؤثر از فناوری تأکید دارد. بهرهگیری هدفمند از ابزارهای دیجیتال میتواند نقش مهمی در آمادهسازی نوجوانان برای یادگیری مادامالعمر و زندگی آینده آنان ایفا کند.
واژگان کلیدی: نوآوری آموزشی، فناوری دیجیتال، انگیزش تحصیلی، مشارکت فعال، کیفیت یادگیری
10/109-نقش معلم تعلیمات دینی در هدایت دینی دانش آموزان در عصر بستر فضای مجازی
فهیمه السادات خدارحمی موسوی
چکیده مقاله
در عصر گسترش شتابان فضای مجازی و سلطه رسانههای نوین ارتباطی، فرآیند هدایت دینی دانشآموزان با چالشها و فرصتهای تازهای روبهرو شده است. شبکههایی مانند اینستاگرام، تلگرام و یوتیوب با تولید و بازنشر گسترده محتوا، به یکی از مهمترین منابع شکلدهنده نگرشها، باورها و سبک زندگی نسل نوجوان تبدیل شدهاند. در چنین شرایطی، نقش معلم تعلیمات دینی از انتقالدهنده صرف مفاهیم اعتقادی فراتر رفته و به هدایتگری آگاه، تحلیلگر و توانمندساز ارتقا مییابد.
پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی به بررسی ابعاد نقش معلم تعلیمات دینی در هدایت دینی دانشآموزان در بستر فضای مجازی میپردازد. یافتهها نشان میدهد که معلم دینی باید ضمن برخورداری از سواد رسانهای، توانایی نقد و تحلیل محتوای دیجیتال را در دانشآموزان تقویت کند و آنان را نسبت به جریانهای فکری، شبهات اعتقادی و الگوهای رفتاری ترویجشده در فضای مجازی آگاه سازد. همچنین، بهرهگیری هدفمند از ظرفیتهای فضای مجازی برای تولید محتوای جذاب، پاسخگویی به پرسشهای دینی و ایجاد تعامل سازنده، از مهمترین کارکردهای نوین معلم در این عصر است.
نتایج بیانگر آن است که هدایت دینی مؤثر در عصر دیجیتال، مستلزم تغییر رویکرد از آموزش یکسویه به گفتوگو محور، تقویت تفکر انتقادی، ایجاد رابطه عاطفی و اعتمادآمیز با دانشآموزان و الگوسازی عملی در زیست مؤمنانه است. در مجموع، معلم تعلیمات دینی در عصر فضای مجازی نقشی راهبردی در پیوند میان معارف اصیل دینی و زیستجهان دیجیتال دانشآموزان ایفا میکند و میتواند با رویکردی فعال، خلاق و آگاهانه، زمینه تعمیق ایمان و مصونیت فکری نسل نو را فراهم آورد.
واژگان کلیدی: معلم تعلیمات دینی، هدایت دینی، دانشآموزان، فضای مجازی، سواد رسانهای
10/108-نقش قدردانی و شکر گزاری در افزایش سلامت روان بر دانش آموزان ابتدایی از نگاه مروری
نفیسه عنایتی/ دانشجوی رشته علوم تربیتی
چکیده مقاله
در دنیای پرشتاب و پرتنش امروز، سلامت روان کودکان به ویژه در سنین ابتدایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یکی از روشهای مؤثر برای تقویت سلامت روان دانش آموزان، پرورش حس قدردانی و شکرگزاری در آنان است. قدردانی، به عنوان یک مهارت عاطفی، به کودکان کمک میکند تا نگاه مثبتی به زندگی داشته باشند، احساسات منفی را بهتر مدیریت کنند و روابط اجتماعی قوی تری برقرار سازند. آموزش و تمرین شکرگزاری در محیط مدرسه نه تنها موجب افزایش رضایتمندی و شادی درمدارس دانشآموزان میشود، بلکه به کاهش اضطراب، تقویت عزت نفس و ارتقای کیفیت زندگی روانی آنان نیز کمک میکند.
واژگان کلیدی: شکر گزاری، قدردانی، سلا مت روان ، دانش آموزان
10/107-نقش فناوری های نوین درپیشرفت سیستمهای دفاعی ایران
لیلا دهقان/ دبیر ادبیات متوسطه اول آموزش و پرورش دهاقان ، ایران
چکیده مقاله
در دهههای اخیر، تغییر در ماهیت تهدیدات امنیتی و پیچیدگیهای نوین در محیط بینالملل، ضرورت ارتقای توان دفاعی را به عنوان یکی از مؤلفههای اصلی امنیت ملی ایران دوچندان کرده است. این پژوهش با هدف واکاوی «نقش فناوریهای نوین در پیشرفت همهجانبه سیستمهای دفاعی ایران» تدوین شده است. در این راستا، با روش توصیفی-تحلیلی و بهرهگیری از منابع کتابخانهای و اسناد راهبردی، به بررسی این فرضیه پرداخته شده است که دستیابی به خودکفایی در صنایع نظامی، بیش از هر چیز مدیون سرمایهگذاری بر فناوریهای نوظهور است. یافتههای مقاله نشان میدهد که ورود فناوریهای پیشرفته نظیر سامانههای هوشمند هدایتشونده، هواپیماهای بدون سرنشین با قابلیتهای تهاجمی و پدافندی، و همچنین توسعه زیرساختهای جنگ الکترونیک و فضای سایبری، توازن قدرت را در منطقه به نفع ایران تغییر داده است. علاوه بر این، انتقال دانش فنی از محیطهای دانشگاهی به صنایع دفاعی و بهرهگیری از هوش مصنوعی در تحلیل دادههای نظامی، موجب افزایش دقت، سرعت و کاهش خطای سامانهها در شرایط عملیاتی گردیده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که روند تحول سیستمهای دفاعی ایران از رویکرد سنتی به سمت نوسازی فناورانه، فراتر از ارتقای تجهیزات فیزیکی، منجر به ایجاد یک «دکترین بازدارندگی نوین» شده است که مبتنی بر نوآوری بومی و انعطافپذیری عملیاتی است. در نهایت، مقاله پیشنهاد میکند که برای استمرار این پیشرفت، تمرکز بر فناوریهای لبه دانش و تقویت پیوند میان نهادهای دانشی و تولیدی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. این پیشرفتها نه تنها توان بازدارندگی کشور را در برابر تهدیدات نامتقارن افزایش داده، بلکه ایران را به عنوان یک بازیگر تکنولوژیک در عرصه دفاعی معرفی کرده است.
واژگان کلیدی: فناوریهای نوین، بازدارندگی دفاعی، خودکفایی نظامی، هوش مصنوعی، ایران.
10/106-نقش فعالیتهای گروهی و مشارکتی در پرورش مهارتهای اجتماعی دانشآموزان دختر دوره ابتدایی
اعظم دهقانی مبارکه / مربی پرورشی آموزشگاه ابتدایی
چکیده مقاله
با توجه به اهمیت شکلگیری مهارتهای اجتماعی در دوره کودکی، این مقاله با هدف بررسی تأثیر فعالیتهای گروهی و مشارکتی در پرورش این مهارتها در دانشآموزان دختر دوره ابتدایی انجام شده است. این مطالعه به روش مروری و با تحلیل منابع کتابخانهای شامل مقالات علمی، کتب مرجع و اسناد تربیتی، به بررسی مبانی نظری و ارائه الگویی عملی برای مربیان پرورشی میپردازد. یافتهها نشان میدهد که طراحی هدفمند فعالیتهایی مانند بازیهای گروهی، پروژههای مشارکتی، و برنامههای مبتنی بر همکاری، میتواند به صورت معناداری در تقویت مهارتهایی نظیر ارتباط مؤثر، همدلی، مسئولیتپذیری و حل تعارض در دانشآموزان مؤثر باشد. در پایان، راهکارهای اجرایی برای مربیان پرورشی جهت به کارگیری این فعالیتها در محیط مدرسه ارائه شده است.مهارتهای اجتماعی از مهمترین مؤلفههای رشد همهجانبه کودکان به شمار میروند و نقش بسزایی در سازگاری فردی، تحصیلی و اجتماعی آنان دارند. دوره ابتدایی، بهویژه در میان دانشآموزان دختر، زمانی حساس برای شکلگیری این مهارتها محسوب میشود. هدف این مقاله بررسی نقش فعالیتهای گروهی و مشارکتی در پرورش مهارتهای اجتماعی دانشآموزان دختر دوره ابتدایی است. این پژوهش با روش مروری ـ تحلیلی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای، همچنین استفاده از آمار توصیفی و دادههای شبهمیدانی مبتنی بر مشاهده مربی پرورشی انجام شده است. نتایج بررسیها نشان میدهد که اجرای هدفمند فعالیتهای گروهی نظیر بازیهای مشارکتی، پروژههای کلاسی و فعالیتهای پرورشی گروهمحور، تأثیر معناداری بر بهبود مهارتهایی همچون ارتباط مؤثر، همدلی، مسئولیتپذیری و حل تعارض دارد. در پایان، پیشنهادهایی کاربردی برای مربیان پرورشی به منظور بهرهگیری مؤثر از این فعالیتها ارائه شده است.
واژگان کلیدی: مهارتهای اجتماعی، فعالیتهای گروهی، دوره ابتدایی، دانشآموزان دختر، مربی پرورشی.
10/105-نقش شایستگیهای ارتباطی معلم در بهبود رفتارهای یادگیری و نظم کلاسی
خدیجه بردبار
چکیده مقاله
کیفیت فرایند یاددهی–یادگیری در کلاس درس تنها به دانش تخصصی معلم یا محتوای برنامه درسی وابسته نیست، بلکه بهطور چشمگیری از نحوه ارتباط معلم با دانشآموزان، مدیریت تعاملات، و ایجاد فضای روانی–اجتماعی امن و انگیزشی تأثیر میپذیرد. شایستگیهای ارتباطی معلم مجموعهای از تواناییهای کلامی و غیرکلامی، همدلی، گوشدادن فعال، بازخورددهی سازنده، جرأتمندی حرفهای، مدیریت تعارض و تنظیم هیجان در تعاملات آموزشی است که میتواند زمینهساز افزایش مشارکت، توجه، خودتنظیمی و رفتارهای یادگیری دانشآموزان شود و همزمان نظم کلاسی را بهبود دهد. این مقاله با رویکرد تحلیلی–مروری، ضمن تبیین مفهومی شایستگیهای ارتباطی و ارتباط آن با رفتارهای یادگیری و نظم کلاسی، سازوکارهای اثرگذاری این شایستگیها را در سطح روابط معلم–دانشآموز، اقلیم کلاس، مدیریت رفتار و انگیزش بررسی میکند. سپس، یک چارچوب روششناختی پیشنهادی برای مطالعه تجربی این موضوع در مدارس ارائه میشود که بر سنجش چندمنبعی، مشاهده کلاسی و تحلیل روابط میان متغیرها تکیه دارد. جمعبندی مقاله نشان میدهد شایستگیهای ارتباطی معلم از طریق افزایش اعتماد، کاهش تعارض، ایجاد احساس عدالت و حمایت، تقویت انگیزش و خودکارآمدی دانشآموز، و تنظیم هیجانهای کلاس، به ارتقای رفتارهای یادگیری و کاهش رفتارهای برهمزننده نظم میانجامد. پیامدهای کاربردی برای توانمندسازی معلمان، طراحی دورههای ضمن خدمت و سیاستهای مدیریت کلاس نیز ارائه شده است.
واژگان کلیدی: شایستگی ارتباطی، ارتباط معلم–دانشآموز، رفتارهای یادگیری، نظم کلاسی، مدیریت کلاس، اقلیم کلاس، بازخورد سازنده، همدلی
10/104-نقش زن شایسته در تدبیر منزل در اخلاق ناصری
وجیهه سادات حجازی دهاقانی / نویسنده مسئول / طلبه سطح دو، علوم الهیات، مدرسه علمیه الغدیر تهران
اعظم جوهری/ طلبه سطح دو حوزه علمیه حضرت خدیجه (سلام الله علیها)، اصفهان، ایران.
چکیده مقاله
مقاله حاضر با هدف تبیین جایگاه و فضایل اخلاقی زن شایسته در ساختار تدبیر منزل بر اساس مبانی فلسفی و اخلاقی خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب «اخلاق ناصری» تدوین شده است. مورد اصلی تحقیق، بررسی نقش محوری و کارکردی زن به عنوان رکن اصلی انسجام خانواده و حلقۀ واسط میان اخلاق فردی و نظم اجتماعی است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای فلسفی ـ اخلاقی متون کلاسیک است. دادهها از طریق استخراج اصول تعدیل و هماهنگسازی قوای چهارگانه نفس (حکمت، عدالت، شجاعت، عفت) از بخش «تدبیر منازل»، برای دستیابی به معیارهای اخلاقی زن شایسته و نقش مدیریتی او گردآوری شده است.
فضایل بنیادین زن شایسته بر پایه عقل و دیانت استوار است. فضایل کلیدی شامل عفت (تنظیم آگاهانه میلها)، حیا (نشانه نجابت نفس) و اعتدال در رفتار است. در بُعد عملی، زن بهعنوان ربالبیت، مسئولیتهای سهگانه امانتداری اقتصادی، تنظیم روابط (ایجاد مودّت) و تأدیب و تربیت اخلاقی فرزندان را پیش از فساد طبع برعهده دارد.
پاسخ به سؤال تحقیق این است که فضایل و مسئولیتهای محوری زن (بهویژه مدیریت مبتنی بر عقل و عفت)، ستونهای پایداری و سعادت خانوادهاند. زن با حفظ کرامت اخلاقی خود و ایفای نقش تربیتی فعال، نظام داخلی خانه را حفظ کرده و در نهایت، تعادل اخلاقی و سعادت جمعی جامعه را تضمین میکند.
واژگان کلیدی: فضایل اخلاقی، زن شایسته، تدبیرمنزل، اخلاق ناصری
10/103-نقش آموزه های قرآنی در پرورش مسئولیت پذیری دانش آموزان هنرستانی در نظام آموزشی ایران
شهلا طاهری / نویسنده مسئول/ فازغ التحصیل دانشگاه فرهنگیان زینب کبری / کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه پیام نور کاشان
حدیثه فاتحی/ لیسانس الهیات و فقه و حقوق دانشگاه پیام نور دهاقان
چکیده مقاله
این پژوهش با هدف تبیین نقش بنیادین آموزههای قرآنی در تقویت و پرورش حس مسئولیتپذیری در دانشآموزان شاغل به تحصیل در نظام آموزش فنی و حرفهای کشور، با رویکردی تحلیلی-کتابخانهای انجام شده است. مسئولیتپذیری به عنوان یکی از ارکان اساسی تربیت شهروند متعهد، در آموزههای اسلامی ریشه در مفاهیمی چون امانت، اختیار، و پاسخگویی (رهین بودن) دارد؛ آیاتی نظیر «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ» مبنای پاسخگویی فردی را شکل میدهند. با توجه به جایگاه هنرستانها در تربیت نیروی کار ماهر و متعهد، پژوهش حاضر به بررسی چگونگی استخراج و انطباق این آموزهها با مبانی و روشهای نوین تربیتی پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که غفلت از مبانی قرآنی در برنامههای درسی و فوق برنامه، موجب کمرنگ شدن درونیسازی ارزشهای بنیادین در دانشآموزان میگردد. این مقاله پس از تشریح مبانی نظری مسئولیتپذیری قرآنی، چالشهای نظام آموزشی هنرستانی در این زمینه را تحلیل کرده و راهکارهای عملیاتی مبتنی بر تفسیر و کاربرد آیات در سرفصلهای درسی و فعالیتهای پرورشی ارائه میدهد. نتیجهگیری بر لزوم بازگشت به اصول تربیتی اصیل اسلامی برای شکلدهی به شخصیت مسئولیتپذیر هنرجویان تأکید دارد و پیشنهاداتی کاربردی برای مدیران و برنامهریزان ارائه میدهد.
واژگان کلیدی: مسئولیتپذیری، آموزههای قرآنی، دانشآموزان هنرستانی، تربیت اسلامی، نظام آموزشی فنی و حرفهای
10/102-نقش آموزش سلامت در ارتقای سبک زندگی سالم و پیشگیری از رفتارهای پرخطر در نوجوانان مدارس متوسطه اول
فرزانه فرهمندیان / کارشناسی ارشد، رشته آموزش بهداشت، گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
چکیده مقاله
دوره نوجوانی، بهویژه در سنین متوسطه اول، یکی از حساسترین مراحل رشد انسان است که با تغییرات سریع جسمی، روانی و اجتماعی همراه بوده و شکلگیری بسیاری از رفتارها و عادات پایدار زندگی در این دوره رخ میدهد. نوجوانان مدارس متوسطه اول که در این مقاله به گروه سنی ۱۰ تا ۱۵ سال اطلاق میشود، در معرض عوامل مختلفی قرار دارند که میتواند سلامت آنان و نیز احتمال بروز آسیبهای اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد. آموزش سلامت بهعنوان یکی از مؤثرترین راهبردهای پیشگیرانه، نقش مهمی در ارتقای آگاهی، نگرش و رفتارهای سالم در این گروه سنی ایفا میکند. هدف این مقاله، بررسی نقش آموزش سلامت در شکلگیری سبک زندگی سالم و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در نوجوانان مدارس متوسطه اول بر اساس منابع و مطالعات موجود است. روش پژوهش مروری و مبتنی بر گردآوری اطلاعات از منابع معتبر فارسی و لاتین است. یافتهها نشان میدهد که آموزش مؤثر در حوزههایی مانند تغذیه، فعالیت بدنی، بهداشت فردی، سلامت روان، مهارتهای زندگی و سواد رسانهای میتواند رفتارهای پرخطر را کاهش داده و تابآوری نوجوانان را در برابر فشارهای محیطی افزایش دهد. همچنین، اجرای برنامههای سلامتمحور در مدرسه، مشارکت خانواده و ایجاد محیط آموزشی ایمن از عوامل کلیدی در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی محسوب میشود. نتایج این مطالعه تأکید میکند که سرمایهگذاری در آموزش سلامت نوجوانان نهتنها موجب بهبود کیفیت زندگی آنان میشود، بلکه در کاهش مشکلات اجتماعی آینده نیز نقش مؤثری دارد.
واژگان کلیدی: آموزش سلامت، سبک زندگی سالم، نوجوانان، آسیبهای اجتماعی، مدارس متوسطه اول
10/101-مشارکت مردمی در مقابل جنگ با آمریکا در سال ۱۴۰۵ تحلیلی نظری-کاربردی بر مقاومت و بسیج عمومی
بتول رحیمی/ کارشناسی ارشد عرفان اسلامی
چکیده مقاله
هدف اصلی این مقاله، ارائه یک تحلیل عمیق و جامع از پتانسیلها و چالشهای مربوط به مشارکت مردمی در سناریوی جنگ ا با آمریکا در سال ۱۴۰۵ است. این تحلیل با رویکردی نظری-کاربردی، سعی در پاسخگویی به سوالات زیر دارد:
• چه عواملی بر میزان و کیفیت مشارکت مردمی در مقاومت در برابر جنگ تأثیرگذارند؟
• نظریههای موجود در حوزه بسیج عمومی و مقاومت جمعی چگونه میتوانند به درک بهتر این پدیده کمک کنند؟
• تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران تا سال ۱۴۰۵ چه تأثیری بر آمادگی جامعه برای مقاومت خواهند داشت؟
• نقش رسانهها، فناوریهای ارتباطی، و تحولات فرهنگی در بسیج عمومی چیست؟
• چه تجربیات تاریخی (داخلی و خارجی) میتوانند به عنوان الگو یا عبرت برای سیاستگذاران و جامعه مورد استفاده قرار گیرند؟
• با توجه به یافتههای نظری و تجربی، چه راهکارها و پیشنهاداتی برای تقویت هرچه بیشتر مشارکت مردمی در راستای مقاومت و حفظ استقلال کشور قابل ارائه است؟
موضوع مورد بحث، یعنی مقاومت مردمی در برابر جنگ، یک موضوع چندبعدی است که نیاز به بررسی از زوایای مختلف جامعهشناختی، سیاسی، فرهنگی، روانشناختی و ارتباطی دارد. این مقاله با هدف ارائه یک چارچوب تحلیلی جامع، به این ابعاد خواهد پرداخت.
واژگان کلیدی: مشارکت عمومی،بسیج عمومی،جنگ،ایران،آمریکا،مقاومت
10/100-مسئولیت مدنی ناشی از تصمیمهای الگوریتمی (هوش مصنوعی) در قراردادها
فرشید خوشبخت
چکیده مقاله
گسترش استفاده از سامانههای هوش مصنوعی در مراحل پیشاقراردادی و قراردادی، از پیشنهاد قیمت و رتبهبندی طرفهای معامله تا تفسیر بندها، پایش اجرای تعهد و حتی اعمال خودکار ضمانتاجرا، «تصمیمهای الگوریتمی» را به یکی از بازیگران واقعی اقتصاد قراردادی بدل کرده است. مسئله اصلی این است که اگر تصمیم الگوریتمی به زیان یکی از طرفین یا اشخاص ثالث بینجامد، مسئولیت مدنی چگونه توزیع میشود و با چه معیارهایی میتوان تقصیر، رابطه سببیت، قابلیت انتساب و میزان خسارت را احراز کرد. از یک سو، قواعد سنتی مسئولیت مدنی بر مبنای رفتار انسانی، قابلیت پیشبینی و کنترل، و امکان تشخیص خطا شکل گرفتهاند؛ از سوی دیگر، ویژگیهایی مانند یادگیری ماشین، پیچیدگی فنی، عدم شفافیت مدلها، دادهمحوری و امکان سوگیری، تحلیل کلاسیک مسئولیت را با چالشهای تازه مواجه میکند. این مقاله با رویکرد توصیفی تحلیلی و با تکیه بر مبانی مسئولیت مدنی و اصول حاکم بر قراردادها، تلاش میکند چارچوبی برای تحلیل مسئولیت ناشی از تصمیمهای الگوریتمی در قراردادها ارائه کند. در این چارچوب، جایگاه طرفهای متعدد زنجیره هوش مصنوعی، معیارهای مراقبت متعارف، استانداردهای اثبات و سببیت، و امکان استفاده از سازوکارهای قراردادی برای مدیریت ریسک بررسی میشود. همچنین، با مرور جهتگیریهای حقوق تطبیقی و اسناد سیاستی معتبر، پیشنهادهایی برای تکمیل ابزارهای موجود در حقوق ایران و همافزایی میان قواعد مسئولیت و تنظیمگری ارائه میگردد.
واژگان کلیدی: مسئولیت مدنی، تصمیم الگوریتمی، هوش مصنوعی، قراردادها، تقصیر، سببیت، شفافیت، سوگیری الگوریتمی، مدیریت ریسک، تنظیمگری
10/99-مسئولیت بینالمللی دولتها و شرکتهای خصوصی در قبال خسارات زیستمحیطی ناشی از زبالههای فضایی: رویکردی مبتنی بر اصول و قواعد حقوق بینالملل محیط زیست
دلنیا یزدانی / نویسنده مسئول / دانشجوی دکترای حقوق بین الملل عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه.
دکتر مسعود قاسمی / استاديارحقوق خصوصی ،عضوهيئت علمي تمام وقت، دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرمانشاه
چکیده مقاله
با افزایش فعالیتهای فضایی، مسئله زبالههای فضایی به یکی از جدیترین تهدیدات زیستمحیطی و ایمنی بینالمللی تبدیل شده است. این مطالعه با هدف بررسی مسئولیت بینالمللی دولتها و شرکتهای خصوصی در قبال خسارات زیستمحیطی ناشی از زبالههای فضایی، با رویکرد حقوق بینالملل محیط زیست، تدوین شده است. مقاله ضمن تحلیل کنوانسیونهای بینالمللی مرتبط مانند معاهده فضایی ۱۹۶۷ و کنوانسیون مسئولیت بینالمللی ۱۹۷۲، نقش سازوکارهای نرم قانون و دستورالعملهای UNCOPUOS را بررسی میکند و محدودیتها و شکافهای موجود را شناسایی مینماید. همچنین، مسئولیت دولتها و شرکتهای خصوصی بر اساس اصول حقوق بینالملل، از جمله اصل Polluter Pays ، مورد ارزیابی قرار گرفته و نمونههای موردی خسارات ناشی از برخورد با زبالههای فضایی تحلیل شدهاند. بخش دیگری از مقاله به بررسی تلاشهای نوین برای ایجاد قواعد الزامآور و نقش نهادهای بینالمللی، دادگاهها و حقوق داخلی در تضمین مسئولیت اختصاص دارد. در نهایت، تحلیل و نقد حقوق بینالملل فعلی، میزان تعهد دولتها و شرکتهای خصوصی، و پیشنهادهای قانونی و سیاستگذاری ارائه شده است. یافتهها نشان میدهد که انتقال از قواعد نرم به چارچوب الزامآور، تقویت مسئولیت بینالمللی و ایجاد سازوکارهای اجرایی و نظارتی، ضرورت حیاتی برای حفاظت از محیط زیست فضایی و کاهش ریسکهای زیستمحیطی و ایمنی بینالمللی است.
واژگان کلیدی: زبالههای فضایی، مسئولیت بینالمللی، دولتها، شرکتهای خصوصی، حقوق بینالملل محیط زیست
10/98-مدیریت نقدینگی و سرمایه در گردش برای مدیران غیرمالی (کنترل جریان پول در کسبوکار) با تأکید بر اثرگذاری مالیات بر سرمایه در گردش اقتصادی کشور ایران
منصور طاوسی
چکیده مقاله
مدیریت نقدینگی و سرمایه در گردش، برای بسیاری از مدیران غیرمالی، مترادف با «پرداخت بهموقع هزینهها» یا «داشتن پول کافی در حساب» تلقی میشود؛ در حالیکه در عمل، این حوزه مجموعهای از تصمیمهای زنجیرهای درباره فروش اعتباری، خرید نسیه، موجودی کالا، زمانبندی پرداختها، وصول مطالبات، و طراحی فرایندهای داخلی است که مستقیماً بقای بنگاه و توان رشد آن را تعیین میکند. در اقتصاد ایران، این مسئله پیچیدهتر میشود؛ زیرا مالیاتها و الزامات اجرایی مرتبط با آن، از طریق ایجاد تعهدات نقدی دورهای، حبس منابع در قالب اعتبار مالیاتی، افزایش نیاز به سرمایه در گردش برای پوشش شکاف زمانی دریافت و پرداخت، و همچنین ایجاد ریسک جرایم و هزینههای تبعی، بهطور مستقیم بر جریان پول بنگاه اثر میگذارند.
این مقاله با رویکردی کاربردی و میانرشتهای، مفاهیم کلیدی نقدینگی و سرمایه در گردش را برای مدیران غیرمالی صورتبندی میکند و سپس، سازوکارهای اثرگذاری مالیات بر سرمایه در گردش در ایران را توضیح میدهد. در ادامه، چارچوب تصمیمگیری عملی برای کنترل جریان پول ارائه میشود که شامل طراحی سیاستهای اعتباری، مدیریت موجودی، مدیریت پرداختها، پیشبینی جریان نقد، و یکپارچهسازی فرایندهای مالیاتی با عملیات است. روششناسی مقاله مبتنی بر تحلیل مفهومی و مدلسازی فرایندی، همراه با مرور ادبیات داخلی و خارجی و استخراج دلالتهای مدیریتی است. نتیجه اصلی پژوهش این است که در ایران، مدیریت سرمایه در گردش بدون «طراحی مالیاتی جریان پول» ناقص است؛ یعنی مدیر غیرمالی باید مالیات را نه صرفاً یک هزینه سالانه، بلکه یک جریان نقدی زمانمند و یک ریسک عملیاتی بداند و آن را در تصمیمهای فروش، خرید، قراردادها و قیمتگذاری لحاظ کند. در پایان، مجموعهای از شاخصها و اقدامات اجرایی ارائه میشود که میتواند برای بنگاههای کوچک و متوسط تا شرکتهای بزرگ بهکار گرفته شود.
واژگان کلیدی: مدیریت نقدینگی، سرمایه در گردش، جریان نقد، چرخه تبدیل وجه نقد، مالیات، مالیات بر ارزش افزوده، اقتصاد ایران، سیاست اعتباری، مدیریت موجودی، ریسک مالیاتی
10/97-مدیریت تغییر سازمانی و پیادهسازی مدلهای یادگیری ترکیبی (Blended Learning Models) مبتنی بر انعطافپذیری (Agility)
زهرا حاجی محمدی / آموزگار آموزش و پرورش : شهرستان دهاقان
چکیده مقاله
مدیریت آموزشی معاصر با ضرورت گذار از ساختارهای سنتی به مدلهای عملیاتی چابک (Agile) روبروست تا بتواند به دگرگونیهای سریع محیطی پاسخ دهد. تمرکز اصلی این رویکرد، پیادهسازی استراتژیک مدلهای یادگیری ترکیبی (Blended Learning) است که انعطافپذیری سازمانی را در هسته خود دارد. این امر مستلزم یک تغییر پارادایم مدیریتی است؛ جایی که رهبران آموزشی باید فرهنگ سازمانی را به سمت آزمایش، یادگیری سریع و توانمندسازی تیمها سوق دهند.
چالش اصلی در این گذار، مدیریت تغییرات فرهنگی و ساختاری است. این شامل بازتعریف نقشهای کارکنان، توسعه زیرساختهای فناوری مقیاسپذیر برای پشتیبانی از سناریوهای گوناگون تدریس، و ایجاد پروتکلهای ارتباطی شفاف برای حفظ اعتماد ذینفعان است. موفقیت در این مسیر نیازمند برنامهریزی دقیق ظرفیت است تا اطمینان حاصل شود که مدلهای جدید، با وجود کارایی، منجر به فرسودگی معلمان یا کاهش کیفیت تجربه یادگیری دانشآموزان نشوند. در نهایت، مدیریت موفق در عصر جدید آموزش، مدیریت ظرفیت سازمان برای انطباق مستمر است؛ نه صرفاً اجرای یک مدل ثابت جدید. این رویکرد، پایداری و کیفیت آموزش را در دنیایی باثبات تضمین میکند.
واژگان کلیدی: مدیریت تغییر سازمانی-یادگیری ترکیبی-رهبری چابک
10/96-مدیریت تغییر در عصر هوش مصنوعی اموزشی
آرزو ذوالفقاری / آموزش و پرورش : شهرستان دهاقان
چکیده مقاله
فرآیند یکپارچهسازی سریع هوش مصنوعی (AI) در آموزش، مدیریت مدارس را به شکلی نوین دگرگون میکند و نیازمند رویکردی راهبردی برای تغییر سازمانی است. این مقاله به بررسی نحوه هدایت کارآمد رهبران مدرسه در پذیرش فضاهای یادگیری مبتنی بر AI میپردازد و از چارچوبهای مدیریت تغییر معتبر استفاده میکند، اثرات آموزشی و اداری AI را ارزیابی میکند و بر گزارههای حریم خصوصی و اخلاقی در عمل تأکید مینماید. از طراحی ترکیبی (mixed methods) برای گردآوری و تحلیل دادهها بهره میبرد: مرور ادبیات مرتبط با AI در مدرسهداری، مطالعههای موردی چندجانبه از مدرسههایی که پروژههای AI را پیاده کردهاند، و مصاحبههای نیمهساختاریافته با مدیران، همکاران آموزشی، معلمان و نمایندگان دانشآموزان. منظر نظری بر مبنای چارچوبهای مدیریت تغییر مانند ADKAR و Kotter است که در بافت ویژه آموزشی جایی پیدا میکنند که پذیرش فناوری با pedagogy، governance و اعتماد جامعه در هم آمیخته است. اهداف پژوهش عبارتاند از: (الف) شناسایی عوامل بحرانی که پذیرش AI را در میان اعضای هیئت آموزشی تسهیل یا مانع میشوند، (ب) ترسیم مسیرهای اثر AI بر طراحی تدریس، مدیریت کلاس و فرایندهای اداری، و (ج) توسعه نقشه راه عملی و مبتنی بر شواهد برای رهبران مدرسه که حاکمیت، برنامههای توسعه حرفهای، تخصیص منابع و حفاظتهای اخلاقی را روشن میکند. یافتههای اولیه نشان میدهد که پیادهسازی موفق AI نیازمند چشمانداز منسجم، ظرفیتسازی پایدار، ارتباط شفاف و تمهیدات حریم خصوصی قوی است. این مطالعه بر اهمیت اندازهگیریهای روشن برای ارزیابی هر دو خروجی یادگیری و کارایی عملیاتی و همچنین مشارکت مداوم ذینفعان برای پاسخ به دغدغههای مربوط به سوگیری، امنیت دادهها و پاسخگویی تأکید دارد. با ارائه نقشه راه عملی، مقاله به ادبیات رهبری آموزشی در عصر AI کمک میکند و راهنماییهای قابل اجرا برای سیاستگذاران، هیئتهای مدرسه و فعالان آموزشی ارائه میدهد تا هوش مصنوعی را برای بهبود تجربه یادگیری به کار گیرند، همزمان با حفظ دسترسی برابر و رعایت استانداردهای اخلاقی.
واژگان کلیدی: هوش مصنوعی در آموزش، مدیریت تغییر، رهبری مدرسه، تحلیل یادگیری، حریم خصوصی و اخلاق، توسعه حرفهای، حُکمرانی، اکوسیستمهای یادگیری دیجیتال
10/95-مدیریت پیشگیرانه در مدرسه و کلاس درس: نقش مدیران و معلمان در مصونسازی دانشآموزان متوسطه اول از آسیبهای اجتماعی
پریوش امین افشار /مدیر متوسطه اول آموزشگاه حکیمه دهاقان
چکیده مقاله
پژوهشهای متعدد حاکی از آن است که مدرسه به عنوان دومین نهاد تأثیرگذار پس از خانواده، نقشی حیاتی در شکلدهی شخصیت و رفتار اجتماعی دانشآموزان ایفا میکند. در این میان، دوره متوسطه اول به دلیل همزمانی با سن بلوغ و بحران هویت، دورهای حساس در مواجهه با آسیبهای اجتماعی محسوب میشود. مقاله حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی به بررسی نقش دوگانه مدیر مدرسه به عنوان راهبر آموزشی و معلم به عنوان مجری بیواسطه فرآیند تربیتی در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی میپردازد. یافتهها نشان میدهد که سبک رهبری مدیر، ایجاد جو عاطفی مثبت در مدرسه، و شیوه مدیریت معلم در کلاس درس میتواند عامل محافظتکننده یا خطرآفرین در برابر آسیبهایی همچون اعتیاد، خشونت، فرار از مدرسه و بزهکاری باشد. مقاله با تأکید بر راهکارهای عملی در پنج حوزه رهبری تحولآفرین، مدیریت کلاس درس، برنامه درسی پنهان، تعامل با خانواده و نظام مراقبتی، به ارائه الگویی برای مدیریت پیشگیرانه میپردازد.
واژگان کلیدی: مدیر مدرسه، معلم، آسیبهای اجتماعی، پیشگیری، مدیریت کلاس درس، متوسطه اول
10/94-مدیریت پروژه های چابک (Agile) و تأثیر آن بر نوآوری در سازمانها
عبدالقادر باوردی/ کارشناسی ارشد رشته مدیریت دولتی/ گرایش مدیریت مالی دولتی/ دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران.
چکیده مقاله
مدیریت پروژههای چابک (Agile Project Management) بهعنوان یک رویکرد نوین در مدیریت پروژهها، به سازمانها این امکان را میدهد که با تغییرات سریع محیطی و نیازهای مشتریان بهخوبی سازگار شوند. این رویکرد بهویژه در دنیای امروز که تغییرات مداوم و نیاز به نوآوری فزاینده است، اهمیت ویژهای پیدا کرده است. این مقاله به بررسی تأثیر مدیریت پروژههای چابک بر نوآوری در سازمانها میپردازد. برای این منظور، از روش تحقیق کتابخانهای استفاده شده است که شامل بررسی و تحلیل مقالات، کتابها و منابع معتبر در زمینه مدیریت پروژههای چابک و نوآوری است. مدیریت پروژههای چابک بر اساس اصولی همچون همکاری تیمی، پاسخگویی به تغییرات و تحویل مستمر ارزش به مشتریان بنا شده است. این اصول به سازمانها کمک میکند تا در فرآیندهای توسعه محصول و خدمات خود، انعطافپذیری بیشتری داشته باشند. نتایج تحقیق نشان میدهد که یکی از مزایای کلیدی مدیریت پروژههای چابک، افزایش انعطافپذیری سازمانها در مواجهه با تغییرات است. این انعطافپذیری به تیمها این امکان را میدهد که به سرعت به نیازهای جدید پاسخ دهند و ایدههای نوآورانه را پیادهسازی کنند. علاوه بر این، مدیریت پروژههای چابک تسهیل همکاری تیمی را بهعنوان یکی از عوامل مؤثر در افزایش نوآوری معرفی میکند. تعاملات مؤثر بین اعضای تیم میتواند به تبادل ایدهها و خلاقیت بیشتر منجر شود. تحویل مستمر ارزش یکی دیگر از نتایج مثبت این رویکرد است. با تمرکز بر تحویل تدریجی محصولات، سازمانها میتوانند بازخورد مشتریان را سریعتر دریافت کنند و بر اساس آن به بهبود و نوآوری در محصولات و خدمات خود بپردازند. در نهایت، مدیریت پروژههای چابک با کاهش ریسکهای مرتبط با پروژه و ایجاد فرآیندهای یادگیری مستمر، به سازمانها کمک میکند تا در یک محیط رقابتی و در حال تغییر به نوآوری دست یابند. این یافتهها نشان میدهد که سازمانهایی که از مدیریت پروژههای چابک استفاده میکنند، قادر به ایجاد و حفظ مزیتهای رقابتی خود هستند.
واژگان کلیدی: مدیریت پروژههای چابک، نوآوری، انعطافپذیری، همکاری تیمی، تحویل مستمر ارزش.
10/93-مدیریت آموزشی مبتنی بر داده و هوش مصنوعی
زهرا حاجی محمدی/ آموزگار آموزش و پرورش : شهرستان دهاقان
چکیده مقاله
مدیریت آموزشی پیشرو: استراتژیهای پیادهسازی هوش مصنوعی و تحلیل داده برای بهینهسازی فرایندهای یاددهی-یادگیری
تحول دیجیتال، پارادایم سنتی مدیریت آموزشی را به سمت مدلی دادهمحور و هوشمند سوق داده است. این مقاله به بررسی استراتژیهای کلیدی برای پیادهسازی موفق مدیریت آموزشی مبتنی بر داده (DDEM) با محوریت هوش مصنوعی (AI) میپردازد. هدف اصلی این گذار، ارتقاء کیفیت، کارایی و اثربخشی آموزش از طریق تصمیمگیریهای مبتنی بر شواهد است.ستون فقرات این رویکرد جدید، توانایی جمعآوری و یکپارچهسازی مؤثر دادهها از منابع گوناگون، مانند سیستمهای مدیریت یادگیری (LMS) و ابزارهای ارزیابی، تحت چارچوب حاکمیت داده قوی است. با پردازش این دادهها توسط الگوریتمهای تحلیل پیشبینانه، مدیران آموزشی قادر خواهند بود تا نهتنها عملکرد گذشته، بلکه مسیرهای آتی یادگیرندگان را نیز پیشبینی کنند. این قابلیت، امکان مداخله زودهنگام و هدفمند برای جلوگیری از افت تحصیلی و ترک دوره را فراهم میآورد.علاوه بر این، هوش مصنوعی نیروی محرکه شخصیسازی فراگیر در آموزش است. سیستمهای یادگیری تطبیقی که توسط AI هدایت میشوند، محتوا، سرعت و بازخورد را بهطور لحظهای برای هر فرد تنظیم میکنند، که این امر تجربه یادگیری را عمیقاً مؤثر میسازد. همچنین، اتوماسیون فرایندها در وظایف تکراری اداری، بار کاری اساتید و مدیران را کاهش داده و منابع انسانی را به تعاملات کیفیتر سوق میدهد. در نهایت، پذیرش این فناوریها نیازمند تغییر فرهنگ سازمانی و توسعه مهارتهای جدید در میان کارکنان است تا سازمانهای آموزشی بتوانند در اکوسیستم رقابتی فردا موفق باشند.
واژگان کلیدی: مدیریت آموزشی مبتنی بر داده -هوش مصنوعی -یادگیری تطبیقی-تحلیل پیشبینانه-شخصیسازی یادگیری-سیستمهای مدیریت یادگیری
10/92-کارکردهای تربیتی خودشناسی در عرفان اسلامی و تأثیر آن بر بهبود سلامت روان و هویتیابی دانشآموزان (با تأکید بر یافتههای نوین روانشناسی تربیتی)
پروانه صدری/ کارشناسی ارشد عرفان اسلامی
چکیده مقاله
امروزه یکی از مهمترین چالشهای نظام تعلیم و تربیت، بحران هویت، اضطراب، کاهش معناجویی و افت سلامت روان در میان نوجوانان است. در این میان، بازخوانی ظرفیتهای تربیتی سنتهای فکری اسلامی میتواند افقهای تازهای برای مواجهه علمی و کاربردی با این مسائل بگشاید. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد تطبیقی، به بررسی مفهوم «خودشناسی» در عرفان اسلامی و کارکردهای تربیتی آن پرداخته و آن را با یافتههای نوین روانشناسی تربیتی مقایسه میکند. در بخش عرفانی، آرای اندیشمندانی چون امام محمد غزالی، ابن عربی و مولانا جلالالدین بلخی بررسی شده و در بخش روانشناسی، نظریات کارل راجرز و مارتین سلیگمن مورد تحلیل قرار گرفته است. یافتهها نشان میدهد خودشناسی عرفانی با مفاهیمی چون خودشکوفایی، معناجویی و تابآوری روانی همپوشانی قابل توجهی دارد و میتواند به عنوان الگویی بومی برای ارتقای سلامت روان و هویتیابی دانشآموزان مورد استفاده قرار گیرد. در پایان، مدلی کاربردی برای بهرهگیری از این رویکرد در محیط مدرسه پیشنهاد شده است.
واژگان کلیدی: خودشناسی، عرفان اسلامی، سلامت روان، هویتیابی، روانشناسی تربیتی
10/91-کاربست نظریه خودشکوفایی مازلو در محیط یادگیری دوره ابتدایی: از نیازهای پایه تا شکوفایی خلاقیت
فرزانه رمضانی / کارشناسی روان شناسی، آموزگار پایه چهارم ابتدایی / حوزه مقاله: حوزه2: روان شناسی، علوم آموزشی، علوم تربیتی
چکیده مقاله
هدف این مقاله، تبیین کاربردی نظریه سلسله مراتب نیازهای انسانی آبراهام مازلو، با تأکید بر سطح خودشکوفایی، در محیط آموزشی دوره ابتدایی است. رویکرد انسانگرا در روانشناسی، بر رشد کلیت نگر فرد، گرایش فطری به رشد و شکوفایی استعداد های ذاتی تأکید دارد. این پژوهش نظری با روش تحلیلی-مروری و مبتنی بر مطالعه کتابخانهای، به این پرسش میپردازد که معلم ابتدایی چگونه میتواند با ایجاد محیطی امن، پذیرا و غنی، زمینه را برای ارضای تدریجی نیازهای دانشآموزان (از نیازهای فیزیولوژیک و ایمنی تا تعلق و عزت نفس) و در نهایت، زمینه چینی برای تجربه های خودشکوفایی در قالب یادگیری خلاق و معنادار فراهم کند. یافته ها نشان میدهد که معلم با رفتارهای حمایتی، طراحی فعالیت های اکتشافی، فراهم آوردن حق انتخاب، تقویت کنجکاوی ذاتی و ایجاد فضایی عاری از قضاوت میتواند به دانشآموز کمک کند تا به جای تمرکز صرف بر نقاط ضعف و مقایسه، بر رشد شخصی، کشف ظرفیت ها و بروز خلاقیت خود متمرکز شود. نتیجه گیری کلی حاکی از آن است که گنجاندن اصول انسانگرایانه مازلو در بطن فرآیند تعلیم و تربیت ابتدایی، نه تنها به بهبود بهداشت روانی و انگیزه درونی دانشآموزان میانجامد، بلکه یادگیری را به فرآیندی لذتبخش، پایدار و معنادار تبدیل کرده و نسلی خلاق، مسئولیتپذیر و مشتاق به یادگیری مادام العمر پرورش خواهد داد..
واژگان کلیدی: خودشکوفایی، نظریه مازلو، روانشناسی انسانگرا، دوره ابتدایی، محیط یادگیری حمایتی، انگیزه درونی، خلاقیت.
10/90-کاربرد هوش مصنوعی در شخصیسازی یادگیری فیزیک در مقطع متوسطه دوم: چالشها، راهکارها و چشماندازها
پرویز احمدی / دبیر فیزیک ، آموزش و پرورش شهرستان دهاقان، ایران
چکیده مقاله
پژوهش در زمینه کاربست هوش مصنوعی در آموزش علوم، به ویژه فیزیک، در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته است. این مقاله به بررسی نقش فناوریهای هوش مصنوعی در شخصیسازی فرایند یادگیری فیزیک برای دانشآموزان مقطع متوسطه دوم میپردازد. با مرور نظاممند پژوهشهای بینالمللی و تحلیل تجارب عملی اجراشده، ابعاد مختلف این پدیده شامل ابزارهای مبتنی بر مدلهای زبانی بزرگ، سامانههای تطبیقی هوشمند، شبیهسازهای تعاملی و دستیارهای آموزشی مبتنی بر عامل هوشمند تحلیل میشود. یافتهها نشان میدهد که هوش مصنوعی با فراهم آوردن امکان تشخیص دقیق کجفهمیها، ارائه بازخورد هدفمند، ایجاد محتوای چندرسانهای تطبیقی و شبیهسازی پدیدههای انتزاعی، میتواند به طور معناداری کیفیت یادگیری مفاهیم پیچیده فیزیک را ارتقا بخشد. با این حال، چالشهایی نظیر دسترسی نابرابر به فناوری، نیاز به بازتعریف نقش معلم در مورد اتکای صرف به خروجیهای هوش مصنوعی نیز مطرح است. مقاله با ارائه چارچوبی برای تلفیق هدفمند هوش مصنوعی در برنامه درسی فیزیک و پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی به پایان میرسد.
واژگان کلیدی: هوش مصنوعی، یادگیری فیزیک، متوسطه دوم، چالش ها و راهکارها
10/89-کاربرد نظریه بازی های تصادفی و بهینه سازی مقاوم در طراحی سیستم های حسابداری مدیریت برای تخصیص پویا و تطبیقی منابع در بازار های بین المللی
عبدالقادر باوردی/ کارشناسی ارشد رشته مدیریت دولتی، گرایش مدیریت مالی دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران،
چکیده مقاله
این تحقیق به بررسی تأثیر نظریه بازیهای تصادفی و بهینهسازی مقاوم در سیستمهای حسابداری مدیریت برای بهبود تخصیص منابع و تصمیمات استراتژیک در بازارهای جهانی پرداخته است. در این تحقیق، رویکردهای کمی و کیفی برای تحلیل اثرات این دو مدل در فرآیندهای مدیریتی و تخصیص منابع در شرایط عدم قطعیت بهکار گرفته شده است. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی این است که چگونه ترکیب این دو رویکرد میتواند به بهبود عملکرد سازمانی و کاهش هزینهها در سیستمهای حسابداری مدیریت کمک کند. تحقیق حاضر از دو بخش اصلی کمی و کیفی تشکیل شده است. در بخش کمی، از روشهای تحلیل دادههای آماری برای بررسی تأثیر نظریه بازیهای تصادفی و بهینهسازی مقاوم در تخصیص منابع و کاهش هزینهها استفاده شده است. دادههای واقعی از شرکتهای مختلف جمعآوری شده و از مدلهای شبیهسازی و تحلیلهای آماری برای بررسی تأثیر این دو رویکرد بر هزینهها، سودآوری و کارایی تخصیص منابع استفاده گردید. در بخش کیفی، مصاحبههای نیمهساختاریافته با مدیران مالی و کارشناسان حسابداری انجام شد تا تجربیات و دیدگاههای آنها در مورد تأثیر این دو رویکرد بر تصمیمات استراتژیک و تخصیص منابع در بازارهای رقابتی استخراج شود. در تحلیل دادههای کمی، از مدلهای آماری مانند تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیونی استفاده شده است تا تأثیرات نظریه بازیهای تصادفی و بهینهسازی مقاوم در تخصیص منابع و کارایی سیستمهای حسابداری مدیریت سنجیده شود. در بخش کیفی، از تحلیل مضمون برای استخراج الگوهای مشترک در نظرات و تجربیات مصاحبهشوندگان استفاده شده است. این روش به شفافسازی چالشها و فرصتهای استفاده از این رویکردها در تصمیمات استراتژیک و تخصیص منابع کمک کرده است. یافتههای این تحقیق نشان داد که نظریه بازیهای تصادفی باعث بهبود پیشبینی رفتار رقبا و تخصیص منابع در شرایط عدم قطعیت میشود. همچنین، بهینهسازی مقاوم به افزایش انعطافپذیری سیستمهای حسابداری مدیریت و کاهش هزینهها کمک کرده است. ترکیب این دو رویکرد منجر به افزایش 30% در کارایی تخصیص منابع و کاهش 18% در هزینهها شد. در مجموع، این تحقیق نشان میدهد که استفاده همزمان از این دو مدل در سیستمهای حسابداری مدیریت میتواند به بهبود تصمیمات استراتژیک، کاهش هزینهها و افزایش سودآوری کمک کند.
واژگان کلیدی: نظریه بازیهای تصادفی، بهینهسازی مقاوم، سیستمهای حسابداری مدیریت، تخصیص منابع، تصمیمات استراتژیک.
10/88-قانونگذاری دیپفیک سیاسی و رسانه مصنوعی: آزادی بیان در برابر سلامت انتخابات
ابوالفضل فرهادی
چکیده مقاله
دیپفیک سیاسی و «رسانه مصنوعی» بهعنوان محصول همگرایی هوش مصنوعی، دادههای انبوه و بسترهای توزیع پلتفرمی، نظم سنتی گردش اطلاعات انتخاباتی را دگرگون کرده است. در این پدیده، دستکاری واقعنمایانه صوت، تصویر و ویدئو میتواند اعتبار اسناد رسانهای را فرسوده و «هزینه اعتماد» را برای شهروندان، نهادهای انتخاباتی و رسانههای حرفهای افزایش دهد. از سوی دیگر، واکنش حقوقی شتابزده ممکن است به محدودسازی نامتناسب آزادی بیان، سانسور پیشینی و تضعیف گفتوگوی سیاسی بینجامد. مقاله حاضر با رویکرد حقوق عمومی و حقوق رسانه، مسئله قانونگذاری دیپفیک سیاسی را در نسبت میان آزادی بیان و سلامت انتخابات تحلیل میکند و نشان میدهد که چارچوبهای سنتی افترا، نشر اکاذیب، تبلیغات انتخاباتی و جرایم رایانهای، اگرچه نقطه شروعاند، اما برای مواجهه با رسانه مصنوعی کافی نیستند. سپس با تکیه بر مرور ادبیات و مطالعه تطبیقی سیاستگذاری، الگوی قانونگذاری «طبقهبندی مبتنی بر ریسک» و «حکمرانی چندسطحی» پیشنهاد میشود که عناصر آن شامل تعریف دقیق رسانه مصنوعی، قواعد افشا و برچسبگذاری، استانداردهای مسئولیت پلتفرمها، حمایت از روزنامهنگاری و راستیآزمایی، سازوکارهای رسیدگی سریع انتخاباتی، تضمینهای دادرسی منصفانه و آزمون تناسب برای هرگونه محدودیت بیان است. نتیجهگیری مقاله بر این محور استوار است که کارآمدترین مسیر، ترکیب ابزارهای حقوقی و نهادی با راهکارهای فنی و سواد رسانهای است تا هم از «تمامیت اطلاعاتی انتخابات» محافظت شود و هم «میدان رقابت سیاسی» به نفع قدرتهای تنظیمگر یا بازیگران بزرگ فناوری بسته نشود.
واژگان کلیدی: دیپفیک، رسانه مصنوعی، سلامت انتخابات، آزادی بیان، قانونگذاری، پلتفرمهای دیجیتال، تمامیت اطلاعاتی، راستیآزمایی
10/87-عکاسی ابزاری برای بیان احساسات نوجوانان در علم روانشناسی
فاطمه زهرا نادریان
چکیده مقاله
دوره نوجوانی، مقطعی حساس و پرتحول در زندگی افراد است که با تغییرات گسترده جسمی، روانی و اجتماعی همراه است. در این دوره، نوجوانان با چالشهای هویتی، هیجانات شدید و نیاز به خودبیانگری روبرو هستند. فشارهای اجتماعی، تحولات درونی و دشواری در انتقال کلامی احساسات، اغلب موجب بروز مشکلاتی در سلامت روان این گروه سنی میشود. این مقاله با هدف بررسی نقش عکاسی به عنوان ابزاری غیرکلامی و مؤثر در بیان و پردازش احساسات نوجوانان تدوین شده است. عکاسی، با قابلیتهای بصری و نمادین خود، فرصتی منحصر به فرد برای بروز ناخودآگاه، کاوش در عمق هیجانات و شکلگیری هویت فراهم میآورد. در این پژوهش، ابتدا به مفاهیم نظری مرتبط با عکاسی، ویژگیهای روانشناختی نوجوانی و نظریههای بیان هیجان پرداخته میشود. سپس، عکاسی به عنوان یک زبان بصری غیرکلامی و ابزاری برای فرافکنی هیجانات مورد تحلیل قرار میگیرد. در ادامه، رویکردهای درمانی مبتنی بر عکاسی نظیر فتوتراپی و فتوویس معرفی و کاربردهای آنها در مراکز آموزشی و مشاوره بررسی میگردد. تاثیرات مثبت عکاسی بر کاهش اضطراب، افزایش عزت نفس، تقویت خودآگاهی و بهبود مهارتهای ارتباطی نوجوانان تشریح خواهد شد. همچنین، تحلیل روانشناختی عناصر بصری عکس (رنگ، نور، زاویه دید، سوژه) در انتقال مفاهیم احساسی مورد بحث قرار میگیرد. در نهایت، چالشها و محدودیتهای احتمالی در استفاده از عکاسی برای این منظور و پیشنهادهای کاربردی برای مدارس و روانشناسان ارائه میگردد. نتایج این مقاله نشان میدهد که عکاسی میتواند به عنوان یک مداخله روانشناختی قدرتمند، به نوجوانان در عبور موفقیتآمیز از پیچیدگیهای این دوره و ارتقاء سلامت روانشان کمک کند.
واژگان کلیدی: عکاسی، روانشناسی نوجوانان، بیان هیجان، هنر درمانی، سلامت روان، فتوتراپی، هویتیابی.
10/86-ظهور حضرت حجت و وقایع دوران غیبت وحین ظهور
لیلا زکیخانی چگنی
چکیده مقاله
هدف این پژوهش شناسایی تاثیر حمایت معلم بر مدیریت استرس و حضور اجتماعی و تفکر انتقادی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت است. روش پژوهش حاضر، توصيفي و تحلیل معادلات ساختاری است.جامعه آماری تحقیق عبارت از تعداد 1736 دانش آموزان ابتدایی کوهدشت هستند، و به روش نمونه¬گيري طبقه¬بندی نسبی نمونه آماری 313 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش از چهار پرسشنامه حمایت معلم محقق ساخته (1398)، مدیریت استرس ریف (1989) حضور اجتماعی گاندی(2015)،و تفکر انتقادی براون(2015) استفاده شد. نتايج مدل¬سازي معادلات ساختاري با استفاده از نرم¬افزار Smart PLS نشان داد كه در سطح اطمينان 99 درصد، حمایت معلم بر مدیریت استرس و حضور اجتماعی و تفکر انتقادی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت تاثير مثبت و معنادار اعمال كند. و حمایت معلم دارای دو تاثیر مستقیم و غیرمستقیم بر مدیریت استرس و حضور اجتماعی است. اثر غیرمستقیم حمایت معلم از طریق حضور اجتماعی بر روی حس تعلق برابر با حاصل¬ضرب ضرایب مسیر میباشد یعنی برابر است با 296/0 در سطح اطمینان 99٪ میتوان گفت که حمایت معلم بر حضور اجتماعی و مدیریت استرس ، تاثیر مثبت و معناداری دارد. و متغیر مستقل از طریق میانجی بر وابسته تاثیر دارد و میزان این تاثیر برابر با 296/0 درصد میباشد.
واژگان کلیدی: حمایت معلم ، مدیریت استرس ، حضور اجتماعی ، تفکر انتقادی
10/85-طراحی و بهینهسازی اینورتر خودروی الکتریکی با خنککاری دوطرفه (Double-Sided Cooling) با استفاده از میکروکانالهای سینوسی
نویسنده:سراج نادری سمیرمی،هنرآموزمکانیک خودرو آموزش وپرورش شهرستان دهاقان،ایران
چکیده مقاله
صنعت خودروهای الکتریکی با چالش اساسی مدیریت حرارتی قطعات الکترونیک قدرت مواجه است. افزایش چگالی توان در اینورترها منجر به تولید شار حرارتی بالا (بیش از ۲۰۰ W/cm²) در چیپهای نیمههادی میشود که کارایی و قابلیت اطمینان سیستم را کاهش میدهد. در این پژوهش، یک سیستم خنککاری دوطرفه نوین با میکروکانالهای سینوسی برای اینورتر خودروی الکتریکی طراحی و بهینهسازی شده است. هندسه موجدار سینوسی با ایجاد جریانهای ثانویه و گردابهها، اختلاط سیال را افزایش داده و لایه مرزی حرارتی را به طور مداوم بازآرایی میکند. شبیهسازی عددی سهبعدی جریان سیال و انتقال حرارت با استفاده از دینامیک سیالات محاسباتی (نرمافزار انسیس فلوئنت) انجام شد. اثر پارامترهای هندسی شامل دامنه و طول موج کانالها، همچنین کسر حجمی نانوسیال آب-آلومینا (۱ تا ۴ درصد) بر عملکرد حرارتی-هیدرولیکی سیستم بررسی گردید. نتایج نشان میدهد استفاده از میکروکانال سینوسی در مقایسه با نوع مستقیم، عدد ناسلت را تا ۳۸٪ افزایش میدهد. خنککاری دوطرفه نیز توزیع دما را در سطح چیپها تا ۴۵٪ یکنواختتر کرده و نقاط داغ را حذف میکند. بهینهسازی چندهدفه با الگوریتم ژنتیک (NSGA-II) برای دستیابی به کمترین دمای بیشینه و کمترین افت فشار انجام شد. نتایج بهینه، ترکیبی از دامنه موج ۰.۳ میلیمتر، طول موج ۲.۵ میلیمتر و کسر حجمی نانوسیال ۲.۸٪ را به عنوان طراحی برتر معرفی میکند که دمای چیپ را تا ۶۵ درجه سلسیوس کاهش داده و افت فشاری معادل ۱۲ کیلوپاسکال ایجاد میکند. این سیستم خنککاری پیشنهادی میتواند گامی مؤثر در افزایش چگالی توان و قابلیت اطمینان اینورترهای نسل آینده خودروهای برقی باشد.
واژگان کلیدی: خودروی الکتریکی، اینورتر، خنککاری دوطرفه، میکروکانال سینوسی، نانوسیال
10/84-طراحی و اعتبارسنجی مدل آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی برای انطباق مهارتهای دانشآموختگان رشته عمران با نیازهای فناورانه بازار کار راه و ساختمان ایران
محمد محمدی زاده/ هنرآموز راه و ساختمان/ آموزش و پرورش شهرستان دهاقان، ایران
چکیده مقاله
صنعت راه و ساختمان با ورود فناوریهای نوینی مانند هوش مصنوعی، مدلسازی اطلاعات ساختمان (BIM) دستخوش تحولی بنیادین شده است. این تغییرات، نیازمند مهارتهای تخصصی و بینرشتهای است که در برنامههای درسی سنتی دانشگاهها کمتر به آنها پرداخته میشود. شکاف عمیق میان دانش آکادمیک و نیازهای بازار کار، به چالشی اساسی در نظام آموزش عالی ایران تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی یک مدل آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی انجام میشود که بتواند شکاف مهارتی میان دانشگاه و صنعت را کاهش دهد. نوآوری این تحقیق در تلفیق دو حوزه تحلیل دادههای بازار کار فناورمحور و سیستمهای یادگیری شخصیسازیشده است. مدل پیشنهادی با گردآوری و تحلیل نیازهای مهارتی واقعی صنعت راه و ساختمان ایران (شامل مهارتهای نرمافزاری، دانش مصالح نوین و آشنایی با فرآیندهای اجرایی مدرن) و مقایسه آن با سرفصلهای درسی و عملکرد تحصیلی دانشجو، نقاط ضعف و قوت هر فرد را شناسایی کرده و یک نقشه راه یادگیری هدفمند و پویا ارائه میدهد. این پژوهش از نوع توسعهای-کاربردی بوده و با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) انجام خواهد شد. در مرحله کیفی، نیازهای مهارتی صنعت از طریق مصاحبه با خبرگان و تحلیل آگهیهای شغلی استخراج میشود. در مرحله کمی، الگوریتمهای یادگیری ماشین برای شخصیسازی مسیرهای یادگیری طراحی و اعتبارسنجی میگردند. نتایج این تحقیق میتواند برای برنامهریزان آموزشی، اساتید دانشگاه و دانشجویان مهندسی عمران کاربرد عملی داشته باشد.
واژگان کلیدی: هوش مصنوعی در آموزش مهندسی، شکاف مهارتی صنعت و دانشگاه، شخصیسازی یادگیری، نیازسنجی آموزشی، مهندسی عمران، فناوریهای نوین ساختمان.
10/83-طراحی و اعتباربخشی الگوی آموزشی مبتنی بر تفکر طراحی به منظور تقویت مهارت مسئلهیابی و ایدهپردازی کارآفرینانه در درس کاروفناوری
حمید هرمزی پور/ دبیر کاروفناوری/ آموزش و پرورش شهرستان دهاقان، ایران
چکیده مقاله
مقدمه و بیان مسئله: درس کاروفناوری با هدف پرورش مهارتهای عملی و خلاقیت در دانشآموزان طراحی شده است، اما یکی از چالشهای اساسی آن، ناتوانی فراگیران در شناسایی مسائل واقعی و ایدهپردازی مؤثر برای پروژههای کارآفرینانه است. رویکردهای سنتی اغلب دانشآموز را در نقش یک مسئلهگشای منفعل قرار میدهند، در حالی که کارآفرینی نیازمند کنشگری فعال در تشخیص فرصتهاست. پژوهش حاضر با هدف بررسی چگونگی بهبود توانایی شناسایی مسئله و ایدهپردازی دانشآموزان پایه هشتم در درس کاروفناوری از طریق بهکارگیری رویکرد تفکر طراحی انجام شده است.این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری دادهها، ترکیبی (کیفی-کمی) با طرح شبهآزمایشی بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان پسر دوره اول متوسطه شهرستان دهاقان در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ بود. نمونهگیری به روش هدفمند انجام شد و ۵۰ دانشآموز در دو گروه آزمایش (۲۵ نفر) و کنترل (۲۵ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقهای، فرآیند پنجگانه تفکر طراحی (همدلی، تعریف مسئله، ایدهپردازی، نمونهسازی، آزمایش) را بر روی پروژههای کارآفرینی تجربه کردند، در حالی که گروه کنترل به روش سنتی به اجرای پروژه پرداختند. دادهها با استفاده از آزمون سنجش خلاقیت تورنس (فرم B) و یک چکلیست محققساخته برای ارزیابی کیفیت ایدهها (بر اساس شاخصهای اصالت، انعطافپذیری و بسط) گردآوری و با آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میانگین نمرات گروه آزمایش در مؤلفههای "شناسایی مسئله" و "ایدهپردازی" به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل بود (۰۱/۰p > ) فرآیند همدلی با کاربران واقعی، منجر به کشف مسائل عمیقتر و بومیتری توسط دانشآموزان شد و تکنیکهای ایدهپردازی واگرا مانند "طوفان فکری" و "اسکمپر" تعداد و کیفیت ایدههای کارآفرینانه را افزایش داد. بهکارگیری رویکرد تفکر طراحی در درس کاروفناوری میتواند به طور مؤثری مهارت مسئلهیابی و ایدهپردازی دانشآموزان را تقویت کرده و آنان را برای ورود به عرصه کارآفرینی آمادهتر سازد. پیشنهاد میشود که برنامهریزان درسی و معلمان، این رویکرد را به عنوان یک چارچوب عملیاتی در تدریس پروژههای کاروفناوری ادغام نمایند.
واژگان کلیدی: تفکر طراحی، مسئلهیابی، ایدهپردازی، آموزش کارآفرینی، درس کاروفناوری
10/82-طراحی محیط یادگیری پاسخگو بر اساس نیازهای چندگانه دانشآموزان پایه اول ابتدایی: ارائه یک چارچوب مفهومی و راهبردهای اجرایی
فاطمه ذوالفقاری
چکیده مقاله
پایه اول ابتدایی، نخستین تجربه رسمی کودکان از محیطی سازمانیافته به نام مدرسه است. موفقیت در این پایه صرفاً به آموزش مهارتهای درسی محدود نمیشود، بلکه به میزان تطابق محیط مدرسه با نیازهای بنیادین کودک بستگی دارد. این مقاله با هدف ارائه یک چارچوب جامع برای طراحی محیط یادگیری پاسخگو، به واکاوی نیازهای چندگانه دانشآموزان پایه اول میپردازد. این پژوهش با بهرهگیری از نظریههای رشد اجتماعی-عاطفی، نظریه تعلق به مدرسه و رویکرد بومشناختی برونفنبرنر، نیازها را در پنج حیطه طبقهبندی میکند: 1) جسمی-حرکتی، 2) روانی-عاطفی (امنیت)، 3) شناختی-زبانی، 4) اجتماعی-هویتی و 5) نیاز به ساختار و پیشبینیپذیری. در ادامه، برای هر یک از این نیازها، راهبردهای اجرایی و شاخصهای ارزیابی در سطح کلاس و مدرسه ارائه میشود. یافتهها نشان میدهد که محیطهای یادگیری پاسخگو که در آنها به «روالهای روزانه»، «کیفیت روابط معلم-دانشآموز»، «عدالت در دسترسی به منابع» و «مشارکت خانواده» توجه شده باشد، به طور معناداری اضطراب ناشی از گذار به مدرسه را کاهش داده و انگیزش تحصیلی و حس تعلق را افزایش میدهند [7]، [4].
واژگان کلیدی: محیط یادگیری، نیازسنجی آموزشی، دانشآموز پایه اول، دلبستگی به مدرسه، طراحی کلاس درس، روابط معلم-دانشآموز.
10/81-شناسایی ویژگی ها و ارائه رویکرد مطلوب آموزشی معطوف به برنامه درسی مطالعات اجتماعی در دوره های اول و دوم ابتدایی
زهرا حاجی محمدی / آموزش و پرورش : شهرستان دهاقان
چکیده مقاله
هدف این پژوهش شناسایی ویژگیها و ارائه رویکرد های مطلوب آموزشی معطوف به برنامه های درسی مطالعات اجتماعی دورههای اول و دوم ابتدایی بود. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردي میباشد. و از نظر ماهیت و روش از آنجایی که برای گردآوری اطلاعات و دادهها به اعضای جامعه آماری مراجعه میشود، جزء مطالعات کیفی از نوع اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه منابع کتابخانه ای و اینترنتی در حوزه های برنامه درسي، مطالعات اجتماعی، دورهی ابتدایی و همچنین صاحب نظران برنامه ريزي درسي است که از سوابق آموزشی برخوردار بوده و به اصطلاح خبرگان آگاه نام دارند، مي باشد. در این بررسي، نمونه گیری بصورت هدفمند آغاز و تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه پیدا کرد، که مجموعاً تا 14 مصاحبه، دادهها به حد اشباع رسید. برای جمعآوری دادهها ازفرم مصاحبه نیمه ساختاریافته «رويكرد آموزشي» بهره گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نظریه پردازی داده بنیاد استفاده شد. نتایج نشان داد ویژگیهای رویکرد مطلوب آموزشی معطوف به برنامه درسی مطالعات اجتماعی در دورههای اول و دوم ابتدایی دارای چهار بعد و 15مولفه (رشد عقلانی دانش آموز، پرورش مهارتهای فرآیندی تفکر، پرورش توانمندی عاطفی دانش آموز، تقویت مهارت های اساسی یادگیری مورد نیاز زندگی خانوادگی و شهروندی، پرورش توانایی یادگیری خودراهبری و یادگیری مادام العمر، تربیت اخلاقی دانش آموز، تربیت شهروند مطلوب، فعالیت محور بودن، منطقی بودن، صراحت داشتن، تعاملی بودن، کاربردی بودن، اکتشافی و کاوشگرانه بودن، منطقی بودن، مبتنی بر شواهد) و 80 شاخص میباشد. و برای ارائه رویکرد مطلوب آموزشی معطوف به برنامه درسی مطالعات اجتماعی در دورههای اول و دوم ابتدایی در فرآیند کدگذاری باز، 15 کد پایه شناسایی شد که در کدگذاری محوری، در 4 مؤلفه (اهداف، محتوا، راهبردهای یاددهی-یادگیری، ارزشیابی) طبقهبندی گرديد.
واژگان کلیدی: رویکردهای مطلوب آموزشی، برنامه درسی، مطالعات اجتماعی.
10/80-شناسایی تاثیر یادگیری مشارکتی بر موفقیت تحصیلی و حضور اجتماعی
نرگس مددی سالاروند / نویسنده مسئول
فرشته ذبیحی
فاطمه خورشیدوند
زهرا جودکی
چکیده مقاله
هدف این پژوهش شناسایی تاثیر یادگیری مشارکتی بر موفقیت تحصیلی و حضور اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت است. روش پژوهش حاضر، توصيفي و تحلیل معادلات ساختاری است.جامعه آماری تحقیق عبارت از تعداد 1736 دانش آموزان ابتدایی کوهدشت هستند، و به روش نمونه¬گيري طبقه¬بندی نسبی نمونه آماری 313 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش از چهار پرسشنامه یادگیری مشارکتی محقق ساخته (1398)، موفقیت تحصیلی ریف (1989) حضور اجتماعی گاندی(2015)، استفاده شد. نتايج مدل¬سازي معادلات ساختاري با استفاده از نرم¬افزار Smart PLS نشان داد كه در سطح اطمينان 99 درصد، یادگیری مشارکتی بر موفقیت تحصیلی و حضور اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت تاثير مثبت و معنادار اعمال كند. و حمایت معلم دارای دو تاثیر مستقیم و غیرمستقیم بر مدیریت استرس و حضور اجتماعی است. اثر غیرمستقیم یادگیری مشارکتی از طریق حضور اجتماعی بر روی حس تعلق برابر با حاصل¬ضرب ضرایب مسیر میباشد یعنی برابر است با 296/0 در سطح اطمینان 99٪ میتوان گفت که یادگیری مشارکتی بر حضور اجتماعی و موفقیت تحصیلی ، تاثیر مثبت و معناداری دارد. و متغیر مستقل از طریق میانجی بر وابسته تاثیر دارد و میزان این تاثیر برابر با 296/0 درصد میباشد.
واژگان کلیدی: یادگیری مشارکتی ، موفقیت تحصیلی ، حضور اجتماعی
10/79-شناسایی تاثیر هوش مصنوعی بر موفقیت تحصیلی و حضور اجتماعی و تفکر انتقادی
فرزاد حسن پور/ نویسنده مسئول
صمد امرایی
اعظم کرم نژاد
نازپری امرایی
چکیده مقاله
هدف این پژوهش شناسایی تاثیر هوش مصنوعی بر موفقیت تحصیلی و حضور اجتماعی و تفکر انتقادی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت است. روش پژوهش حاضر، توصيفي و تحلیل معادلات ساختاری است.جامعه آماری تحقیق عبارت از تعداد 1736 دانش آموزان ابتدایی کوهدشت هستند، و به روش نمونه¬گيري طبقه¬بندی نسبی نمونه آماری 313 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش از چهار پرسشنامه هوش مصنوعی محقق ساخته (1398)، موفقیت تحصیلی ریف (1989) حضور اجتماعی گاندی(2015)،و تفکر انتقادی براون(2015) استفاده شد. نتايج مدل¬سازي معادلات ساختاري با استفاده از نرم¬افزار Smart PLS نشان داد كه در سطح اطمينان 99 درصد، هوش مصنوعی بر موفقیت تحصیلی و حضور اجتماعی و تفکر انتقادی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت تاثير مثبت و معنادار اعمال كند. و حمایت معلم دارای دو تاثیر مستقیم و غیرمستقیم بر مدیریت استرس و حضور اجتماعی است. اثر غیرمستقیم حمایت معلم از طریق حضور اجتماعی بر روی حس تعلق برابر با حاصل¬ضرب ضرایب مسیر میباشد یعنی برابر است با 296/0 در سطح اطمینان 99٪ میتوان گفت که سبک های یادگیری بر حضور اجتماعی و موفقیت تحصیلی ، تاثیر مثبت و معناداری دارد. و متغیر مستقل از طریق میانجی بر وابسته تاثیر دارد و میزان این تاثیر برابر با 296/0 درصد میباشد.
واژگان کلیدی: هوش مصنوعی ، موفقیت تحصیلی ، حضور اجتماعی ، تفکر انتقادی
10/78-شناسایی تاثیر نقش والدین بر موفقیت تحصیلی و حضور اجتماعی و تفکر انتقادی
پریسا جهانی زاده
چکیده مقاله
هدف این پژوهش شناسایی تاثیر نقش والدین بر موفقیت تحصیلی و حضور اجتماعی و تفکر انتقادی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت است. روش پژوهش حاضر، توصيفي و تحلیل معادلات ساختاری است.جامعه آماری تحقیق عبارت از تعداد 1736 دانش آموزان ابتدایی کوهدشت هستند، و به روش نمونه¬گيري طبقه¬بندی نسبی نمونه آماری 313 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش از چهار پرسشنامه نقش والدین محقق ساخته (1398)، موفقیت تحصیلی ریف (1989) حضور اجتماعی گاندی(2015)،و تفکر انتقادی براون(2015) استفاده شد. نتايج مدل¬سازي معادلات ساختاري با استفاده از نرم¬افزار Smart PLS نشان داد كه در سطح اطمينان 99 درصد، نقش والدین بر موفقیت تحصیلی و حضور اجتماعی و تفکر انتقادی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت تاثير مثبت و معنادار اعمال كند. و حمایت معلم دارای دو تاثیر مستقیم و غیرمستقیم بر مدیریت استرس و حضور اجتماعی است. اثر غیرمستقیم حمایت معلم از طریق حضور اجتماعی بر روی حس تعلق برابر با حاصل¬ضرب ضرایب مسیر میباشد یعنی برابر است با 296/0 در سطح اطمینان 99٪ میتوان گفت که نقش والدین بر حضور اجتماعی و موفقیت تحصیلی ، تاثیر مثبت و معناداری دارد. و متغیر مستقل از طریق میانجی بر وابسته تاثیر دارد و میزان این تاثیر برابر با 296/0 درصد میباشد.
واژگان کلیدی: نقش والدین ، موفقیت تحصیلی ، حضور اجتماعی ، تفکر انتقادی
10/77-شناسایی تاثیر سبک های یادگیری بر موفقیت تحصیلی و حضور اجتماعی و تفکر انتقادی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت
پریسا جهانی زاده
چکیده مقاله
هدف این پژوهش شناسایی تاثیر سبک های یادگیری بر موفقیت تحصیلی و حضور اجتماعی و تفکر انتقادی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت است. روش پژوهش حاضر، توصيفي و تحلیل معادلات ساختاری است.جامعه آماری تحقیق عبارت از تعداد 1736 دانش آموزان ابتدایی کوهدشت هستند، و به روش نمونه¬گيري طبقه¬بندی نسبی نمونه آماری 313 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش از چهار پرسشنامه سبک های یادگیری محقق ساخته (1398)، موفقیت تحصیلی ریف (1989) حضور اجتماعی گاندی(2015)،و تفکر انتقادی براون(2015) استفاده شد. نتايج مدل¬سازي معادلات ساختاري با استفاده از نرم¬افزار Smart PLS نشان داد كه در سطح اطمينان 99 درصد، سبک های یادگیری بر موفقیت تحصیلی و حضور اجتماعی و تفکر انتقادی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت تاثير مثبت و معنادار اعمال كند. و حمایت معلم دارای دو تاثیر مستقیم و غیرمستقیم بر مدیریت استرس و حضور اجتماعی است. اثر غیرمستقیم حمایت معلم از طریق حضور اجتماعی بر روی حس تعلق برابر با حاصل¬ضرب ضرایب مسیر میباشد یعنی برابر است با 296/0 در سطح اطمینان 99٪ میتوان گفت که سبک های یادگیری بر حضور اجتماعی و موفقیت تحصیلی ، تاثیر مثبت و معناداری دارد. و متغیر مستقل از طریق میانجی بر وابسته تاثیر دارد و میزان این تاثیر برابر با 296/0 درصد میباشد.
واژگان کلیدی: سبک های یادگیری ، موفقیت تحصیلی ، حضور اجتماعی ، تفکر انتقادی
10/76-شناسایی تاثیر تعهد حرفه ای بر موفقیت شغلی و حضور اجتماعی
گل بانو طرحانی / نویسنده مسئول
شهناز حیدری
آرش عربان
چکیده مقاله
هدف این پژوهش شناسایی شناسایی تاثیر تعهد حرفه ای بر موفقیت شغلی و حضور اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت است. روش پژوهش حاضر، توصيفي و تحلیل معادلات ساختاری است.جامعه آماری تحقیق عبارت از تعداد 1736 دانش آموزان ابتدایی کوهدشت هستند، و به روش نمونه¬گيري طبقه¬بندی نسبی نمونه آماری 313 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش از چهار پرسشنامه هوش مصنوعی محقق ساخته (1398)، موفقیت تحصیلی ریف (1989) حضور اجتماعی گاندی(2015)،و تفکر انتقادی براون(2015) استفاده شد. نتايج مدل¬سازي معادلات ساختاري با استفاده از نرم¬افزار Smart PLS نشان داد كه در سطح اطمينان 99 درصد، تعهد حرفه ای بر موفقیت شغلی و حضور اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت تاثير مثبت و معنادار اعمال كند. و حمایت معلم دارای دو تاثیر مستقیم و غیرمستقیم بر مدیریت استرس و حضور اجتماعی است. اثر غیرمستقیم حمایت معلم از طریق حضور اجتماعی بر روی حس تعلق برابر با حاصل¬ضرب ضرایب مسیر میباشد یعنی برابر است با 296/0 در سطح اطمینان 99٪ میتوان گفت که سبک های یادگیری بر حضور اجتماعی و موفقیت تحصیلی ، تاثیر مثبت و معناداری دارد. و متغیر مستقل از طریق میانجی بر وابسته تاثیر دارد و میزان این تاثیر برابر با 296/0 درصد میباشد.
واژگان کلیدی: تعهد حرفه ای ، موفقیت شغلی ، حضور اجتماعی
10/75-شناسایی تاثیر اخلاق حرفه ای بر موفقیت شغلی و حضور اجتماعی
آرش عربان / نویسنده مسئول
گل بانو طرحانی
شهناز حیدری
چکیده مقاله
هدف این پژوهش شناسایی شناسایی اخلاق حرفه ای بر موفقیت شغلی و حضور اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت است. روش پژوهش حاضر، توصيفي و تحلیل معادلات ساختاری است.جامعه آماری تحقیق عبارت از تعداد 1736 دانش آموزان ابتدایی کوهدشت هستند، و به روش نمونه گيري طبقه¬بندی نسبی نمونه آماری 313 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش از چهار پرسشنامه اخلاق حرفه ای بر موفقیت شغلی و حضور اجتماعی محقق ساخته (1398)، موفقیت تحصیلی ریف (1989) حضور اجتماعی گاندی(2015)،و تفکر انتقادی براون(2015) استفاده شد. نتايج مدل سازي معادلات ساختاري با استفاده از نرم¬افزار Smart PLS نشان داد كه در سطح اطمينان 99 درصد، تعهد حرفه ای بر موفقیت شغلی و حضور اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهر کوهدشت تاثير مثبت و معنادار اعمال كند. و حمایت معلم دارای دو تاثیر مستقیم و غیرمستقیم بر مدیریت استرس و حضور اجتماعی است. اثر غیرمستقیم حمایت معلم از طریق حضور اجتماعی بر روی حس تعلق برابر با حاصل¬ضرب ضرایب مسیر میباشد یعنی برابر است با 296/0 در سطح اطمینان 99٪ میتوان گفت که سبک های یادگیری بر حضور اجتماعی و موفقیت تحصیلی ، تاثیر مثبت و معناداری دارد. و متغیر مستقل از طریق میانجی بر وابسته تاثیر دارد و میزان این تاثیر برابر با 296/0 درصد میباشد.
واژگان کلیدی: اخلاق حرفه ای ، موفقیت شغلی ، حضور اجتماعی
10/74-شکاف میان عملکرد طراحیشده و عملکرد واقعی سازهای مدارس: چالشهای اجرایی و راهکارهای ارتقای ایمنی و تابآوری ساختمانهای آموزشی
مهندس سعید سلگی / کارشناسی ارشد عمران، گرایش سازه، نوسازی و تجهیز مدارس، کرمانشاه ، ایران
چکیده مقاله
ایمنی و تابآوری ساختمانهای آموزشی، با توجه به حضور همزمان و مستمر شمار زیادی از دانشآموزان و کارکنان، از الزامات اساسی کیفیت فضاهای آموزشی و تداوم فعالیت مدارس در شرایط عادی و بحرانی است. با وجود توسعه ضوابط فنی، مقررات طراحی و الزامات اجرایی، در برخی ساختمانهای آموزشی میان عملکرد سازهای پیشبینیشده در مرحله طراحی و عملکرد واقعی ساختمان در مراحل اجرا و بهرهبرداری شکاف ایجاد میشود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر شکلگیری این شکاف و تبیین راهکارهای ارتقای ایمنی و تابآوری ساختمانهای آموزشی انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر تحلیل مفهومی مسئله در چارچوب چرخه عمر ساختمان است. در این چارچوب، کیفیت مطالعات و اطلاعات اولیه، کفایت طراحی، هماهنگی میان رشتههای مهندسی، کیفیت و انطباق مصالح، صلاحیت عوامل اجرایی، رعایت جزئیات فنی، اثربخشی نظارت و کنترل کیفیت، مدیریت تغییرات حین اجرا و بهرهبرداری و همچنین نگهداری و پایش دورهای ساختمان بررسی شده است. یافتهها نشان میدهد که شکاف میان عملکرد طراحیشده و عملکرد واقعی، معمولاً حاصل یک خطای منفرد نیست، بلکه از برهمکنش و انباشت ریسکهای فنی، اجرایی، مدیریتی و بهرهبرداری در مراحل مختلف چرخه عمر ساختمان شکل میگیرد. بنابراین، طراحی مناسب بهتنهایی تضمینکننده ایمنی نیست و تحقق عملکرد مورد انتظار به کیفیت اجرا، کنترل مصالح، نظارت مؤثر، مدیریت تغییرات و نگهداری مستمر وابسته است. مدیریت یکپارچه چرخه عمر، استقرار نظام تضمین و کنترل کیفیت، نظارت مبتنی بر ریسک، مستندسازی فنی، ارزیابی دورهای و اولویتبندی مقاومسازی میتواند این شکاف را کاهش دهد. در نهایت، تابآوری مدارس مستلزم توجه همزمان به عملکرد سازهای، ایمنی اجزای غیرسازهای، تداوم خدمات آموزشی و قابلیت بازگشت ساختمان به وضعیت عملکردی مناسب پس از بحران است.
واژگان کلیدی: ایمنی ساختمانهای آموزشی، عملکرد سازهای، شکاف طراحی و اجرا، آسیبپذیری سازهای، مدارس ایمن، مدیریت چرخه عمر، تابآوری ساختمان.
10/73-شرایط و نحوه اعمال جایگزینهای حبس مندرج در ماده ۶۴ قانون مجازات اسلامی برای محکومان به حبس
خسرو آرام/ دبیر مجمع نخبگان دانشگاهی_حوزوی استان مرکزی
عاطفه تخله/ مسئول امور حقوقی و سیاسی مجمع نخبگان دانشگاهی_حوزوی استان مرکزی
چکیده مقاله
مجازات جایگزین حبس بدین معناست زمانی که شخصی مرتکب جرمی گردید و متعاقباً محکوم به حبس میگردد ، قاضی با وجود عواملی و طی شرایطی ، حبس وی را منتفی نموده و به مجازات دیگری تبدیل مینماید و فی الواقع مجازات تبدیل شده ، همان جایگزین حبس است که در قانون مجازات اسلامی توسط قانونگذار پیش بینی گردیده است و شامل مجازاتهایی از قبیل جزای نقدی ، خدمات عمومی رایگان ، محرومیت از حقوق اجتماعی و... میباشد. هدف از این نهاد آن است که آثار سوء و مخرب ناشی از حبس دامن گیر این محکومان نگردد . این امر هم برای مرتکبین جرایم غیر عمدی و هم برای مرتکبین جرائم عمدی قابل اعمال است. جایگزین حبس در برخی موارد از نوع اختیاری بوده و به قاضی این اختیار و توان را میدهد که در صورت صلاحدید ، حبس شخص محکوم را منتفی نموده و به جایگزین حبس حکم دهد و یا اینکه حبس وی را اجرا نماید. در برخی موارد قاضی ملزم است که جایگزین حبس را اعمال نماید و مطلقاً و باید حبس ، منتفی و حذف گردد از قبیل حبسهای کمتر از ۹۱ روز. و برخی از جرایم به دلیل ویژگی و شدتی که دارند به مانند جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی از اعمال جایگزین حبس ممنوع هستند و قاضی مطلقا از اعمال جایگزین حبس برای محکومان ممنوع است .
پژوهش حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی گردآوری گردیده است و هدف از آن تبیین و تفسیر مجازات جایگزین حبس و انواع آن ، شرایط و نحوه اعمال آن برای محکومان به حبس میباشد .
واژگان کلیدی: جایگزین حبس ، نهاد ، جرائم عمدی ، جرائم غیر عمدی ، قاضی ، محکومان به حبس
10/72-سنجش و تحلیل شکاف کیفیت آموزشی میان مدارس کانکسی و مدارس دارای ساختمان استاندارد در استان کرمانشاه: ارائه یک چارچوب شاخصمحور فنی–آموزشی
مهندس مرزبان نظری / مدیرکل نوسازی و تجهیز مدارس استان کرمانشاه
چکیده مقاله
کیفیت آموزشی در مدرسه حاصل برهمکنش عوامل آموزشی و شرایط محیط فیزیکی است و کاستیهای زیرساختیبهویژه در فضاهای آموزشی موقت و کمدوام میتواند با کاهش ایمنی، آسایش و دسترسپذیری منابع، فرایند یاددهی–یادگیری را تضعیف کند. این پژوهش با هدف سنجش و تحلیل شکاف کیفیت آموزشی میان مدارس کانکسی و مدارس دارای ساختمان استاندارد در استان کرمانشاه، یک چارچوب شاخصمحور فنی–آموزشی را طراحی و آزمون کرد. روش پژوهش ترکیبی (کمی–کیفی) و از نوع توصیفی–تحلیلی بود. دادهها با استفاده از چکلیست فنی مدرسه، پرسشنامه کیفیت آموزشی (از دیدگاه مدیران و معلمان)، دادههای ثبتی مدارس و مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شد. سپس امتیازها نرمالسازی و شاخص ترکیبی «شکاف کیفیت» در دو بُعد مکمل محاسبه گردید: بُعد فنی (ایمنی و پایداری، بهداشت و سلامت محیط، آسایش حرارتی و تهویه، نور و آکوستیک، ارگونومی، و زیرساخت فناوری/ارتباطات) و بُعد آموزشی (دسترسی به منابع و تجهیزات، کیفیت فرایند کلاس و روشهای تدریس، حمایت آموزشی و روانی–اجتماعی، مشارکت خانواده/جامعه و پیامدهای آموزشی). یافتهها نشان داد مدارس کانکسی بهطور معناداری در شاخصهای فنی، بهویژه آسایش حرارتی/تهویه، ایمنی، کیفیت نور و دسترسی به فضاهای آموزشی مکمل، امتیاز پایینتری نسبت به مدارس استاندارد دارند و این کاستیها با کاهش کیفیت فرایند کلاس و نامطلوبتر شدن برخی پیامدهای آموزشی (مانند حضور مؤثر و عملکرد در مهارتهای پایه) همبسته است. بر پایه شاخص ترکیبی شکاف، اولویت مداخلات در مدارس کانکسی بهترتیب شامل بهسازی فوری محیط یادگیری (تهویه، عایقکاری حرارتی، ایمنسازی و ارتقای روشنایی/آکوستیک) و برنامهریزی برای جایگزینی تدریجی فضاهای کمدوام با ساختمانهای استاندارد است. این چارچوب شاخصمحور امکان مقایسه بینمدرسهای، شناسایی حوزههای بحرانی و پشتیبانی از تصمیمگیری مبتنی بر شواهد برای تخصیص منابع را فراهم میکند.
واژگان کلیدی: کیفیت آموزشی، مدارس کانکسی، زیرساخت مدرسه، شکاف کیفیت، شاخص ترکیبی، استان کرمانشاه
10/71-زبان عربی و هویت فرهنگی در دوران پس از استعمار
محبوبه ناظم/ کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور شهرضا
چکیده مقاله
در پی فروپاشی نظامهای استعماری در جهان عرب، بازسازی هویت فرهنگی و ملی به یکی از چالشهای بنیادین جوامع عربی تبدیل شد. در این فرآیند، زبان عربی نه تنها بهعنوان ابزار ارتباطی، بلکه بهمثابه نماد مقاومت فرهنگی و احیای اصالت تمدنی نقش محوری یافت. این مقاله با رویکردی تحلیلی و جامعهشناختی، به بررسی تأثیر استعمار بر ساختار زبانی و فرهنگی ملتهای عربی و نیز تلاشهای پس از استقلال برای احیای زبان عربی بهعنوان مولفهی اصلی هویت جمعی میپردازد. پژوهش حاضر نشان میدهد که سیاستهای زبانی استعمارگران، از طریق تضعیف زبان عربی و جایگزینی زبانهای اروپایی در نظامهای آموزشی و رسانهای، موجب گسست فرهنگی عمیقی شدند؛ اما در مقابل، جنبشهای فرهنگی و ادبی پس از استعمار، با تکیه بر زبان عربی فصیح و لهجههای بومی، توانستند نوعی بازتعریف فرهنگی مبتنی بر ارزشهای اسلامی و عربی ارائه دهند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که احیای زبان عربی در کشورهای عربی نه تنها شکلی از بازیابی استقلال فرهنگی است، بلکه نقشی تعیینکننده در تقویت همبستگی میان ملتهای عربی و بازسازی هویت تمدنی آنان دارد.
واژگان کلیدی: زبان عربی، استعمار، هویت فرهنگی، پسااستعمار، ملتهای عربی
10/70-روش های آماده سازی دانش آموزان برای مشاغل آینده در دنیای دیجیتال از نگاه مروری
پروانه جانعلی / محقق و پژوهشگر
نفیسه عنایتی
چکیده مقاله
آمادهسازی دانشآموزان برای مشاغل آینده در دنیای دیجیتال، مستلزم پرورش شایستگیهایی مانند تفکر انتقادی، خلاقیت، حل مسئله و مهارتهای اجتماعی در کنار مهارتهای فنی است. بهرهگیری از آموزشهای میانرشتهای و پروژهمحور، بازتعریف نقش معلم بهعنوان تسهیلگر و ارتباط مؤثر با محیط کار واقعی، نقش مهمی در این مسیر دارد. در نهایت، ایجاد یک اکوسیستم آموزشی یکپارچه با تأکید بر یادگیری مادامالعمر، شرط اصلی موفقیت در مواجهه با تحولات آینده است.
واژگان کلیدی: تحول نظام آموزشی - شایستگی دیجیتال - مهارتهای فنی - قابلیتهای انسانی - آموزش میانرشتهای - یادگیری پروژهمحور - تسهیلگری - ارتباط با صنعت - ارزیابی مبتنی بر مهارت - اکوسیستم آموزشی - یادگیری مادامالعمر
10/69-راهکارهای کاهش آسیبهای اجتماعی و بزهکاری در بین دانشآموزان دبیرستان متوسطه اول کوثر
سمیه بیگم حجازی / نویسنده مسئول/ کارشناسی، تربیت بدنی، گروه علوم انسانی، دانشکده تربیت بدنی، دانشگاه اصفهان، اصفهان
فرزانه فرهمندیان/ کارشناسی ارشد، آموزش بهداشت، گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران
چکیده مقاله
دوره نوجوانی یکی از حساسترین مراحل رشد انسان است که در آن فرد با تغییرات گسترده جسمی، روانی، هیجانی و اجتماعی مواجه میشود. شرایط نامطلوب اقتصادی، ضعف نظارت خانوادگی، مشکلات عاطفی، محیطهای آموزشی آسیبزا و استفاده نادرست از فضای مجازی میتواند زمینهساز بروز آسیبهای اجتماعی و بزهکاری شود. دبیرستان متوسطه اول کوثر با جمعیتی ۱۲۷ نفره از دانشآموزان دختر ۱۲ تا ۱۵ ساله، به دلیل ویژگیهای خاص خانوادگی، اقتصادی و محیطی، در معرض چنین آسیبهایی قرار دارد.
پژوهش حاضر با رویکرد کیفی مبتنی بر مصاحبه و مشاهده، به بررسی عوامل آسیبزا و بروز رفتارهای پرخطر در این مدرسه پرداخته و راهکارهای مدرسهمحور، خانوادهمحور و اجتماعی برای کاهش آسیبهای اجتماعی و پیشگیری از بزهکاری دانشآموزان ارائه میدهد. یافتهها نشان میدهد که تعامل پیچیده عوامل اقتصادی، خانوادگی، فرهنگی، مدرسهای و محیطی باعث افزایش آسیبپذیری دانشآموزان میشود و اقدامات پیشگیرانه مدرسه، همکاری خانواده و مداخلات اجتماعی میتواند اثر محافظتی قوی داشته باشد.
واژگان کلیدی: آسیبهای اجتماعی، بزهکاری نوجوانان، پیشگیری، مدرسه، دبیرستان کوثر
10/68-رابطه سبک رهبری مدیران مدارس با انگیزش شغلی معلمان
زهرا امینی/ مدیر دبیرستان دخترانه محدثه متوسطه نظری شهرستان دهاقان – اصفهان- ایران
چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبک رهبری مدیران مدارس و انگیزش شغلی معلمان انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری دادهها، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه معلمان مدارس متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ تشکیل دادند که تعداد آنها ۲۸۵۰ نفر بود. نمونه آماری بر اساس جدول کرجسی و مورگان به تعداد ۳۳۸ نفر و به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبتی انتخاب شد. برای جمعآوری دادهها از دو پرسشنامه استاندارد سبک رهبری باس و آولیو (۲۰۰۰) و پرسشنامه انگیزش شغلی هاکمن و اولدهام (۱۹۷۶) استفاده شد. پایایی پرسشنامهها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب ۰/۸۷ و ۰/۸۴ محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون گامبهگام) با نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که بین سبک رهبری تحولآفرین با انگیزش شغلی معلمان رابطه مثبت و معنادار (۰/۰۰۱ > p، ۰/۵۸۲ = r)، بین سبک رهبری تبادلی با انگیزش شغلی رابطه مثبت و ضعیف (۰/۰۲۳ > p، ۰/۲۶۴ = r) و بین سبک رهبری مداراکننده با انگیزش شغلی رابطه منفی و معنادار (۰/۰۰۱ > p، ۰/۳۷۱- = r) وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که سبک رهبری تحولآفرین به تنهایی ۳۳/۹ درصد از واریانس انگیزش شغلی را تبیین میکند. بر اساس یافتهها میتوان نتیجه گرفت که سبک رهبری تحولآفرین مؤثرترین سبک در افزایش انگیزش شغلی معلمان است و توجه به پرورش مدیران با رویکرد تحولآفرین میتواند به بهبود کیفیت آموزشی و افزایش رضایت شغلی معلمان منجر شود.
واژگان کلیدی: سبک رهبری، رهبری تحولآفرین، رهبری تبادلی، رهبری مداراکننده، انگیزش شغلی، معلمانمقدمه
10/67-رابطه ذهنآگاهی با تنظیم هیجان، تمرکز و افت تحصیلی در نوجوانان
نازیلا مرادی/ دانشجوی آموزش ابتدایی دانشگاه ازاد واحد شهرضا
چکیده مقاله
ذهنآگاهی بهعنوان توانایی توجه آگاهانه و غیرقضاوتی به تجربه لحظه حال، در سالهای اخیر جایگاه مهمی در روانشناسی تربیتی و مداخلات مدرسهمحور یافته است. نوجوانی دورهای حساس از نظر تغییرات زیستی، شناختی و هیجانی است و در همین دوره، مشکلاتی مانند دشواری در تنظیم هیجان، افت تمرکز، تعللورزی و افت تحصیلی بروز و تشدید میشود. این مقاله با هدف تبیین رابطه ذهنآگاهی با تنظیم هیجان، تمرکز و افت تحصیلی در نوجوانان، مبانی نظری، سازوکارهای اثرگذاری و شواهد پژوهشی را مرور میکند و در ادامه یک الگوی روششناختی پیشنهادی برای پژوهش در مدارس ارائه میدهد. بر اساس چارچوبهای نظری، ذهنآگاهی از طریق افزایش کنترل توجه، کاهش نشخوار فکری، بهبود بازداری پاسخ، و تقویت پذیرش هیجانی میتواند تنظیم هیجان را ارتقا دهد و در نتیجه، ظرفیت تمرکز و پایداری توجه را افزایش دهد. همچنین با کاهش استرس تحصیلی و اضطراب امتحان و تقویت انگیزش خودمختار، احتمال افت تحصیلی کاهش مییابد. در بخش روششناسی، طرحی همبستگی-پیشبین با استفاده از مقیاسهای استاندارد ذهنآگاهی، تنظیم هیجان، توجه و شاخصهای عملکرد تحصیلی پیشنهاد میشود. در پایان، دلالتهای کاربردی برای معلمان، مشاوران مدرسه و مدیران آموزشی و نیز محدودیتها و پیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده مطرح میگردد.
واژگان کلیدی: ذهنآگاهی، تنظیم هیجان، تمرکز، توجه پایدار، افت تحصیلی، نوجوانان، اضطراب امتحان، نشخوار فکری
10/66-رابطه استفاده بیش از حد از تلفن همراه و اضطراب در دانش آموزان از نگاه مروری نظامند
سمانه عبدالهی/ دانشجو علوم تربیتی ،کارشناسی،دانشگاه آزاد اسلامی دهاقان،ایران
فاطمه سمنان / کارشناس ارشد پرستاری،درمانگر زخم،استاد دانشکده پرستاری،دانشگاه آزاد دهاقان،ایران
چکیده مقاله
استفاده افراطی از تلفن همراه در میان دانشآموزان به یکی از چالشهای اصلی سلامت روان در عصر دیجیتال تبدیل شده است. این مقاله مروری با بررسی نظاممند پژوهشهای اخیر، نشان میدهد که بین زمان استفاده از تلفن همراه و افزایش نرخ اختلالات اضطرابی (مانند اضطراب اجتماعی، اضطراب عملکردی، و اضطراب بدن) در دانشآموزان همبستگی معناداری وجود دارد. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت (WHO، ۲۰۲۳)، بیش از 85٪ از نوجواناندر کشورهای توسعهیافته روزانه بیش از ۵ ساعت از تلفن استفاده میکنند، که این رفتار با تغییرات ساختاری در مغز، از جمله کاهش حجم ماده خاکستری در قشر پیشپیشانی و افزایش فعالیت آمیگدالا، مرتبط است (Heins et al., 2021). مکانیسمهای روانی-عصبی این رابطه شاملترس از جا ماندن (FoMO)مقایسه اجتماعی و وابستگی به پاداشهای دیجیتال میشود. پژوهشها نشان میدهند طراحی الگوریتمی شبکههای اجتماعی (مانند اینستاگرام و تیکتاک) با فعالسازی مدارهای دوپامینی مغز، دانشآموزان را در چرخهای از اضطراب و استفاده اجباری گرفتار میکند (Haidt, 2024). همچنین، اختلال خواب ناشی از نور آبی صفحه نمایش، به عنوان یک عامل میانجی، اضطراب را تا ۲۵٪ افزایش میدهد (Allen et al., 2019). تفاوت های (مانند کره جنوبی)، اضطراب ناشی از تلفن همراه تا ۴۵٪ بیشتر از جوامع غربی است (Sanders et al., 2022). از سوی دیگر، دختران نوجوان به دلیل مواجهه با محتوای ایدهآلگرایانه، ۳ برابر بیشتر از پسران اضطراب بدن را تجربه میکنند (Twenge, 2017). راهکارهای پیشنهادی شاملآموزش سواد دیجیتال، محدودیتهای سنی برای شبکههای اجتماعی و طراحی اخلاقمحور برنامهها است. مطالعات مداخلهای نشان دادهاند کاهش ۳۰ دقیقهای استفاده روزانه از تلفن، سطح اضطراب را تا ۲۰٪کاهش میدهد (Rosen et al., 2022).
واژگان کلیدی: استفاده افراطی از تلفن همراه ،اختلالات اضطرابی ، ترس از جا ماندن ، وابستگی دیجیتال ، نظریه بار شناختی ،مقایسه اجتماعی ، سمزدایی دیجیتال ، سلامت روان کودکان.
10/65-دعا حلقه ی مفقوده انسان مدرن در تحقق توحید
حدیثه فاتحی دهاقانی/ کارشناسی ارشد الهیات (گرایش فقه و حقوق )
شهلا طاهری/ کارشناسی ارشد علوم قرآنی
چکیده مقاله
توحیدد، بنیادیترین اصل در اندیشه ی اسلامی، صرفاً یک باور کلامی دربارهی یگانگی خداوند نیست، بلکه بنیان جهانبینی، نظام ارزشی و سبک زندگی انسان مؤمن را شکل میدهد. با وجود گسترش علم و فناوری در دوران معاصر، انسان مدرن با بحرانهایی چون بیمعنایی، اضطراب وجودی، فردگرایی افراطی و گسست از امر قدسی مواجه است؛ وضعیتی که تحقق عملی توحید را با موانع جدی روبهرو ساخته است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی ـ توصیفی، به بررسی موانع نظری و عملی توحید در جهان معاصر پرداخته و دعا را بهعنوان حلقهٔ مفقودهای معرفی میکند که میتواند میان معرفت توحیدی و زیست توحیدی پیوند برقرار سازد. یافتهها نشان میدهد دعا، بهمثابه تجربهای دینی، کارکردهایی شناختی، روانشناختی، اخلاقی و اجتماعی دارد که قادر است نگرش انسان را از خودبنیادی به خدامحوری تغییر داده و سبک زندگی موحدانه را تقویت کند. بنابراین، احیای فرهنگ دعا نه بازگشت به گذشته، بلکه پاسخی کارآمد به بحران معنوی انسان معاصر است.
واژگان کلیدی: توحید، دعا، تجربه دینی، انسان مدرن، سبک زندگی، معنویت
10/64-«در جستوجوی معنای گمشده؛ آیا شادی در آرامش ریشههاست یا در هیجان پیشرفت؟»
راضیه ابراهیم پور دهاقانی
چکیده مقاله
در جهان معاصر، علیرغم پیشرفتهای شگرف تکنولوژیک و افزایش بیسابقه سطح رفاه مادی، «بحران معنا» و احساس خلأ درونی به یکی از چالشهای بنیادین بشر تبدیل شده است. این مقاله با هدف واکاوی ریشههای شادی عمیق و پایدار، به بررسی تطبیقی دو زیستجهان متفاوت میپردازد: «آرامش ریشهها» در سبک زندگی سنتی و «هیجان پیشرفت» در دنیای مدرن. در بخش نخست، شادی در بستر سنت مورد مطالعه قرار میگیرد؛ جایی که رضایت درونی غالباً محصول پیوندهای اجتماعی مستحکم، آیینهای جمعی و هویت وامگرفته از ریشههای فرهنگی است. در این ساحت، «ثبات» و «تعلق» لنگرگاههای روانی هستند که به زندگی معنایی پیشینی و امنیتبخش میبخشند. در مقابل، پارادایم مدرنیته با محوریت «فردیت» و «خودشکوفایی»، شادی را در گروِ حرکت، تغییر و کشف قلمروهای نو میبیند. اگرچه این رویکرد به آزادی انتخاب و پویایی منجر شده، اما همزمان با گسستن پیوندهای اصیل، انسان را در تلهی «اضطرابِ انتخاب» و «تنهایی وجودی» گرفتار کرده است.این نوشتار با بهرهگیری از مفاهیم روانشناسی مثبتگرا، تفاوت میان لذتهای زودگذر (Hedonia) و سعادت اصیل (Eudaimonia) را تبیین کرده و نشان میدهد که شادی عمیق نه در بازگشت مطلق به گذشته و نه در استحاله کامل در آینده، بلکه در گروِ یافتن یک «نقطه تعادل» است. یافتههای تحقیق استدلال میکنند که برای بازیابی معنای گمشده، انسان معاصر نیازمند بازتعریف ارزشهای ریشهدار (مانند قناعت و پیوند انسانی) در کالبدِ امکانات مدرن است. در نهایت، مقاله به این نتیجه میرسد که معنای حقیقی در تلاقیگاهِ «آرامشِ بودن» و «هیجانِ شدن» جوانه میزند.
واژگان کلیدی: شادی عمیق، معنای زندگی، سبک زندگی سنتی، مدرنیته، بهزیستی روانی، پیوندهای اجتماعی.
10/63-خوددوستی بهعنوان مهارتآموزشی قرن ۲۱: بازتعریف تربیت هیجانی در مدارس
کیمیا مهرجویی/ دانشجوی کارشناسی امور تربیتی دانشگاه فرهنگیان پردیس فاطمه الزهرا اصفهان، ایران
چکیده مقاله
نظامهای آموزشی قرن بیست و یکم با چالش بیسابقهای در حوزه سلامت روان دانشآموزان مواجه هستند. افزایش نرخ اضطراب، افسردگی و فرسودگی تحصیلی در میان نوجوانان، ضرورت بازنگری در رویکردهای تربیت هیجانی را اجتنابناپذیر ساخته است. هدف مقاله حاضر، تبیین مفهوم خوددوستی بهعنوان یک مهارت محوری برای تربیت هیجانی در مدارس و ارائه چارچوبی برای گنجاندن آن در برنامه درسی آموزش عمومی است.
این پژوهش از نوع مروری تحلیلی (Analytical Review) است که با جستجوی سیستماتیک در پایگاههای داده علمی شامل PubMed، Scopus، Google Scholar و SID انجام شده است.
از میان ۲۵۰ مقاله یافت شده، ۷۸ مقاله بر اساس معیارهای ورود (تأکید بر خوددوستی در بستر آموزشی، بازه زمانی ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۴، و اعتبار علمی) انتخاب و در نهایت ۴۵ منبع برای نگارش این مقاله مورد استفاده قرار گرفت.
تحلیل منابع نشان داد که خوددوستی با سه مؤلفه اصلی، مهربانی با خود، انسانیت مشترک و ذهنآگاهی میتواند شکافهای موجود در رویکردهای سنتی تربیت هیجانی را پر کند. پژوهشهای تجربی حاکی از آن است که آموزش خوددوستی در مدارس منجر به کاهش ۲۳ درصدی اضطراب امتحان، افزایش تابآوری تحصیلی و بهبود روابط همسالان میشود. همچنین خوددوستی با ایجاد یک چارچوب درونفردی سالم، بستر مناسبی برای شکوفایی سایر مهارتهای قرن ۲۱ مانند تفکر انتقادی، همکاری و خلاقیت فراهم میآورد.
خوددوستی نه یک مفهوم انتزاعی روانشناختی، بلکه یک مهارت آموزشی عینی و قابل تدریس است که باید در کنار سواد خواندن و ریاضی، بهعنوان یکی از شایستگیهای بنیادین قرن ۲۱ در نظامهای آموزشی گنجانده شود. بازتعریف تربیت هیجانی بر مبنای خوددوستی میتواند نسل آینده را در برابر چالشهای عصر دیجیتال مقاومتر سازد.
واژگان کلیدی: خوددوستی، تربیت هیجانی، مهارتهای قرن ۲۱، آموزش اجتماعی - هیجانی، سلامت روان دانشآموزان
10/62-حل مسئله و سازگاری مدرسهای: بررسی اثر آموزش مهارتها
شهناز نریمانی
چکیده مقاله
سازگاری مدرسهای یکی از بنیادیترین شاخصهای سلامت روانی اجتماعی دانشآموزان و پیشنیاز تجربه یادگیری پایدار است. دانشآموزی که بتواند با قواعد مدرسه، روابط همسالان، انتظارات آموزشی و فشارهای هیجانی کلاس سازگار شود، نهتنها عملکرد تحصیلی بهتری نشان میدهد، بلکه از نظر انگیزشی، رفتاری و عاطفی نیز در مسیر رشد متوازنتری قرار میگیرد. در سالهای اخیر، توجه پژوهشگران و سیاستگذاران آموزشی به نقش مهارتهای حل مسئله در ارتقای سازگاری مدرسهای افزایش یافته است؛ زیرا حل مسئله در پیوند با خودتنظیمی، کارکردهای اجرایی، تصمیمگیری و تابآوری قرار دارد و میتواند بهعنوان یک «مهارت میانجی» کیفیت تعامل دانشآموز با محیط مدرسه را بهبود دهد. هدف این مقاله تبیین سازوکارهای نظری و شواهد تجربی اثر آموزش مهارتهای حل مسئله بر سازگاری مدرسهای است و تلاش میکند با ارائه یک چارچوب مفهومی، مسیرهای اثرگذاری این آموزش را بر ابعاد رفتاری، عاطفی، اجتماعی و تحصیلی سازگاری مدرسهای روشن سازد. مقاله حاضر با رویکرد تحلیلی و تلفیقی، ضمن مرور ادبیات فارسی و انگلیسی، به تعریف دقیق مفاهیم، بیان مسئله، جمعبندی یافتههای پژوهشی، و ارائه پیشنهادهایی برای طراحی برنامههای آموزشی مبتنی بر مهارت حل مسئله میپردازد. همچنین یک الگوی روششناختی پیشنهادی برای سنجش اثر آموزش مهارتها بر سازگاری مدرسهای ارائه میشود تا زمینه انجام پژوهشهای مداخلهای دقیقتر فراهم شود. نتایج تحلیل نشان میدهد آموزش حل مسئله، بهویژه هنگامی که با آموزش مهارتهای اجتماعی، مدیریت هیجان و راهبردهای شناختی رفتاری ترکیب شود، میتواند سازگاری مدرسهای را از طریق افزایش خودکارآمدی، کاهش تعارض با همسالان، بهبود مهارتهای ارتباطی، و ارتقای توانایی مقابله با فشارهای تحصیلی تقویت کند.
واژگان کلیدی: حل مسئله، سازگاری مدرسهای، آموزش مهارتها، خودتنظیمی، مهارتهای اجتماعی، تابآوری
10/61-حکمرانی هوش مصنوعی و اثر آن بر سیاست عمومی در اتحادیه اروپا
ابوالفضل فرهادی
چکیده مقاله
حکمرانی هوش مصنوعی در اتحادیه اروپا طی یک دهه اخیر از سطح توصیههای اخلاقی و راهبردهای سیاستی به سمت معماری حقوقی و نهادی منسجم حرکت کرده است. تصویب «قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا» بهعنوان چارچوبی مبتنی بر ریسک، نقطه عطفی در گذار از تنظیمگری پراکنده به حکمرانی چندسطحی و مبتنی بر ارزشهای اتحادیه به شمار میرود. هدف این مقاله تبیین ماهیت حکمرانی هوش مصنوعی در اروپا و تحلیل اثرات آن بر سیاست عمومی است؛ اثری که از طریق بازتعریف مسئله عمومی، تغییر ابزارهای سیاستی، بازتوزیع مسئولیت میان دولت، بازار و جامعه مدنی، و نیز ایجاد ظرفیتهای جدید نظارت و پاسخگویی رخ میدهد. در این پژوهش، حکمرانی هوش مصنوعی نه صرفاً بهعنوان «مجموعه مقررات» بلکه بهمثابه «ترکیبی از قواعد، نهادها، رویهها، معیارها و سازوکارهای ارزیابی» بررسی میشود که بر چرخه سیاست عمومی در حوزههایی مانند سلامت، حملونقل، عدالت کیفری، خدمات عمومی دیجیتال، بازار کار و حکمرانی داده اثر میگذارد. روششناسی مقاله کیفی و مبتنی بر تحلیل اسنادی و تحلیل مفهومی است و با تمرکز بر قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا و ارتباط آن با سایر رژیمهای تنظیمگری دیجیتال، پیامدهای سیاستی در سطح طراحی، اجرا و ارزیابی سیاست عمومی واکاوی میشود. یافتهها نشان میدهد که رویکرد اروپایی با تأکید بر «اعتمادپذیری»، «ایمنی»، «حقوق بنیادین» و «مسئولیتپذیری»، سبب تغییر در منطق سیاستگذاری میشود؛ بهگونهای که سیاست عمومی از تصمیمگیری صرفاً مبتنی بر کارایی به سمت تصمیمگیری توأمانِ کارایی و مشروعیت حرکت میکند. در عین حال، پیچیدگی نهادی، هزینههای انطباق، ابهامهای تفسیری و سرعت تحول فناوری، چالشهای پایداری را پیش روی این مدل قرار میدهد. مقاله در پایان، پیشنهادهایی برای تقویت ظرفیت دولتهای عضو، بهبود هماهنگی نهادی، ارتقای ارزیابی اثرات و جلوگیری از شکاف نوآوری ارائه میکند
واژگان کلیدی: حکمرانی هوش مصنوعی، سیاست عمومی، قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا، تنظیمگری مبتنی بر ریسک، حقوق بنیادین، ارزیابی اثرات، حکمرانی داده، نهادهای تنظیمگر
10/60-حکمرانی مالی در پروژههای عمرانی آموزشی، مطالعهای بر چالشهای شفافیت، پاسخگویی و نظارت در پروژههای نوسازی مدارس
مهندس مرزبان نظری/ نویسنده مسئول
مهدی باوندپوری
چکیده مقاله
حکمرانی مالی بهعنوان یکی از ارکان حکمرانی عمومی، نقش تعیینکنندهای در ارتقای کارایی، شفافیت، پاسخگویی و سلامت مالی پروژههای عمرانی دارد. پروژههای نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس به دلیل برخورداری از ماهیت عمومی، حجم قابلتوجه سرمایهگذاری، تعدد ذینفعان و نقش مؤثر در تحقق عدالت آموزشی، نیازمند نظامی کارآمد برای مدیریت و نظارت بر منابع مالی هستند. با وجود این، چالشهایی نظیر نبود شفافیت در گردش اطلاعات مالی، ضعف پاسخگویی نهادی، ناکارآمدی نظامهای نظارتی، پراکندگی سامانههای اطلاعاتی، وابستگی به اعتبارات عمومی و بهرهگیری محدود از فناوریهای نوین، کارایی مالی این پروژهها را با چالش مواجه ساخته است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل ابعاد حکمرانی مالی در پروژههای عمرانی آموزشی و تبیین راهکارهای ارتقای شفافیت، پاسخگویی و نظارت در پروژههای نوسازی مدارس انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ تحلیلی است. دادههای پژوهش از طریق مطالعه اسناد، قوانین، منابع علمی داخلی و خارجی و گزارشهای معتبر گردآوری و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی بررسی شدهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ضعف ساختارهای حکمرانی مالی بیش از کمبود منابع مالی، عامل اصلی کاهش بهرهوری و افزایش هزینههای اجرای پروژهها است. استقرار نظام یکپارچه اطلاعات مالی، توسعه بودجهریزی مبتنی بر عملکرد، تقویت حسابرسی مبتنی بر ریسک، بهرهگیری از فناوریهای هوشمند، ارتقای پاسخگویی مدیران و گسترش مشارکت ذینفعان، مهمترین راهکارهای تحقق حکمرانی مالی مطلوب در پروژههای نوسازی مدارس به شمار میروند. پژوهش حاضر تأکید میکند که اصلاح حکمرانی مالی، علاوه بر افزایش کارایی و سلامت مالی پروژههای عمرانی آموزشی، میتواند زمینه ارتقای اعتماد عمومی، بهبود کیفیت تصمیمگیری و تحقق اهداف توسعه پایدار در نظام آموزشی کشور را فراهم سازد.
واژگان کلیدی: حکمرانی مالی، پروژههای عمرانی آموزشی، نوسازی مدارس، شفافیت مالی، پاسخگویی، نظارت مالی، بودجهریزی مبتنی بر عملکرد، مدیریت مالی عمومی.
10/59-حرکت در پسِ سایه: تحلیل نقش ورزش به مثابه کاتالیزور تابآوری اجتماعی در دورههای بحران
بتول رحیمی
چکیده مقاله
این مقاله با هدف تحلیل عمیق نقش ورزش به عنوان یک عامل کلیدی در تقویت تابآوری روانی و اجتماعی جوامع تحت فشار ناشی از بحرانهای گوناگون (نظیر بلایای طبیعی، درگیریهای مسلحانه و پاندمیها) تدوین شده است. در شرایطی که بحران، نظم اجتماعی را مختل کرده و سلامت روان شهروندان را تهدید میکند، ورزش به عنوان یک مکانیزم سازگاری غیردارویی و یک بستر اجتماعی قدرتمند ظاهر میشود. این پژوهش بر دو محور اصلی تأکید دارد: نخست، تأثیرات مستقیم ورزش بر سلامت روان فردی شامل کاهش اضطراب، افسردگی و افزایش خودکارآمدی؛ و دوم، کارکرد ورزش در سطح کلان به عنوان عاملی برای بازسازی همبستگی اجتماعی، ایجاد حس تعلق و تسهیل فرآیند عادیسازی زندگی پس از واقعه. با بررسی شواهد تجربی و تئوریک، این مقاله استدلال میکند که فعالیتهای ورزشی نباید صرفاً یک امر تفریحی تلقی شوند، بلکه باید به عنوان یک جزء استراتژیک در بستههای مدیریت بحران و بازسازی جوامع لحاظ گردند. نتایج نشان میدهد که حمایت از تداوم و دسترسی به فعالیتهای ورزشی در دوران بحران، سرمایهگذاری موثری برای تضمین سلامت روان جمعی و تسریع بازگشت به ثبات اجتماعی است.
واژگان کلیدی: ورزش در بحران - تابآوری اجتماعی - سلامت روان - مدیریت بحران - انسجام اجتماعی - بهبود پس از فاجعه
10/58-حج ابراهیمی؛ بررسی تطبیقی مناسک حج در ادیان توحیدی
ترنج گرجی زاده / آموزگار آموزش و پرورش شهرستان دنا،ایران
چکیده مقاله
حج به عنوان یکی از کهنترین مناسک دینی، ریشه در دعوت حضرت ابراهیم (ع) دارد و از مشترکات ادیان ابراهیمی محسوب میشود. این مقاله با رویکردی تطبیقی، جایگاه حج را در سه دین اسلام، یهودیت و مسیحیت بررسی میکند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که حج در اصل، مناسکی جهانشمول و معطوف به خانه کعبه بوده، اما در گذر تاریخ، پیروان ادیان دچار تحریف و تغییر در مکان و مناسک آن شدهاند. این نوشتار با استناد به آیات قرآن، روایات اسلامی و متون مقدس یهودیت و مسیحیت، تصویری روشن از حج ابراهیمی و سرنوشت آن در ادیان توحیدی ارائه میدهد.
واژگان کلیدی: حج ابراهیمی، حج در اسلام، حج در یهودیت، حج در مسیحیت، ادیان توحیدی
10/57-چگونگی رشد و تکامل گیاهان را در مدرسه تجربه کنیم؟
مریم رضازاده دهاقانی/ کارشناسی حسابداری دانشگاه پیام نور دهاقان
چکیده مقاله
تجربه عملی رشد و تکامل گیاهان در مدرسه یکی از روشهای مؤثر برای آموزش مفاهیم علوم پایه است. این فعالیت به دانشآموزان امکان میدهد مراحل مختلف زندگی گیاهان از جوانهزنی تا رشد کامل را مشاهده کنند و با نیازهای گیاه مانند آب، نور و خاک آشنا شوند. علاوه بر یادگیری علمی، این تجربه مهارتهای مشاهده، ثبت مشاهدات، تحلیل تغییرات و مسئولیتپذیری را در دانشآموزان تقویت میکند. اجرای این فعالیتها در محیط مدرسه با روشهای ساده و کمهزینه، یادگیری را جذاب و ملموس کرده و علاقه دانشآموزان به علوم طبیعی را افزایش میدهد
واژگان کلیدی: رشد، تکامل، گیاهان، تجربه عملی، یادگیری
10/56- جنگ و توسل به زور در حقوق بین الملل
زینب یاوری
چکیده مقاله
حقوق بینالملل معاصر، مفهوم “جنگ” را نه تنها به عنوان یک درگیری مسلحانه اعلام شده بین دولتها، بلکه به صورت گستردهتری به عنوان “درگیری مسلحانه” (Armed Conflict) تعریف میکند که میتواند بین دولتها (بینالمللی) یا درون یک دولت (غیر بینالمللی) رخ دهد. هدف اصلی حقوق بینالملل در این زمینه، محدود کردن کاربرد زور و کاهش پیامدهای انسانی و مادی درگیریها از طریق وضع قواعدی است که به “حقوق بشردوستانه بینالمللی” یا “حقوق جنگ” شناخته میشوند. این حقوق، با هدف حفظ کرامت انسانی، از غیرنظامیان، اسرای جنگی و افراد مجروح و بیمار محافظت کرده و استفاده از سلاحها و روشهای خاصی را محدود یا ممنوع میسازد. با وجود ممنوعیت کلی توسل به زور در روابط بینالملل (مگر در موارد دفاع مشروع یا با مجوز شورای امنیت)، وقوع درگیری مسلحانه، حتی بدون اعلام رسمی جنگ، تابع مجموعهای از قواعد الزامآور است که هدف آنها تعدیل وحشتهای جنگ و حفظ حداقل معیارهای انسانی در شرایط بحرانی است.
واژگان کلیدی: جنگ، توسل به زور، حقوق بین الملل
10/55-جایگاه مهارتهای زندگی در برنامهریزی درسی روزانه معلم
فتانه وزیری/ آموزگار آموزش و پرورش شهرستان دهاقان
چکیده مقاله
پژوهش حاضر با رویکرد مروری تحلیلی و کاربردی به بررسی جایگاه مهارتهای زندگی در برنامهریزی درسی روزانه معلم میپردازد و نشان میدهد که تحقق مؤثر این مهارتها بیش از هر چیز به «سطح اجرا» و تصمیمهای روزمره معلم در کلاس وابسته است. در بسیاری از مدارس، با وجود تأکید اسناد و راهنماهای آموزشی بر تربیت همهجانبه و پرورش شایستگیهای روانی اجتماعی، مهارتهای زندگی به علت محدودیت زمان، فشار پوشش محتوا، نمرهمحوری و ابهام در شیوه سنجش و اجرا، به فعالیتهای مقطعی یا توصیههای کلامی تقلیل مییابد. مقاله با تبیین مفهومی مهارتهای زندگی و پیوند آن با رویکردهای یادگیری اجتماعی هیجانی، ادغام مهارتها را در قالب منطق طراحی آموزشی روزانه تبیین میکند و بر همراستاسازی هدف، فعالیت و ارزشیابی تأکید دارد. بر اساس تحلیل منابع فارسی و انگلیسی و استخراج مضمونهای مشترک، راهبردهای عملی برای تلفیق مهارتهای زندگی در طرح درس روزانه ارائه شده است. از جمله هدفگذاری ترکیبی، طراحی فعالیتهای کوتاه و تکرارشونده، بهرهگیری از روشهای تدریس فعال، استفاده از مدیریت کلاس به عنوان بستر آموزش ضمنی مهارتها، پیوند دادن مهارتها با موقعیتهای واقعی زندگی دانشآموز، و بهکارگیری ابزارهای ارزشیابی تکوینی و توصیفی به جای نمرهدهی افراطی. یافتههای تحلیلی مقاله نشان میدهد ادغام مهارتهای زندگی نهتنها مزاحم یادگیری دروس نیست، بلکه با بهبود تعاملات کلاسی، افزایش خودتنظیمی و تقویت مشارکت، زمینه یادگیری عمیقتر را فراهم میکند. در پایان، الگوی پیشنهادی برای طراحی برنامه روزانه معلم در چهار مرحله آغاز، فعالیت یادگیری، جمعبندی و تکلیف، و نیز پیشنهادهایی در سطح مدرسه و سیاستگذاری برای پشتیبانی از اجرای پایدار مهارتهای زندگی ارائه میشود.
واژگان کلیدی: مهارتهای زندگی، برنامهریزی درسی روزانه، طراحی آموزشی، یادگیری اجتماعی هیجانی، ارزشیابی تکوینی
10/54-تلفیق آموزش مهارتهای زندگی وتوسعه ی آموزش میان فرهنگی در مدارس جوامع چند فرهنگی، طراحی چارچوبی راهبردی برای ارتقای تاب آوری روانی_اجتماعی وهمزیستی فرهنگی دانش آموزان
مهدیه سادت قائم مقامی
چکیده مقاله
تحولات شتابان اجتماعی، فرهنگی و ارتباطی در قرن بیستویکم، نظامهای آموزشی را با چالشهای نوظهوری مواجه ساخته است که از جمله مهمترین آنها میتوان به گسترش جوامع چندفرهنگی، افزایش تنوع قومی و زبانی در مدارس، و پیچیدهتر شدن نیازهای روانی–اجتماعی دانشآموزان اشاره کرد. در چنین شرایطی، آموزش و پرورش صرفاً با انتقال دانش شناختی قادر به ایفای نقش مؤثر خود نخواهد بود و نیازمند رویکردهایی جامع است که توانمندیهای فردی و اجتماعی دانشآموزان را بهصورت همزمان تقویت کند. از این منظر، آموزش مهارتهای زندگی و آموزش میانفرهنگی بهعنوان دو رویکرد کلیدی و مکمل، جایگاهی راهبردی در برنامهریزی آموزشی معاصر یافتهاند (Banks, 2019؛ UNESCO, 2017).
آموزش مهارتهای زندگی با تمرکز بر مهارتهایی نظیر خودآگاهی، مدیریت هیجان، تصمیمگیری، حل مسئله، همدلی و ارتباط مؤثر، نقش مهمی در ارتقای سلامت روانی–اجتماعی، کاهش رفتارهای پرخطر و افزایش سازگاری اجتماعی دانشآموزان ایفا میکند. پژوهشهای متعدد نشان دادهاند که اجرای برنامههای نظاممند مهارتهای زندگی در مدارس، تأثیر معناداری بر بهبود رفتار، نگرش، پیشرفت تحصیلی و کیفیت تعاملات اجتماعی دانشآموزان دارد. با این حال، بخش قابل توجهی از این برنامهها بدون توجه کافی به زمینههای فرهنگی و تنوع هویتی طراحی شدهاند و از این رو، در جوامع چندفرهنگی با محدودیتهایی در اثربخشی مواجه میشوند (Durlak et al., 2011؛ Weissberg et al., 2015).
در مقابل، آموزش میانفرهنگی با هدف پرورش نگرشهای احترامآمیز نسبت به تفاوتهای فرهنگی، کاهش تعصبات و کلیشهها، و توانمندسازی یادگیرندگان برای تعامل سازنده با افراد دارای پیشینههای فرهنگی متفاوت شکل گرفته است. این رویکرد بر توسعه شایستگیهای میانفرهنگی، از جمله آگاهی فرهنگی، حساسیت بینفرهنگی و مهارت گفتوگوی فرهنگی تأکید دارد و میکوشد مدارس را به محیطهایی عادلانه، فراگیر و مشارکتمحور تبدیل کند. با وجود اهمیت این رویکرد، برخی مطالعات نشان میدهند که آموزش میانفرهنگی در صورت بیتوجهی به مهارتهای فردی و هیجانی دانشآموزان، ممکن است در سطح مفاهیم نظری باقی بماند و به تغییرات رفتاری پایدار منجر نشود (Nieto, 2004؛ Zilliacus & Holm, 2009).
بر این اساس، پژوهش حاضر با رویکردی تلفیقی، به بررسی و تبیین امکان ادغام آموزش مهارتهای زندگی و آموزش میانفرهنگی در نظام آموزشی جوامع چندفرهنگی میپردازد و هدف اصلی آن طراحی چارچوبی مفهومی و راهبردی برای پیوند این دو حوزه در برنامهریزی درسی مدارس است. در این چارچوب، مهارتهای زندگی بهعنوان بستر روانی–اجتماعی لازم برای تحقق آموزش میانفرهنگی اثربخش در نظر گرفته میشوند و آموزش میانفرهنگی نیز به غنای محتوایی و موقعیتی آموزش مهارتهای زندگی میافزاید (Banks, 2004؛ CASEL, 2020).
روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی و مروری نظاممند بر پژوهشهای داخلی و خارجی است. منابع مورد استفاده شامل مقالات علمی–پژوهشی، فصلنامههای معتبر، اسناد بینالمللی (نظیر گزارشهای یونسکو) و پایاننامههای ثبتشده در پایگاههایی همچون ایرانداک، SID و ElmNet میباشد. تحلیل یافتهها نشان میدهد که تلفیق این دو رویکرد میتواند به ارتقای تابآوری روانی–اجتماعی دانشآموزان، بهبود روابط بینفردی، افزایش همدلی فرهنگی و کاهش تعارضات ناشی از تفاوتهای فرهنگی منجر شود (UNESCO, 2017؛ Durlak et al., 2023).
در نهایت، نتایج این پژوهش بر ضرورت بازنگری در برنامههای درسی، توانمندسازی معلمان، و طراحی سیاستهای آموزشی منعطف و زمینهمحور تأکید دارد و میتواند بهعنوان مبنایی علمی برای تصمیمگیری سیاستگذاران آموزشی، برنامهریزان درسی و مدیران مدارس در جوامع چندفرهنگی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، این تحقیق مسیر پژوهشهای آتی را در حوزه مطالعات تلفیقی آموزش مهارتهای زندگی و آموزش میانفرهنگی هموار میسازد (Banks, 2019؛ OECD, 2018).
واژگان کلیدی: آموزش مهارتهای زندگی، آموزش میانفرهنگی، چندفرهنگی، تابآوری روانی–اجتماعی، مدارس
10/53-تقدم هوش مصنوعی برهوش انسانی در بین کودکان و نوجوانان
فاطمه ممتاز / کارشناس آموزش و پرورش ابتدایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا
چکیده مقاله
در جوامع امروزی هرروزه شاهد رشد و توسعه فناوری های ارتباط جمعی هستیم که در این بین پیدایش هوش مصنوعی نیز از این قاعده مستثنی نیست و همچنین درحال حاضر امکان دسترسی به تعداد زیادی از هوش مصنوعی ها به صورت افلاین وهمچنین رایگان نیز وجود دارد .این مطالعه قصد دارد به این نتیجه برسد که آیا طبق گفته های اشخاص روزی خواهد آمد که دیگر کسی از عقل و منش انسانی خود استفاده نکند و همه کارها و روابط انسانی را ربات ها برعهده بگیرند و جای انسان و هوش مصنوعی عوض شود ؟براساس یافته های این پژوهش هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری نوین فرصت های بسیار زیادی را برای افراد جامعه در همه سنین و مقاطع تحصیلی فراهم نموده است اما ممکن است روابط شناختی و اجتماعی افراد را به خطر بیندازد بنابر این انسان باید سعی کند میزان استفاده از این ابزار هارا تحت عنوان یک تعادل همه جانبه قرار دهد که این ها باعث پرورش توانایی های انسان شوند نه از بین رفتن و فراموش شدن آن دسته از تعاملات و توانایی ها .
واژگان کلیدی: هوش مصنوعی ,روابط انسانی, آفلاین , فناوری , روابط شناختی
10/52-تحلیلی بر رویکردهای نوین آموزش در پایه اول ابتدایی: پیوند سوادآموزی، توسعه عاطفی-اجتماعی و حمایت معلم
الهه الهی
چکیده مقاله
پایه اول ابتدایی یکی از حساسترین مقاطع تحصیلی است که کودکان در آن گذر از خانه یا پیشدبستانی به محیط رسمی مدرسه را تجربه میکنند. این پایه، زیربنای مهارتهای بنیادین سوادآموزی، رشد عاطفی-اجتماعی و شکلگیری هویت تحصیلی دانشآموزان محسوب میشود. مقاله حاضر با مرور نظاممند پژوهشهای داخلی و بینالمللی، به واکاوی سه حیطه اصلی در آموزش پایه اول میپردازد: 1) روشها و رسانههای نوین در سوادآموزی ابتدایی، 2) نقش یادگیری اجتماعی-عاطفی در موفقیت تحصیلی، و 3) چالش های زمینهای و راهبردهای حمایتی معلمان. یافتهها نشان میدهد که تلفیق رویکردهای عاطفی-اجتماعی با آموزش مهارتهای پایهای خواندن و نوشتن، بهکارگیری رسانههای تعاملی و دیجیتال، و توجه به بافت اجتماعی و فرهنگی دانشآموزان، از عوامل کلیدی در موفقیت آموزشی این پایه به شمار میروند.
واژگان کلیدی: پایه اول ابتدایی، سوادآموزی، یادگیری اجتماعی-عاطفی، روشهای تدریس، آموزش ابتدایی
10/51-تحلیل کاربردی قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی
علیرضا مرادی / محقق و پژوهشگر
محمدرضا مرادی
چکیده مقاله
قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی با هدف ساماندهی وضعیت مالکیت املاک فاقد سند، کاهش دعاوی حقوقی و تثبیت مالکیت اشخاص به تصویب رسیده است. با وجود اهداف مثبت قانونگذار، اجرای این قانون در عمل با چالشها و ابهامات متعددی مواجه بوده است. مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی–کاربردی، به بررسی ابعاد حقوقی، اجرایی و قضایی قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی فاقد سند رسمی میپردازد. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر مطالعه قوانین، آرای قضایی و رویههای ثبتی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هرچند این قانون نقش مهمی در تثبیت مالکیت و کاهش اختلافات ایفا کرده است، اما نارساییهایی در حوزه تفسیر مواد قانونی، صلاحیت مراجع رسیدگی و فرآیندهای اجرایی وجود دارد که اصلاح آنها ضروری به نظر میرسد
واژگان کلیدی: قانون تعیین تکلیف، اراضی فاقد سند رسمی، ثبت اسناد، مالکیت، هیأت حل اختلاف
10/50-تحلیل فقهی و کیفری اصول و شرایط قصاص
ایمان وطن دوست
چکیده مقاله
قصاص به عنوان یکی از مهمترین نهادهای پاسخ کیفری در فقه اسلامی و حقوق کیفری ایران، همزمان واجد دو چهره است: از یکسو سازوکاری برای حمایت از حق حیات و تمامیت جسمانی و تضمین عدالت ترمیمناپذیر در جنایات عمدی، و از سوی دیگر نهادی حقمحور که با اراده و اختیار اولیای دم یا مجنیعلیه پیوند خورده و ظرفیت گذشت، مصالحه و تبدیل به دیه را در خود جای داده است. تحلیل فقهی قصاص، بدون درک مبانی آن در قرآن و سنت و نیز قواعد کلان فقهی مانند لاضرر، احتیاط در دماء، عدالت، تناسب و تساوی، ناقص میماند. در مقابل، تحلیل کیفری قصاص، بدون توجه به ساختارهای تقنینی، آیین اثبات، نقش دولت در مدیریت اجرای حکم، و چالشهای سیاست جنایی در جامعه معاصر، تصویری یکبعدی ارائه میکند. این مقاله با رویکردی تحلیلی و توصیفی، نخست مبانی مفهومی و جایگاه حقالناس و حقالله در قصاص را تبیین میکند؛ سپس اصول حاکم بر قصاص و شرایط ثبوت و اجرای آن در قصاص نفس و قصاص عضو را واکاوی کرده و در نهایت، با تمرکز بر قانون مجازات اسلامی ایران و رویههای عملی، برخی چالشهای نظری و اجرایی و راهکارهای ارتقای کارآمدی و عدالت را پیشنهاد میدهد. نتیجه کلی آن است که قصاص در منطق فقهی، «عدالتِ حداقلیِ بازدارنده» را با «درهای بازِ ترمیم و گذشت» جمع میکند، اما تحقق این جمع میان عدالت و رحمت، به دقت در شرایط، سختگیری در اثبات، مدیریت تعارض منافع، و تقویت سازوکارهای صلح و جبران وابسته است.
واژگان کلیدی: قصاص، قصاص نفس، قصاص عضو، شرایط قصاص، اولیای دم، دیه، فقه کیفری، قانون مجازات اسلامی
10/49-تحلیل جایگاه حقوقی، وظایف و چالشهای شورای اسلامی روستا و دهیاری در نظام حقوقی و مدیریتی جمهوری اسلامی ایران
محمدرضا مرادی / محقق و پژوهشگر
ساسان قرمزی
چکیده مقاله
نظام مدیریت محلی در هر کشور، نقش تعیینکنندهای در تحقق حکمرانی مطلوب، توسعه متوازن و مشارکت مؤثر شهروندان در اداره امور عمومی ایفا میکند. در جمهوری اسلامی ایران، شوراهای اسلامی روستا و نهاد دهیاری بهعنوان مهمترین ارکان مدیریت محلی روستایی، با هدف تحقق مشارکت مردمی، تمرکززدایی اداری و افزایش کارآمدی در اداره امور روستاها شکل گرفتهاند. شورای اسلامی روستا بهعنوان نهادی انتخابی و برخاسته از رأی مستقیم مردم، مسئول سیاستگذاری محلی، نظارت بر عملکرد دهیاری و انتقال مطالبات و نیازهای جامعه روستایی به نهادهای بالادستی است. در مقابل، دهیاری بهعنوان نهاد اجرایی محلی، عهدهدار اجرای مصوبات شورا، مدیریت امور عمرانی، خدماتی، اجتماعی و اقتصادی روستا و هماهنگی با دستگاههای اجرایی دولتی میباشد.
با وجود پیشبینی جایگاه شوراها در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و تصویب قوانین و آییننامههای متعدد در حوزه مدیریت روستایی، عملکرد شوراهای اسلامی روستا و دهیاریها در عمل با چالشها و محدودیتهای متعددی مواجه است. ابهام در حدود اختیارات، تداخل وظایف با سایر نهادهای دولتی، ضعف منابع مالی پایدار، کمبود آموزشهای تخصصی و وابستگی ساختاری به دولت مرکزی از جمله مهمترین موانعی هستند که کارآمدی این نهادها را تحت تأثیر قرار دادهاند. این چالشها سبب شده است که در بسیاری از موارد، شوراها و دهیاریها نتوانند نقش واقعی خود را در توسعه پایدار روستایی و تحقق عدالت فضایی ایفا کنند.
مقاله حاضر با بهرهگیری از روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای، قوانین، مقررات و رویههای اجرایی، به بررسی جامع جایگاه حقوقی شورای اسلامی روستا و دهیاری در نظام حقوقی ایران میپردازد. در این راستا، ضمن تبیین مبانی قانونی و نظری مدیریت محلی، وظایف و اختیارات این نهادها مورد تحلیل قرار گرفته و چالشهای حقوقی، مالی و مدیریتی پیشروی آنها واکاوی میشود. در پایان، راهکارهایی حقوقی و اجرایی بهمنظور ارتقای کارآمدی شوراهای اسلامی روستا و دهیاریها و تقویت نقش آنها در نظام حکمرانی محلی ارائه میگردد. یافتههای این پژوهش میتواند برای سیاستگذاران، مدیران محلی، اعضای شوراها و پژوهشگران حوزه حقوق عمومی و مدیریت شهری و روستایی مفید واقع شود.
واژگان کلیدی: شورای اسلامی روستا، دهیاری، مدیریت محلی، تمرکززدایی، مشارکت مردمی، حقوق عمومی
10/48-تبیین نقش ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در تقویت پایبندی و انگیزش درونی دانشآموزان نسبت به فریضه نماز
رضوانباقرپورشهرضا
چکیده مقاله
در عصر تحولات دیجیتال، بهرهگیری از فناوریهای نوین برای تعمیق باورهای دینی و تسهیل فرایض مذهبی در نسل برآمده از تکنولوژی (Z)، به یکی از ضرورتهای نظام تعلیم و تربیت مبدل شده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش و تأثیر سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی (AI) بر میزان پایبندی و استمرار دانشآموزان در اقامه نماز است. این مطالعه با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی قابلیتهای هوش مصنوعی از جمله «شخصیسازی آموزش»، «گیمیفیکیشن» (بازیوارسازی) و «یادآوریهای هوشمند» میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هوش مصنوعی میتواند از طریق اپلیکیشنهای تعاملی، تجربه دینی منحصربهفردی برای هر دانشآموز خلق کند. این ابزارها با تحلیل الگوهای رفتاری فرد، محتواهای آموزشی متناسب با سطح دانش و نیازهای روحی او ارائه داده و با استفاده از مکانیسمهای تشویقی در قالب بازیهای دیجیتال، خستگی و یکنواختی احتمالی را از میان میبرند. علاوه بر این، دستیارهای صوتی هوشمند و چتباتهای پاسخگو به شبهات دینی، با رفع فوری ابهامات فقهی و اعتقادی، سدّ دانششناختی میان دانشآموز و نماز را از میان برداشته و به تقویت «حضور قلب» کمک میکنند. نتایج تحلیلها حاکی از آن است که هوش مصنوعی نه به عنوان جایگزین معنویت، بلکه به مثابه یک «تسهیلگر هوشمند» عمل کرده و با ایجاد نظم در انجام فرایض و ارائه بازخوردهای مثبت، انگیزه بیرونی را به تدریج به یک باور قلبی و پایبندی پایدار تبدیل میکند. در نهایت، پیشنهاد میشود برنامهریزان آموزشی با تدوین محتوای غنی دینی در بستر هوش مصنوعی، پلی میان سنتهای اصیل مذهبی و ابزارهای مدرن ایجاد کنند تا شاهد شکوفایی معنوی در میان دانشآموزان باشیم.
واژگان کلیدی: هوش مصنوعی، پایبندی به نماز، دانشآموزان، آموزش دینی، بازیوارسازی، یادگیری شخصیسازی شده.
10/47-تبیین انگیزش شغلی معلمان بر پایه رهبری تحولآفرین مدیران: نقش میانجی عدالت سازمانی
فرنگیس نامداری/ آموزگار آموزش و پرورش استان کرمانشاه
چکیده مقاله
انگیزش شغلی معلمان یکی از پیشرانهای اصلی کیفیت تدریس، استمرار تلاش حرفهای و پایداری مدرسه بهعنوان یک سازمان یادگیرنده است. در سالهای اخیر، توجه پژوهشگران به نقش سبکهای رهبری مدیران مدارس در شکلدهی به نگرشها و رفتارهای کاری معلمان افزایش یافته است. از میان این سبکها، رهبری تحولآفرین با مؤلفههایی نظیر نفوذ آرمانی، انگیزش الهامبخش، تحریک ذهنی و ملاحظهگری فردی، ظرفیت بالایی برای تقویت معنا، تعهد و اشتیاق کاری دارد. بااینحال، اثرگذاری رهبری تحولآفرین همواره مستقیم نیست و غالباً از مسیر ادراکهای سازمانیِ کارکنان عمل میکند. یکی از مهمترین این ادراکها «عدالت سازمانی» است که در قالب عدالت توزیعی، رویهای و تعاملی تجربه میشود و میتواند تصمیمها، ارتباطات و نظام پاداش، ارزیابی را در چشم معلمان مشروع و انگیزاننده سازد. پژوهش حاضر با هدف تبیین انگیزش شغلی معلمان بر اساس رهبری تحولآفرین مدیران و آزمون نقش میانجی عدالت سازمانی انجام شد. روش پژوهش از نوع کمی، توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان شاغل در مدارس ناحیه ۲ آموزشوپرورش شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403بود ، ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه رهبری تحولآفرین، عدالت سازمانی و انگیزش شغلی بود. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای همبستگی، پایایی و روایی و سپس مدل ساختاری انجام میشود. انتظار میرود رهبری تحولآفرین اثر مثبت و معناداری بر عدالت سازمانی و انگیزش شغلی داشته باشد و عدالت سازمانی نیز بهصورت معنادار رابطه بین رهبری تحولآفرین و انگیزش شغلی را میانجیگری کند. یافتههای این پژوهش میتواند در سیاستگذاری توسعه حرفهای مدیران مدارس، بهبود فرآیندهای تصمیمگیری، شفافیت رویهها و ارتقای کیفیت تعاملات سازمانی در مدارس دولتی مورد استفاده قرار گیرد.
واژگان کلیدی: رهبری تحولآفرین، عدالت سازمانی، انگیزش شغلی، مدیران مدارس، معلمان
10/46-تبیین اصول و استانداردهای مدیران آموزشی در عرصه تعلیم و تربیت
محمد رضایی
چکیده مقاله
مدیریت آموزشی در نظام تربیتی، صرفاً اداره امور اجرایی مدرسه یا سازمان آموزشی نیست، بلکه نقشآفرینی در هدایت یادگیری، پرورش اخلاقی و اجتماعی، توسعه حرفهای معلمان، و تضمین کیفیت و عدالت آموزشی را در بر میگیرد. در دهههای اخیر، تحول در مفهوم مدرسه، پیچیدهتر شدن نیازهای یادگیرندگان، گسترش فناوریهای آموزشی، و افزایش حساسیت نسبت به پاسخگویی و نتایج یادگیری، موجب شده است که «مدیر آموزشی» به مثابه رهبر یادگیری و معمار فرهنگ تربیتی شناخته شود. از این رو، شناسایی الزامات نقش مدیران آموزشی، تبیین شایستگیهای حرفهای و اخلاقی آنان، و صورتبندی استانداردهای قابل سنجش برای انتخاب، توانمندسازی و ارزیابی مدیران، به یکی از موضوعات محوری سیاستگذاری و پژوهش آموزشی تبدیل شده است.
این مقاله با رویکرد تحلیلی و تلفیقی، ابتدا مبانی نظری مدیریت و رهبری آموزشی را در پیوند با نظام تربیتی توضیح میدهد، سپس مسئله شکاف میان انتظارات سندی و واقعیتهای اجرایی را صورتبندی میکند. در ادامه، ادبیات پژوهشی فارسی و انگلیسی درباره رهبری آموزشی، استانداردهای حرفهای مدیران و مدلهای شایستگی مرور میشود و بر اساس آن، چارچوبی برای دستهبندی الزامات و شایستگیها ارائه میگردد. یافتههای تحلیلی نشان میدهد که استانداردهای مدیران آموزشی در نظام تربیتی باید همزمان سه سطح را پوشش دهند: سطح ارزشها و جهتگیری تربیتی، سطح شایستگیهای دانشی و مهارتی، و سطح شاخصهای عملکردی و نتایج قابل مشاهده. همچنین، تناسب میان استانداردها و زمینه فرهنگی و اجتماعی، شرط لازم برای اثربخشی آنهاست؛ زیرا انتقال مکانیکی استانداردهای جهانی بدون بومیسازی، میتواند به شکلگرایی و افزایش بار اداری منجر شود. مقاله در پایان، دلالتهایی برای سیاستگذاری، طراحی برنامههای توسعه حرفهای، و استقرار نظامهای ارزیابی عادلانه و رشدمدار ارائه میکند.
واژگان کلیدی: مدیریت آموزشی، رهبری تربیتی، شایستگی حرفهای، استانداردهای مدیران، کیفیت و عدالت آموزشی، نظام تربیتی
10/45-تأثیر هوش مصنوعی مولد بر تفکر انتقادی
محبوبه نورشرق دهاقانی
چکیده مقاله
این مقاله به بررسی تأثیرات پیچیده و چندوجهی استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مولد )مانندچتباتها( بر توسعه یا تضعیف مهارتهای تفکر انتقادی در میان دانشآموزان مقاطع مختلفتحصیلی میپردازد. با توجه به نفوذ روزافزون این فناوریها در فرآیندهای یادگیری، شناسایینقاط قوت )مانند دسترسی سریع به اطلاعات و تحلیل اولیه( و نقاط ضعف )مانند وابستگی، عدمراستیآزمایی و کاهش تلاش شناختی( ضروری است. این پژوهش با مرور ادبیات موجود و ارائهچارچوبی برای تلفیق مسئولانه این ابزارها در آموزش، پیشنهاداتی برای پرورش تفکر انتقادی درعصر هوش مصنوعی ارائه میدهد.
واژگان کلیدی: هوش مصنوعی مولد، چتباتها، تفکر انتقادی، آموزش،دانشآموزان، یادگیری تحلیلی.
10/44-تأثیر هوش مصنوعی بر نظام آموزشی و امور تربیتی
زهرا امین جعفری دهاقانی / مربی پرورشی شهرستان دهاقان
چکیده مقاله
هوش مصنوعی همچنین در امور تربیتی نقش مهمی ایفا میکند. با تحلیل دادههای رفتاری و روانی دانشآموزان، سامانههای هوشمند میتوانند مشکلات احتمالی را شناسایی کرده و راهکارهای مناسب برای ارتقاء سلامت روان و رفتار ایشان پیشنهاد دهند. این نوع حمایت میتواند موجب کاهش مشکلات رفتاری و افزایش انگیزه یادگیری شود.با وجود مزایای فراوان، بهکارگیری هوش مصنوعی در آموزش با چالشهایی نیز همراه است؛ ازجمله نگرانیهای مربوط به حفظ حریم خصوصی، وابستگی زیاد به فناوری و احتمال کاهش تعاملات انسانی. بنابراین، برای بهرهبرداری کامل از مزایای هوش مصنوعی، نیازمند توسعه چارچوبهای اخلاقی و قانونی مناسب هستند. در نهایت، هوش مصنوعی آیندهای روشن برای نظام آموزشی رقم خواهد زد که در آن فرآیندهای تربیتی و یادگیری به شکل هوشمند، کارآمد و فردمحور پیش میرود و این روند میتواند موجب ارتقاء سطح کلی آموزش و بهبود کیفیت زندگی دانشآموزان شود....
واژگان کلیدی: هوش مصنوعی - آموزش شخصیسازی شده - سیستمهای هوشمند آموزشی - سلامت روان دانشآموزان - چالشهای فناورانه
10/43-تاثیر هوش مصنوعی بر بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان
لیلا دهقان / دبیر ادبیات متوسطه اول / آموزش و پرورش شهرستان دهاقان ، ایران
چکیده مقاله
هوش مصنوعی به عنوان یکی از پیشرفتهترین فناوریهای عصر حاضر، تحولی شگرف در نظامهای آموزشی جهان ایجاد کرده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر بهبود عملکرد تحصیلی تحصیلی دانشآموزان و شناسایی فرصتها و چالشهای پیش روی این فناوری در محیطهای یادگیری است.
این مقاله با رویکرد تحلیلی-توصیفی به بررسی ابعاد مختلف تأثیرگذاری هوش مصنوعی بر فرآیند یادگیری دانشآموزان میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هوش مصنوعی از طریق سازوکارهای متعددی نظیر شخصیسازی یادگیری، ارائه بازخورد فوری، تحلیل پیشبینانه دادههای آموزشی، کاهش بار کاری معلمان و ایجاد محتوای آموزشی تطبیقی، میتواند نقش مؤثری در ارتقای کیفیت یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان ایفا کند. ابزارهای متنوعی مانند سیستمهای آموزشی هوشمند، دستیارهای مجازی و پلتفرمهای یادگیری تطبیقی، امروزه در دسترس دانشآموزان قرار دارند که هر یک به نوبه خود میتوانند تجربه یادگیری را متحول سازند. با این حال، چالشهایی مانند نگرانیهای اخلاقی مرتبط با حریم خصوصی دادهها، سوگیری الگوریتمها، کاهش تعاملات انسانی، وابستگی بیش از حد به فناوری و شکاف دیجیتال نیز در مسیر بهکارگیری این فناوری وجود دارد که نیازمند مدیریت آگاهانه و سیاستگذاری دقیق است.
در نهایت، راهکارهایی نظیر تدوین چارچوبهای اخلاقی، توانمندسازی معلمان، توسعه زیرساختهای فناورانه و ایجاد تعادل میان آموزش دیجیتال و انسانی ارائه شده است. نتیجهگیری کلی پژوهش حاکی از آن است که هوش مصنوعی با وجود چالشهای موجود، پتانسیل بالایی برای متحول کردن نظام آموزشی و بهبود عملکرد تحصیلی دانشآموزان دارد، مشروط بر آنکه بهصورت هدفمند و با در نظر گرفتن ملاحظات اخلاقی و تربیتی به کار گرفته شود.
واژگان کلیدی: هوش مصنوعی ، عملکرد تحصیلی ، دانش آموزان ، یادگیری شخصی سازی شده ، فناوری آموزشی
10/42-تأثیر نقاشی بر سلامت روان نوجوانان
شیما زرگری
چکیده مقاله
دوره نوجوانی یکی از حساسترین و پرفشارترین مراحل رشد انسان محسوب میشود که با تغییرات عمیق جسمانی، روانی و اجتماعی همراه است. این تغییرات، نوجوانان را در معرض طیفی از چالشهای سلامت روان مانند اضطراب، افسردگی، پرخاشگری و بحران هویت قرار میدهد. با توجه به محدودیتها و انگهای موجود در استفاده از مداخلات روانشناختی سنتی، یافتن ابزارهای غیرتهاجمی و پذیرفتنی برای حمایت از سلامت روان این گروه ضروری به نظر میرسد. هنر، بهویژه نقاشی، به عنوان یک شیوه بیانی غیرکلامی و خلاق، پتانسیل بالایی برای تسهیل فرآیندهای درونی و تنظیم هیجانات دارد. هدف از نگارش این مقاله، بررسی تحلیلی تأثیر نقاشی بر ابعاد مختلف سلامت روان نوجوانان است. روش پژوهش حاضر، مرور تحلیلی و جامع منابع علمی معتبر داخلی و خارجی در حوزه روانشناسی، هنردرمانی و علوم تربیتی است. یافتهها حاکی از آن است که نقاشی از طریق مکانیسمهایی مانند تخلیه هیجانی، افزایش خودآگاهی، تقویت خودپنداره و تسهیل بازنمایی تجارب درونی، میتواند بهصورت معناداری در کاهش علائم اضطراب و افسردگی، مدیریت پرخاشگری، کاهش انزوای اجتماعی و کمک به شکلگیری هویت مثبت مؤثر باشد. همچنین، نقاشی در بسترهای آموزشی و مشاورهای به عنوان یک ابزار کمهزینه و قابل دسترس، میتواند مکمل ارزشمندی برای برنامههای ارتقای سلامت روان باشد. نتیجه کلی آن است که ادغام هدفمند فعالیتهای هنری مانند نقاشی در برنامههای مدارس و مراکز مشاوره نوجوانان، میتواند گامی مؤثر در جهت پیشگیری و مداخله در حوزه سلامت روان این قشر باشد.
واژگان کلیدی: نقاشی، سلامت روان، نوجوان، هنردرمانی، تنظیم هیجان، هویت، عزت نفس.
10/41-تأثیر ماهواره بر درک و پذیرش تاریخ معاصر در میان دانشآموزان ایران
فاطمه احمدیان دهاقانی / کارشناس ارشد جغرافیا و دبیر مطالعات اجتماعی آموزش و پرورش شهرستان دهاقان
چکیده مقاله
این پژوهش به بررسی تأثیر شبکههای ماهوارهای بر شکلگیری و تغییر نگرش دانشآموزان دوره متوسطه نسبت به تاریخ معاصر ایران میپردازد. با توجه به نفوذ روزافزون رسانههای تصویری و محتوای متنوع شبکههای ماهوارهای فارسیزبان که اغلب دارای رویکردهای سیاسی، اجتماعی و تاریخی متفاوتی هستند، سنجش تأثیر آنها بر نسل جوان و درکشان از وقایع کلیدی تاریخ معاصر (از مشروطه تا انقلاب اسلامی و پس از آن) از اهمیت بالایی برخوردار است.
هدف اصلی این تحقیق، مشخص کردن میزان، نوع و جهتگیری این تأثیرات است. فرضیه اصلی بر این مبنا استوار است که قرارگیری مداوم در معرض روایتهای متفاوت تاریخی و تحلیلی از طریق این شبکهها، میتواند منجر به دوگانگی، نقد ساختارشکنانه یا حتی بیتفاوتی در نگرش دانشآموزان نسبت به منابع رسمی آموزشی شود. روششناسی تحقیق میتواند ترکیبی از روشهای کمی (مانند توزیع پرسشنامه برای سنجش نگرشها و میزان تماشای شبکهها) و کیفی (مانند مصاحبههای عمیق با دانشآموزان منتخب) باشد.
نتایج مورد انتظار، شفافسازی این موضوع است که آیا شبکههای ماهوارهای نقش تقویتکننده، تضعیفکننده یا صرفاً ایجادکننده ابهام در فهم دانشآموزان از تاریخ معاصر را ایفا میکنند. این یافتهها میتواند برای برنامهریزان آموزشی و نهادهای فرهنگی جهت تدوین راهکارهای مؤثرتر برای سواد رسانهای و تبیین صحیح تاریخ مورد استفاده قرار گیرد. این مطالعه نه تنها یک پژوهش آموزشی است، بلکه پنجرهای به سوی درک چالشهای هویتی و شناختی جوانان در عصر جریان آزاد اطلاعات به شمار میآید.
واژگان کلیدی: شبکههای ماهوارهای نگرش دانشآموزان تاریخ معاصر ایران سواد رسانهای تأثیرات فرهنگی/سیاسی
10/40-تاثیر درس عربی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
مهرانگیز مولوی اسفرجانی / دبیر درس عربی متوسطه اول
چکیده مقاله
درس عربی به عنوان یکی از دروس اصلی در نظام آموزشی ایران، به دلیل پیوند با زبان قرآن و میراث فرهنگی، جایگاه ویژهای دارد. این مقاله با مرور پژوهشهای انجامشده، به بررسی تأثیر یادگیری زبان عربی بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان میپردازد. یافتهها نشان میدهد که یادگیری زبان عربی نه تنها موجب تقویت مهارتهای زبانی میشود، بلکه به دلیل ساختار نحوی و معنایی پیچیدهاش، میتواند مهارتهای شناختی نظیر تفکر تحلیلی، حل مسئله و حافظه کاری را در دانشآموزان تقویت کند . این مهارتها به طور غیرمستقیم بر پیشرفت تحصیلی در سایر دروس مانند ریاضیات، علوم تجربی و ادبیات تأثیر مثبت میگذارد. همچنین، نتایج پژوهشها حاکی از آن است که میان نگرش مثبت به درس عربی و عملکرد بهتر تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد و عواملی چون روش تدریس فعال و مشارکتی، استفاده از فناوریهای نوین آموزشی و ایجاد انگیزش درونی در دانشآموزان، نقش کلیدی در ارتقای پیشرفت تحصیلی آنان ایفا میکند . نتایج این مطالعه می تواند در بهبود سیاست گذاری های آموزشی و ارتقای کیفیت تدریس درس عربی در نظام آموزشی کشور موثر باشد .
واژگان کلیدی: پیشرفت تحصیلی ، درس عربی ، انگیزش تحصیلی ، روش های نوین تدریس ، نگرش تحصیلی
10/39-تأثیر برنامههای آموزش مهارتهای هیجانی-اجتماعی (SEL) بر بهبود خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی دانشآموزان پایه چهارم
اسماعیل غلامیان/ آموزگار پایه چهارم کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی
چکیده مقاله
مهارتهای هیجانی-اجتماعی (Social-Emotional Learning یا SEL) نقش مهمی در توسعه شناختی، هیجانی و اجتماعی کودکان دارند. توانایی مدیریت هیجانات، کنترل رفتار و برقراری ارتباط مؤثر با دیگران، زمینهساز موفقیت تحصیلی و روانی در مدرسه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامههای آموزش مهارتهای هیجانی-اجتماعی بر خودتنظیمی و عملکرد تحصیلی دانشآموزان پایه چهارم انجام شده است. در این مطالعه، یک برنامه آموزشی مبتنی بر فعالیتهای گروهی، بازیهای تعاملی و تمرینهای خودآگاهی هیجانی برای دانشآموزان گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل آموزشهای معمول مدرسه را دریافت کرد.
نتایج نشان داد که دانشآموزانی که در برنامه SEL شرکت کردند، در مقیاس خودتنظیمی، توانایی مدیریت احساسات، تمرکز و برنامهریزی در انجام تکالیف بهبود معناداری داشتند. علاوه بر این، میانگین نمرات عملکرد تحصیلی این گروه در درسهای پایه نسبت به گروه کنترل افزایش یافت. تحلیل دادهها حاکی از آن بود که آموزش مهارتهای هیجانی-اجتماعی نه تنها به بهبود رفتار و تعاملات اجتماعی کمک میکند، بلکه بهطور مستقیم بر فرآیند یادگیری و موفقیت تحصیلی کودکان تأثیر مثبت دارد.
با توجه به اهمیت توسعه مهارتهای هیجانی در سنین ابتدایی، نتایج این پژوهش نشان میدهد که ادغام برنامههای SEL در فعالیتهای مدرسه میتواند به افزایش توانایی خودتنظیمی، انگیزه یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پایه چهارم کمک کند. این یافتهها برای معلمان، مدیران مدرسه و پژوهشگران تربیتی، راهنمای عملی و علمی برای طراحی محیطهای یادگیری فراگیر و حمایتکننده است.
واژگان کلیدی: مهارتهای هیجانی-اجتماعی، خودتنظیمی، عملکرد تحصیلی، دانشآموزان پایه چهارم، آموزش ابتدایی.
10/38-تاثیر بدن سازی در رفع مشکلات جسمانی ناشی از کم تحرکی پشت میزنشینی
اعظم خدادادپور
چکیده مقاله
پشتمیزنشینی و کمتحرکی، از شاخصترین ویژگیهای سبک زندگی معاصر در بسیاری از مشاغل اداری، آموزشی و خدماتی است و پیامدهای جسمانی آن از دردهای اسکلتی عضلانی تا اختلالات متابولیک و افت کارکردی، بهصورت تدریجی اما پایدار بروز میکند. بدنسازی بهعنوان مجموعهای از تمرینات مقاومتی هدفمند، ظرفیتی قابل توجه برای مقابله با اثرات زیانبار بیتحرکی دارد؛ زیرا همزمان بر تقویت عضلات، بهبود ثبات مفاصل، اصلاح الگوهای حرکتی، افزایش تراکم استخوان، ارتقای ترکیب بدنی و بهبود شاخصهای سلامت قلبی عروقی اثر میگذارد. هدف این مقاله، تبیین سازوکارهای اثرگذاری بدنسازی بر مشکلات جسمانی ناشی از پشتمیزنشینی و ارائه چارچوبی کاربردی برای طراحی مداخلات تمرینی ایمن و اثربخش است. در این نوشتار، ابتدا مسئله و ابعاد آن شرح داده میشود، سپس ادبیات پژوهش داخلی و خارجی با تمرکز بر دردهای گردن و شانه، کمردرد، ضعف عضلات مرکزی، اختلالات پاسچر و پیامدهای متابولیک مرور میگردد. در ادامه، روششناسی پیشنهادی برای مطالعه و ارزیابی مداخله بدنسازی در جمعیتهای پشتمیزنشین معرفی میشود و نهایتاً با تحلیل شواهد و ملاحظات اجرایی، اصول نسخهنویسی تمرین مقاومتی برای این گروه بیان میگردد. یافتههای نظری و تجربی نشان میدهد بدنسازی، اگر با اصل اضافهبار تدریجی، انتخاب حرکات اصلاحی، کنترل حجم و شدت، و توجه به ارگونومی محیط کار همراه باشد، میتواند دردهای اسکلتی عضلانی را کاهش داده، عملکرد حرکتی را بهبود دهد و ریسک اختلالات مرتبط با سبک زندگی کمتحرک را تعدیل کند. نتیجهگیری مقاله بر این نکته تاکید دارد که بدنسازی نهتنها یک فعالیت زیباییمحور نیست، بلکه مداخلهای سلامتمحور و قابل اتکا برای بازتوانی پیشگیرانه در عصر پشتمیزنشینی محسوب میشود.
واژگان کلیدی: بدنسازی، تمرین مقاومتی، پشتمیزنشینی، کمتحرکی، درد اسکلتی عضلانی، پاسچر، سلامت متابولیک، عضلات مرکزی
10/37-تأثیر بازخورد (فیدبک) معلم بر یادگیری و اعتمادبهنفس دانشآموزان ابتدایی
فتانه وزیری/ آموزگار مقطع ابتدایی آموزش و پرورش شهرستان دهاقان، ایران
چکیده مقاله
بازخورد معلم یکی از اثرگذارترین ابزارهای آموزشی برای هدایت یادگیری، اصلاح خطاها، تقویت خودتنظیمی و شکلدهی باورهای تحصیلی دانشآموزان است. با این حال، بازخورد همیشه «مفید» نیست؛ نوع، زمان، لحن، تمرکز و میزان عملپذیری آن تعیین میکند که بازخورد به پیشرفت یادگیری و افزایش اعتمادبهنفس منجر شود یا برعکس، اضطراب، اجتناب از تکلیف و کاهش خودباوری را تقویت کند. این مقاله با رویکرد تحلیلی-مروری، نخست چارچوبهای نظری مرتبط با بازخورد آموزشی و اعتمادبهنفس/خودکارآمدی را مرور میکند و سپس یافتههای پژوهشهای برجسته را در زمینه سازوکارهای اثرگذاری بازخورد بر پیامدهای شناختی و عاطفی یادگیری جمعبندی مینماید. در ادامه، یک مدل مفهومی برای ارتباط میان کیفیت بازخورد، فرایندهای میانجی (ادراک شایستگی، خودتنظیمی، اسناددهی، ذهنیت رشد) و پیامدها (یادگیری عمیق، عملکرد، اعتمادبهنفس تحصیلی) ارائه میشود و یک طرح روششناسی پیشنهادی برای مطالعه میدانی در مدرسه توضیح داده میشود. در پایان، دلالتهای عملی برای معلمان و مدیران آموزشی مطرح میگردد؛ از جمله حرکت از بازخورد نمرهمحور به بازخورد فرایندمحور، ارائه نشانههای دقیق برای گام بعدی، و ایجاد فرهنگ کلاسی امن برای خطا. جمعبندی مقاله نشان میدهد که بازخوردِ بهموقع، مشخص، قابل اجرا و محترمانه میتواند هم یادگیری را تقویت کند و هم اعتمادبهنفس تحصیلی را از مسیر افزایش خودکارآمدی و خودتنظیمی ارتقا دهد؛ در مقابل، بازخورد مبهم، مقایسهای و برچسبزننده اغلب پیامدهای منفی شناختی و هیجانی برجای میگذارد.
واژگان کلیدی: بازخورد معلم، یادگیری، اعتمادبهنفس تحصیلی، خودکارآمدی، خودتنظیمی، ارزشیابی تکوینی، انگیزش
10/36-تأثیر آموزش مبتنی بر آموزههای عرفانی بر توسعه مهارتهای رفتاری و تعاملات اجتماعی دانشآموزان دوره متوسطه
فاطمه السادات میرباقری فرد/ دانشجو دکتری ادبیات فارسی
چکیده مقاله
آموزش مبتنی بر آموزههای عرفانی، با تأکید بر ارزشهای اخلاقی، خودشناسی و معنویت، میتواند مهارتهای رفتاری و اجتماعی دانشآموزان را تقویت کند. این پژوهش با بررسی یافتههای نوین علوم انسانی و تربیتی، اثرات آموزش عرفانی را بر مهارتهایی مانند همدلی، مسئولیتپذیری، احترام به دیگران و تعامل مثبت اجتماعی تحلیل میکند. یافتهها نشان میدهند که ادغام آموزههای عرفانی در برنامههای آموزشی میتواند علاوه بر توسعه فردی، رفتار جمعی دانشآموزان را نیز بهبود بخشد و بستری برای تربیت اخلاقی و فرهنگی مؤثر فراهم کند.
واژگان کلیدی: آموزش عرفانی، مهارتهای رفتاری، تعامل اجتماعی، تربیت اخلاقی، علوم انسانی و فرهنگی
10/35-تأثیر آموزش آنلاین و فضای مجازی بر الگوهای یادگیری و تعامل اجتماعی دانشآموزان
سمیه میرزائی / کارشناسی ارشد علوم قرآنی
چکیده مقاله
با گسترش فناوریهای دیجیتال و نفوذ روزافزون اینترنت در زندگی روزمره، آموزش آنلاین به یکی از اجزای اصلی فرآیند یادگیری در سراسر جهان تبدیل شده است. پلتفرمهای آموزشی مجازی و شبکههای اجتماعی آموزشی نه تنها امکان دسترسی سریع و گسترده به منابع علمی را فراهم میکنند، بلکه روشهای سنتی یادگیری را نیز دستخوش تغییر کردهاند. پژوهشهای نوین نشان میدهند که یادگیری آنلاین علاوه بر تغییر شیوههای یادگیری، بر تعاملات اجتماعی، مهارتهای ارتباطی و رفتار فرهنگی دانشآموزان نیز تأثیر قابل توجهی دارد. از این رو، بررسی آثار آموزشی و اجتماعی فضای مجازی، نقش مهمی در درک بهتر تحولات فرهنگی و تربیتی نسل جدید ایفا میکند و میتواند راهنمایی برای طراحی مدلهای آموزشی مؤثرتر و متناسب با نیازهای عصر دیجیتال باشد.
واژگان کلیدی: آموزش آنلاین، فضای مجازی، الگوهای یادگیری، تعامل اجتماعی، مهارتهای ارتباطی
10/34-پایبندسازی دانش آموزان متوسطه اول به انقلاب اسلامی
هاجر هاشمی / سمت :مدیر دبیرستان هجرت شهرستان دهاقان
چکیده مقاله
این مقاله به بررسی راهکارها و شیوههای تربیتی برای تقویت پایبندی دانش آموزان دوره متوسطه اول به ارزشها و آرمانهای انقلاب اسالمی میپردازد. با توجه به حساسیت سنّی وذهنی این گروه سنی، آموزش مفاهیم انقالب اسالمی نیازمند رویکردی جذاب، علمی و تربیتیاست تا نوجوانان ضمن درک مفاهیم تاریخی، ارتباط عاطفی و هویت عمیقی با انقالب پیدا کنند.در این پژوهش ضمن بررسی مبانی نظری موضوع، مجموعهای از راهکارهای فرهنگی، آموزشی وارتباطی مؤثر ارائه میگردد که تلفیق مدرسه، خانواده و جامعه را در تربیت نسل انقالبی آینده ضرور می سازد .
واژگان کلیدی: هویت ملی ،انقلاب اسلامی ، تربیت انقلابی ، دانش آموزان متوسطه اول ، آموزش ارزشی
10/33-بررسی و شناخت آثار انحلال شرکت تجارتی
علیرضا مرادی / وکیل پایه یک دادگستری
چکیده مقاله
انحلال شرکت تجارتی یکی از نقاط عطف در چرخه حیات شخصیت حقوقی است که نه تنها سرنوشت سرمایه و دارایی شرکت را تعیین میکند، بلکه بر حقوق طلبکاران، سهامداران یا شرکا، کارکنان، دولت و نیز ثبات معاملات اثر مستقیم میگذارد. در حقوق تجارت، انحلال را نمیتوان صرفاً به عنوان پایان فعالیت اقتصادی شرکت تلقی کرد؛ بلکه انحلال آغاز مرحلهای است که در آن هدف شرکت از انجام عملیات تجارتی به انجام عملیات تصفیه و خاتمه منظم روابط حقوقی تغییر جهت میدهد. از این منظر، شناخت آثار انحلال مستلزم تفکیک دقیق میان «انحلال»، «تصفیه»، «بطلان»، «فسخ» و «ورشکستگی» و نیز توجه به سازوکارهای ثبت و آگهی، حدود اختیارات مدیران تصفیه و چگونگی حمایت از حقوق بستانکاران است. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی محدود، به بررسی آثار انحلال شرکت تجارتی در حقوق ایران میپردازد و ضمن تبیین مبانی و اسباب انحلال، پیامدهای آن بر شخصیت حقوقی، دارایی و دیون، قراردادهای جاری، دعاوی، مسئولیت مدیران و مدیر تصفیه و نیز حقوق گروههای ذینفع را تحلیل میکند. یافتههای مقاله نشان میدهد که مهمترین کارکرد مرحله پس از انحلال، تبدیل دارایی به نقد، تعیین تکلیف تعهدات، پیشگیری از تبعیض میان بستانکاران و فراهمکردن امکان خاتمه شفاف و قابل اعتماد روابط حقوقی شرکت است. همچنین، وجود برخی ابهامها در حدود اختیارات مدیر تصفیه، تعامل قواعد انحلال با ورشکستگی، و رویههای اجرایی ثبت و آگهی، میتواند موجب طولانیشدن فرایند تصفیه و افزایش ریسک معاملاتی شود. در پایان، پیشنهادهایی برای ارتقای شفافیت و کارایی نظام انحلال و تصفیه ارائه میشود.
واژگان کلیدی: انحلال شرکت، تصفیه، شخصیت حقوقی، مدیر تصفیه، حمایت از طلبکاران، دیون و مطالبات، مسئولیت مدیران، ثبت و آگهی
10/32-بررسی و تحلیل جهل به قانون در امور کیفری
دکتر حسین یاراحمدی / نویسنده مسئول
مجتبی تقی زاده
چکیده مقاله
جهل به قانون در حقوق کیفری همواره در نقطه تلاقی دو ملاحظه بنیادین قرار دارد: از یک سو ضرورت اجرای مؤثر قانون و حفظ نظم عمومی که با اصل «جهل به قانون رافع مسئولیت نیست» پشتیبانی میشود، و از سوی دیگر اقتضائات عدالت کیفری و اصل شخصی بودن مسئولیت که میکوشد میان «ناتوانی واقعی از دسترسی به قانون» و «سهلانگاری در آگاهییابی» تمایز بگذارد. حقوق کیفری ایران در قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲، ضمن حفظ قاعده کلی، در ماده ۱۵۵ دو استثنا را پذیرفته و بدین ترتیب رویکردی میانه میان نگاه سختگیرانه کلاسیک و نگاه منعطف مبتنی بر تقصیر را برگزیده است. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی، مفاهیم جهل حکمی و جهل موضوعی را تفکیک میکند، مبانی فقهی و حقوقی قاعده را میکاود، معیارهای «امکان تحصیل علم عادتاً» و «عذر شرعی بودن جهل» را تحلیل میکند، آثار عملی آن را در سیاست جنایی و رویه قضایی توضیح میدهد، و در پایان راهکارهایی برای کاهش تعارض میان کارآمدی قانون و انصاف کیفری ارائه میدهد.
واژگان کلیدی: جهل به قانون، جهل حکمی، مسئولیت کیفری، ماده ۱۵۵ قانون مجازات اسلامی، خطای حقوقی، قاصر و مقصر
10/31-بررسی نقش آموزش ابتدایی در مواجهه با بحرانهای زیستمحیطی محلی و ارائه الگوی مداخله آموزشی
آذر بی نیاز/ آموزگار مقطع ابتدایی، آموزش و پرورش شهرستان دنا، ایران
چکیده مقاله
بحرانهای زیستمحیطی محلی نظیر آلودگی هوا و کمآبی، به یکی از چالشهای اساسی جوامع امروزی تبدیل شدهاند. با توجه به اینکه ریشه بسیاری از این بحرانها به رفتارهای انسانی بازمیگردد، آموزش به ویژه در دوره حساس کودکی، میتواند نقش زیربنایی در تغییر نگرش و اصلاح الگوهای رفتاری ایفا کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش آموزش ابتدایی در مواجهه با بحرانهای زیستمحیطی محلی و ارائه الگوی مداخله آموزشی متناسب انجام شده است. این مطالعه که با رویکرد کیفی و به روش تحلیل محتوای استقرایی صورت گرفته، ضمن واکاوی اسناد بالادستی و برنامههای درسی موجود، به شناسایی کاستیهای نظام آموزشی در پرداختن به مسائل بومی محیطزیست پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که شکاف قابلتوجهی بین محتوای آموزشی و نیازهای عینی جوامع محلی وجود دارد و آموزشها عمدتاً در سطح آگاهیبخشی متوقف میمانند. در پایان، الگویی عملیاتی متشکل از سه مؤلفه "بومیسازی محتوا"، "یادگیری مبتنی بر مسئله" و "مشارکت خانواده و جامعه محلی" ارائه شده است که هدف آن تبدیل دانشآموزان به کنشگران آگاه محیطزیست در سطح محله و شهر است. اجرای این الگو میتواند زمینهساز ارتقای سواد زیستمحیطی و شکلگیری هویت مسئولانه در دانشآموزان دوره ابتدایی شود .
واژگان کلیدی: بحرانهای زیستمحیطی محلی، آلودگی هوا، کمآبی، الگوی مداخله آموزشی، سواد زیستمحیطی
10/30-بررسی میزان آگاهی دانشآموزان از حقوق و تکالیف خود در ورزش مدرسهای
هاشم دانائی اصل/ کارشناس ارشدعلوم اجتماعی،ئانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان
شوکت اوستاد/ کارشناس مهندسی کشاورزی،دانشگاه پیام نور واحد دهاقان
چکیده مقاله
هدف این پژوهش، بررسی میزان شناخت دانشآموزان از حقوق و تکالیف مرتبط با مشارکت در فعالیتهای ورزشی مدرسهای و ارائه راهکارهایی برای بهبود این آگاهی است. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و جامعه آماری شامل ۱۵۰ دانشآموز مقطع متوسطه بود که از طریق نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه ۲۵ سؤالی محققساخته با ضریب پایایی آلفای کرونباخ 0.86 بود. یافتهها نشان داد که میانگین آگاهی دانشآموزان از حقوق ورزشی در سطح متوسط (۲٫۹ از ۵) و آگاهی آنها از تکالیف مرتبط با رفتار ورزشی در سطح مطلوب (۳٫۸ از ۵) قرار دارد. تحلیلها حاکی از تفاوت معنادار سطح آگاهی دختران در رعایت قوانین گروهی بود. آموزش مستقیم توسط معلم، تأثیر مثبتی بر افزایش آگاهیها داشت.این نتایج اهمیت یکپارچهسازی مفاهیم حقوق شهروندی _ورزشی در برنامه درسی تربیت بدنی را تأیید میکند. شکاف مشاهدهشده میان آگاهی از حقوق و تکلیف، نشاندهنده یک عدم توازن درونی در نگرش دانشآموزان نسبت به مشارکت عادلانه است. پژوهشهای نوین بر نقش آموزش حقوقی به عنوان یک سازوکار پیشگیرانه در برابر ناهنجاریهای ورزشی تأکید دارند. درک این حقوق، ضامن توانمندسازی دانشآموزان برای دفاع از خود در محیطهای رقابتی است. علاوه بر این، آگاهی از تکالیف، پایه و اساس اخلاق ورزشی و بازی جوانمردانه را شکل میدهد. عدم توجه به این حوزه، میتواند منجر به بروز رفتارهای متخاصم و کاهش انگیزه برای مشارکت بلندمدت شود.
واژگان کلیدی: حقوق دانشآموز، تربیت بدنی، ورزش مدرسهای، مسئولیتپذیری، اخلاق ورزشی
10/29-بررسی عملکرد و کنترل الکترونیکی در سیستمهای ترمز پیشرفته (مانند ترمزهای سیمی و سیستم ترمز ضد قفل (ABS
سراج نادری/ هنرآموز مکانیک خودرو ، آموزش و پرورش شهرستان دهاقان، ایران
چکیده مقاله
با پیشرفت صنعت خودرو به سمت الکتریکیسازی و رانندگی خودران، سیستمهای ترمز سنتی هیدرولیک با چالشهای جدیدی در زمینه سرعت پاسخدهی، دقت کنترل و یکپارچگی با سامانههای الکترونیکی مواجه شدهاند. این مقاله به بررسی عملکرد و روشهای کنترل الکترونیکی در سیستمهای ترمز پیشرفته، با تأکید بر دو فناوری کلیدی ترمزهای سیمی (Brake-by-Wire) و سیستم ترمز ضد قفل (ABS) میپردازد. در حوزه ترمزهای سیمی، دو رویکرد اصلی ترمز الکتروهیدرولیک (EHB) بهعنوان فناوری واسط و ترمز الکترومکانیکال (EMB) بهعنوان نسل آینده سیستمهای ترمز تحلیل میشوند. همچنین ساختار واحد کنترل الکترونیکی، الگوریتمهای کنترل فشار و استراتژیهای ترمز ضد قفل شامل مراحل حفظ، کاهش و افزایش فشار تشریح میگردد. یافتههای این بررسی نشان میدهد که سیستمهای EMB با حذف کامل سیال هیدرولیک، علاوه بر کاهش وزن و افزایش سرعت پاسخدهی، امکان کنترل مستقل و دقیق هر چرخ را فراهم کرده و بستری مناسب برای یکپارچهسازی با سامانههای پیشرفته کمکراننده (ADAS) و ترمز بازآفرین در خودروهای الکتریکی محسوب میشوند.
واژگان کلیدی: کنترل الکترونیکی ، سیستمهای ترمز پیشرفته ، ترمزهای سیمی و سیستم ترمز ضد قفل،ABS
10/28-بررسی روایی و اعتبار آزمونهای غربالگری دانشآموزان (تحلیل انتقادی فرآیند اجرا در سامانه مایمدیو (نماد) و ارائه راهکارهای اصلاحی)
سمیه بیگم حجازی / کارشناسی تربیت بدنی گروه علوم انسانی دانشکده تربیت بدنی دانشگاه اصفهان/ یازده سال سابقه ی مدیریت مدارس شهرستان دهاقان
چکیده مقاله
چکیده
شناسایی زودهنگام دانشآموزان در معرض خطر، یکی از مهمترین راهبردهای پیشگیرانه در نظامهای نوین تعلیم و تربیت است. آزمونهای غربالگری، ابزارهای تشخیص اولیه هستند که تنها در صورتی میتوانند اثربخش باشند که از روایی و اعتبار علمی کافی برخوردار بوده و در بستر اجرایی مناسب به کار گرفته شوند. وزارت آموزشوپرورش ایران اجرای این آزمونها را از طریق سامانه «مایمدیو» و نظام مراقبت اجتماعی دانشآموزان (نماد) ساماندهی کرده است. با این حال، تجربههای میدانی مدارس نشان میدهد که چالشهای اجرایی، فنی، آموزشی و ساختاری این سامانه، در عمل موجب کاهش روایی و اعتبار نتایج آزمونها شده است. در بسیاری از موارد، ضعف زیرساختهای اینترنتی و محدودیت دسترسی دانشآموزان به ابزارهای هوشمند باعث شده است که کادر اجرایی و مشاوران مدارس ناگزیر شوند تلفن همراه شخصی خود را در اختیار دانشآموزان قرار دهند یا زمان قابلتوجهی از وظایف آموزشی و اجرایی خود را صرف پشتیبانی فنی نمایند. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر تجربههای عملی مدارس، مشکلاتی نظیر فردمحور بودن آزمونها، ضعف زیرساختهای فناوری، عدم آموزش کافی دانشآموزان و والدین، برداشت نادرست از سؤالات و فشارهای مدیریتی و حقوقی ناشی از الزامات اجرایی را بررسی کرده و راهکارهایی برای اصلاح فرآیند ارائه میدهد.
واژگان کلیدی: آزمون غربالگری، روایی، اعتبار، سامانه نماد، مایمدیو، دانشآموزان در معرض خطر
10/27-بررسی رابطه بین مشاوره تحصیلی و انگیزش در یادگیری
زهره رادمنش/ کارشناس ارشد روان شناسی/ مقاله علمی پژوهشی
آسیه رجبی
چکیده مقاله
مشاوره تحصیلی یکی از مؤلفه های اساسی در فرآیند آموزش و پرورش به شمار میرود که هدف آن ارتقای سطح یادگیری، تقویت انگیزش درونی و کاهش موانع پیشرفت تحصیلی دانشآموزان است. از آنجا که انگیزش به عنوان نیروی محرک یادگیری نقش تعیینکنندهای در موفقیت تحصیلی دارد، بررسی رابطه میان خدمات مشاوره تحصیلی وانگیزش یادگیری میتواند زمینه ساز طراحی سیاستهای آموزشی کارآمد باشد. پژوهشهای متعدد نشان داده اند که مشاوران تحصیلی با ارائه راهبردهای شناختی، عاطفی و رفتاری، میتوانند نگرش مثبت نسبت به یادگیری ایجادکرده و احساس خودکارآمدی و مسئولیتپذیری تحصیلی را افزایش دهند. این مقاله به بررسی اهمیت مشاورتحصیلی در فرایند یادگیری پرداخته و با تأکید بر نقش انگیزشی آن، به تبیین ارتباط بین این دو متغیر میپردازد.
هدف اصلی مقاله، روشن سازی این نکته است که مشاوره تحصیلی نه تنها به عنوان ابزاری حمایتی برای رفع مشکالت تحصیلی، بلکه به عنوان عاملی پیشگیرانه و انگیزشی عمل کرده و دانشآموزان را به سوی مشارکت فعال در فرایند یادگیری هدایت میکند.
واژگان کلیدی: مشاوره تحصیلی، انگیزش یادگیری، پیشرفت تحصیلی
10/26-بررسی جرمانگاری فیشینگ و کلاهبرداری رایانهای در نظام حقوقی ایران
حسن احمدی نژاد / دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کنگاور
چکیده مقاله
فیشینگ به عنوان یکی از پیچیدهترین و فراگیرترین روشهای ارتکاب جرایم سایبری، با بهرهگیری از مهندسی اجتماعی و جعل هویت سازمانها یا اشخاص معتبر، زمینه دسترسی غیرمجاز به دادههای بانکی و اطلاعات محرمانه کاربران را فراهم میکند. با توجه به گسترش روزافزون این پدیده و خسارات مالی گسترده ناشی از آن، بررسی جایگاه آن در نظام حقوق کیفری ایران ضروری است. هرچند قانونگذار در قانون جرایم رایانهای مصادیقی از رفتارهای مرتبط با فیشینگ را جرمانگاری کرده، اما فقدان تصریح قانونی و پراکندگی مقررات موجب شده است که در برخی پروندهها، تطبیق دقیق این رفتار با مواد موجود با چالش مواجه شود. از سوی دیگر، پیچیدگیهای فنی و تحول سریع روشهای ارتکاب، ضرورت بازنگری در سیاست جنایی تقنینی و تقویت ابزارهای کشف جرم را تشدید کرده است. این مقاله با تحلیل عناصر قانونی، مادی و روانی فیشینگ و بررسی رویه قضایی، به تبیین خلأها و ارائه راهکارهای تقنینی و عملی برای مواجهه مؤثرتر با این جرم نوپدید میپردازد.
واژگان کلیدی: فیشینگ، کلاهبرداری رایانهای، جرمانگاری، نظام حقوقی ایران، جرایم سایبری، حقوق کیفری، اطلاعات حساس.
10/25-بررسی جامعه شناسی ارزشهای اجتماعی از منظر حضرت علی(ع)با تأکید بر نهج البلاغه
زهرا السادات حجازی / نویسنده مسئول/ دبیر علوم اجتماعی ، کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان
دکتراصغر محمدی / استادیار و عضو هیأت علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان سال 1404
چکیده مقاله
هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی ارزشهای اجتماعی ، انواع ارزشها ، مفاهیم ، در جامعه شناسی و ارزشهای اجتماعی از منظر حضرت علی (ع) در نهج البلاغه است ،نگارنده با توجه به هدف اصلی پژوهش و بر مبنای رویکرد قیاسی و بر اساس روش تحلیل محتوای توصیفی مضمون ارزشهای اجتماعی مرتبط را شناسایی نموده و با استفاده از روشهای اسنادی و کتابخانه ای کلیه اطلاعات در این زمینه را جمع آوری نموده است.حوزه پژوهش نهج البلاغه ، تفاسیر نهج البلاغه و کتب مختلف جامعه شناسی،مقالات و پایان نامهها میباشد که حدود چهار مورد ارزشهای اقتصادی (صدقه ، انفاق ، قرض الحسنه ، وقف) و حدود چهار مورد ارزشهای سیاسی (امر به معروف و نهی از منکر ، عدالت اجتماعی ، وحدت و همبستگی ، اطاعت از پیامبر و اولوالامر) و حدود پنج مورد ارزشهای عاطفی و انسانی (خانواده ، ازدواج ، نیکی به پدر و مادر ، صله رحم ، مردم داری) استخراج گردیداست.در چارچوب نظری از نظریه پارسونز استفاده شده است.نتیجه این که دیدگاه های حضرت علی(ع)تعارضی با نظرات متفکرین مطرح شده نداشته و از بسیاری جهات شبیه یکدیگربودند.با این تفاوت که امام علی(ع)در شناخت ارزشهای اجتماعی همه عوامل فردی ،اجتماعی،زیستی،روانی را مورد توجه قرارداده ،که خود نشان دهنده جامعیت،کامل بودن وپایدار بودن سخنان حضرت می باشد.چرا که بعد از گذشت عصرهای مختلف ،روز به روزسخنان حضرت تازه تر گشته و هیچ زمانی کهنه نمی گردد.
واژگان کلیدی: نهج البلاغه،ارزش،ارزشهای اقتصادی،ارزشهای سیاسی،ارزشهای اجتماعی،ارزشهای انسانی
10/24-بررسی تعارض منافع و چالش¬های آن
مهدی ابراهیم زاده/ کارشناسی ارشد حقوق خصوصی
چکیده مقاله
پیشگیری و مدیریت تعارض منافع یکی از راهکارهای کاهش فساد در ادارات محسوب می¬شود. نگارنده معتقد است عناصر تشکیل¬دهنده تعارض¬منافع عبارت¬اند از: منفعت، تعارض، قضاوت (تصمیم¬گیری) و رابطه که در روابط افراد باعث ایجاد تعارض¬منافع می¬گردند. با بررسی و نظرات نویسندگان پیشین در کتب، مقالات و سایت¬های متفاوت جملگی معتقدند که تعارض¬منافع بین دو فرد، یا یک فرد با سازمان و یا بین دو سازمان به¬وجود می¬آید که منجر به تصمیم¬گیری¬¬های نادرست و فساد و کاهش اعتماد عمومی می¬گردد. برای برون¬رفت از این معضل نیاز مبرم به راه¬حل¬های همچون شفاف¬سازی در اعلامیه¬ها و یا آموزش و آگاهی¬بخشی، همچنین نظارت و بازرسی قوانین و مقررات صریح که درنهایت معتقدند برای مقابله با تعارض منافع نیازمند یک رویکرد جامع و چندجانبه است که در آن همه¬ی دستگاه¬ها و نهادهای مرتبط موظف به همکاریاند.
واژگان کلیدی: تعارض منافع، تضاد منافع، جرم¬انگاری، تعارض بالقوه، چالش
10/23-بررسی تطبیقی اهلیت انعقاد قرارداد در فقه اسلامی و حقوق مدنی ایران
امیرحمزه افشاری
چکیده مقاله
در این مقاله به صورت تطبیقی، اهلیت در فقه اسلامی و حقوق مدنی ایران مورد بررسی قرارداده است. مبنای حقوقی اهلیت تمتع، انسان بودن است. برابر ماده 956 قانون مدنی، همین که انسان زنده متولد شد، توانایی داشتن حقوق را بدست میآورد و بعد از تولد نیز تا زمان مرگ این توانایی را حفظ میکند. یکی از جنبه هاي بررسی حقوق تطبیقی، توجه به شرایط تاریخی ایجاد، توسعه و تکمیل مفاهیم، نظریه ها، نهادها و مقررات حقوقی براي دستیابی به نتایج دقیق و صحیح در مطالعات تطبیقی است. به این سوال تحقیق پاسخ داده می شود که، اهلیت انعقاد قرارداد در فقه اسلامی و حقوق مدنی ایران چگونه بوده و باید دارای چه ویژگی هایی باشد تا قرارداد از لحاظ قانونی صحیح ارزیابی گردد؟ در پاسخ بیان گردید که: اهلیت به عنوان یکی از اساسی ترین شرایط انعقاد قراردادها در فقه اسلامی و حقوق مدنی ایران جهت جلوگیری از ورود زیان به افراد فاقد انعقاد قرارداد می باشد.
ضمن اینکه طرفین قرارداد باید دارای اهلیت انعقاد قرارداد (بلوغ، رشد، عدم جنون) بوده تا باعث بطلان و عدم نفوذ معامله نگردد. روش پژوهش نظری و روش گردآوری اطلاعات شامل، کلیه کتب و مجلات مربوط به موضوع، روزنامه ها و آرشیوها و سایت های اینترنتی می باشد. ابزار گردآروی اطلاعات براساس فیش برداری، استفاده از بانک های اطلاعاتی و شبکه های کامپیوتری است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات به صورت توصیفی و تحلیلی و اسناد فقهی است. هدف از این پژوهش شناخت، ارزیابی و تبیین بررسی تطبیقی اهلیت در فقه و حقوق مدنی ایران است. یافته های تحقیق نشان می دهد که: در حقوق مدنی ایران صغار غیرممیز، سفیهان و مجانین فاقد اهلیت انعقاد قرارداد میباشند. هر چند با توجه به شرایطی مجنون ادواری و صغیر ممیز می توانند اقدام به انعقاد قرارداد نمایند. در فقه اسلامی هم رقیت، شخص در آستانه مرگ، مجانین، صغیر ممیز، سفیهان فاقد اهلیت انعقاد قرارداد می باشند هر چند با توجه به شرایطی مجنون ادواری و صغیر ممیز می تواند با اجازه ولی خود، در صورت تنفیذ انعقاد قرارداد نمایند. بنابراین در بین فقهای اسلامی بخصوص حنفیه اختلاف نظر وجود دارد، اما مشابهت در فقه اسلامی آشکار و دارای همخوانی است.
واژگان کلیدی: اهلیت، انعقاد قرارداد، فقه، صغیر، مجنون، سفیه، مفلس، اسلام، ایران.
10/22-بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر عدالت آموزشی و ارتقا رتبه
همایون نوریان
مهری شاکرمی
معصومه تقی خانی
معصومه نوریان
چکیده مقاله
هدف این پژوهش بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر عدالت آموزشی و ارتقا رتبه است. روش پژوهش حاضر، توصيفي و تحلیل معادلات ساختاری است.جامعه آماری تحقیق عبارت از معلمان مقطع ابتدایی شهر خرم آباد هستند، و به روش نمونه¬گيري تصادفی ساده 100 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش از چهار پرسشنامه هوش مصنوعی محقق ساخته (1398)، عدالت آموزشی ریف (1989) ارتقا رتبه (2015)، استفاده شد. نتايج مدل¬سازي معادلات ساختاري با استفاده از نرم¬افزار Smart PLS نشان داد كه در سطح اطمينان 99 درصد، بررسی رابطه ی هوش مصنوعی بر عدالت آموزشی و ارتقا رتبه تاثير مثبت و معنادار اعمال كند.
واژگان کلیدی: هوش مصنوعی، عدالت آموزشی ، ارتقا رتبه
10/21-بررسی تاثیر نبوغ سازمانی بر کیفیت تحصیل و ارتقا بهره وری سازمانی با نقش میانجی هوش مصنوعی در مدارس دخترانه شهر نهاوند
همایون نوریان
معصومه نوریان
مهری شاکرمی
معصومه تقی خانی
چکیده مقاله
هدف این پژوهش بررسی تاثیر نبوغ سازمانی بر کیفیت تحصیل و ارتقا بهره وری سازمانی با نقش میانجی هوش مصنوعی در مدارس دخترانه شهر نهاونداست. روش پژوهش حاضر، توصيفي و تحلیل معادلات ساختاری است.جامعه آماری تحقیق عبارت از معلمان مدارس دخترانه شهر نهاوند هستند، و به روش نمونه¬گيري تصادفی ساده 100 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش از چهار پرسشنامه نبوغ سازمانی محقق ساخته (1398)، کیفیت تحصیل ریف (1989) ارتقا بهره وری سازمانی (2015)، هوش مصنوعی فتوجی(1390)استفاده شد. نتايج مدل¬سازي معادلات ساختاري با استفاده از نرم¬افزار Smart PLS نشان داد كه در سطح اطمينان 99 درصد، بررسی رابطه ی توانمندسازی معلمان با تعهد سازمانی و سلامت سازمانی در دوره دوم ابتدایی مدارس دخترانه شهر نهاوند تاثير مثبت و معنادار اعمال كند.
واژگان کلیدی: نبوغ سازمانی ، کیفیت تحصیل ، ارتقا بهره وری سازمانی ، هوش مصنوعی
10/20-بررسی تاثیر رهبری مدارا بر عدالت ترویجی و بهره وری سازمان در مدارس دخترانه شهر نهاوند
فرزانه زاهدی
زهرا مرادی مقدم
چکیده مقاله
هدف این پژوهش بررسی تاثیر رهبری مدارا بر عدالت ترویجی و بهره وری سازمان در مدارس دخترانه شهر نهاوند است. روش پژوهش حاضر، توصيفي و تحلیل معادلات ساختاری است.جامعه آماری تحقیق عبارت از معلمان مدارس دخترانه شهر نهاوند هستند، و به روش نمونه¬گيري تصادفی ساده 100 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش از چهار پرسشنامه رهبری مدارا محقق ساخته (1398)، عدالت ترویجی ریف (1989) بهره وری سازمان (2015)، هوش مصنوعی فتوجی(1390)استفاده شد. نتايج مدل¬سازي معادلات ساختاري با استفاده از نرم¬افزار Smart PLS نشان داد كه در سطح اطمينان 99 درصد، بررسی رابطه ی بررسی تاثیر رهبری مدارا بر عدالت ترویجی و بهره وری سازمان در مدارس دخترانه شهر نهاوند تاثير مثبت و معنادار اعمال كند.
واژگان کلیدی: تاثیر رهبری مدارا ، عدالت ترویجی ، بهره وری سازمان
10/19-بررسی تاثیر بهزیستی روانشناختی بر کیفیت بهرهوری و هوش رفتاری
فرخنده بازگیر
زهرا مرادی مقدم
فرزانه زاهدی
محمد دادخواه
چکیده مقاله
هدف این بررسی تاثیر بهزیستی روانشناختی بر کیفیت بهرهوری و هوش رفتاری است. روش پژوهش حاضر، توصيفي و تحلیل معادلات ساختاری است.جامعه آماری تحقیق عبارت از معلمان مدارس دخترانه شهر نهاوند هستند، و به روش نمونه¬گيري تصادفی ساده 100 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش از چهار پرسشنامه بهزیستی روانشناختی محقق ساخته (1398)، کیفیت بهرهوری ریف (1989) هوش رفتاری (2015)، هوش مصنوعی فتوجی(1390)استفاده شد. نتايج مدل¬سازي معادلات ساختاري با استفاده از نرم¬افزار Smart PLS نشان داد كه در سطح اطمينان 99 درصد، بررسی بهزیستی روانشناختی بر کیفیت بهرهوری و هوش رفتاری در مدارس دخترانه شهر نهاوند تاثير مثبت و معنادار اعمال كند.
واژگان کلیدی: بهزیستی روانشناختی ، کیفیت بهرهوری ، هوش رفتاری
10/18-بررسی تاثیر اخلاق حرفه ای بر عدالت آموزشی و رهبری مبتنی بر قلب ها با نقش میانجی هوش مصنوعی در مدارس دخترانه شهر نهاوند
زهرا مرادی مقدم
فرزانه زاهدی
چکیده مقاله
هدف این پژوهش بررسی تاثیر اخلاق حرفه ای بر عدالت آموزشی و رهبری مبتنی بر قلب ها با نقش میانجی هوش مصنوعی در مدارس دخترانه شهر نهاوند است. روش پژوهش حاضر، توصيفي و تحلیل معادلات ساختاری است.جامعه آماری تحقیق عبارت از معلمان مدارس دخترانه شهر نهاوند هستند، و به روش نمونه¬گيري تصادفی ساده 100 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش از چهار پرسشنامه اخلاق حرفه ای محقق ساخته (1398)، عدالت آموزشی ریف (1989) رهبری مبتنی بر قلب ها (2015)، هوش مصنوعی فتوجی(1390)استفاده شد. نتايج مدل¬سازي معادلات ساختاري با استفاده از نرم¬افزار Smart PLS نشان داد كه در سطح اطمينان 99 درصد، بررسی رابطه اخلاق حرفه ای بر عدالت آموزشی و رهبری مبتنی بر قلب ها با نقش میانجی هوش مصنوعی در مدارس دخترانه شهر نهاوند تاثير مثبت و معنادار اعمال كند.
واژگان کلیدی: اخلاق حرفه ای ، عدالت آموزشی ،رهبری مبتنی بر قلب ها ، هوش مصنوعی
10/17-بازدارندگی ترکیبی ایران در پرتو نظم حقوقی در حال تحول خاورمیانه: از نقض سیستماتیک قواعد بشردوستانه توسط آمریکا و اسرائیل تا اعمال حق دفاع مشروع علیه پایگاههای متجاوز
پرویز احمدی / دبیر فیزیک، آموزش و پرورش شهرستان دهاقان،ایران
چکیده مقاله
نظم حقوقی خاورمیانه در دو دهه اخیر دستخوش تحولی بنیادین شده است که عمدتاً ناشی از دو روند موازی و درهمتنیده میباشد: از یک سو، الگوی مداخلات فراقضایی و نقض سیستماتیک قواعد آمره حقوق بشردوستانه توسط ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل، که مصادیق آن عبارت است از: هدف قرار دادن تأسیسات هستهای و غیرنظامی، ترور دانشمندان، حمله به مراکز آموزشی و بیمارستانها، و استفاده از سلاحهای ممنوعه. از سوی دیگر، ظهور و تثبیت بازدارندگی ترکیبی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر همگرایی توانمندیهای موشکی دوربرد، پهپادی، جنگ الکترونیک و امنیت سایبری. پرسش اصلی مقاله این است که این بازدارندگی ترکیبی چه تأثیری بر تحول قواعد حقوقی حاکم بر منازعات منطقه داشته است؟ فرضیه مقاله با استناد به ماده ۵۱ منشور ملل متحد، رویه قضایی بینالمللی و اصول حاکم بر دفاع مشروع، بر این امر تأکید دارد که خلأ ناشی از ناکارآمدی سازوکارهای سنتی حفظ صلح (مانند شورای امنیت) و نقض مکرر قواعد بشردوستانه از سوی آمریکا و اسرائیل، زمینه را برای ظهور یک نظم حقوقی نوظهور فراهم کرده است. در این نظم جدید، «بازدارندگی ترکیبی» نه تنها یک راهبرد نظامی، بلکه یک منبع تولید قاعده حقوقی عرفی تلقی میشود. یافتههای مقاله نشان میدهد که ایران با تکیه بر حق ذاتی دفاع از خود، موفق شده است مشروعیت «پاسخ متقارن و هدفمند به پایگاههای متجاوز» را به عنوان یک رویه قابل استناد تثبیت کند؛ مشروط بر اینکه اصول ضرورت، تناسب و فوریت رعایت گردد. در این چارچوب، حملات متقابل به تأسیسات نظامی دشمن (در صورت اثبات دست داشتن آن پایگاه در تجاوز) دیگر صرفاً یک اقدام تنبیهی، بلکه جلوای از اعمال حق دفاع مشروع پیشگیرانه تفسیر میشود. مقاله در نهایت نتیجه میگیرد که تحول نظم حقوقی خاورمیانه به سمت عرفی شدن نسبی موازنه قوا در حال حرکت است، هرچند این تحول با چالشهایی نظیر فقدان مرجع داوری بیطرف و خطر تسری دامنه مخاصمات همراه است.
واژگان کلیدی: بازدارندگی ترکیبی، حق دفاع مشروع ، نظم حقوقی در حال تحول خاورمیانه، نقض سیستماتیک قواعد بشردوستانه، پاسخ متقارن و هدفمند ایران، آمریکا و اسرائیل
10/16-آموزش و پرورش و تحولات فرهنگی در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی
مجید آرمان
چکیده مقاله
تحولات شتابان فناوریهای دیجیتال و گسترش هوش مصنوعی، ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی جوامع معاصر را دگرگون ساخته است. آموزش و پرورش بهعنوان نهادی بنیادین در تولید و بازتولید فرهنگ، بیش از سایر نهادها تحت تأثیر این تغییرات قرار گرفته است. عصر دیجیتال نهتنها ابزارهای یادگیری را متحول کرده، بلکه مفاهیم هویت، اقتدار معرفتی، تعامل اجتماعی و حتی معنای یادگیری را نیز بازتعریف کرده است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی–انتقادی، به بررسی تأثیرات فرهنگی و تربیتی فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی بر نظام آموزش و پرورش میپردازد.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که اگرچه فناوریهای نوین میتوانند فرصتهایی همچون عدالت آموزشی، دسترسی گسترده به دانش و شخصیسازی یادگیری را فراهم سازند، اما در عین حال با چالشهایی نظیر تضعیف روابط انسانی، کالاییشدن آموزش، شکاف دیجیتال و بحران هویت فرهنگی همراه هستند. مقاله در پایان با ارائه راهکارهایی در حوزه سیاستگذاری آموزشی و بازاندیشی فرهنگی، بر ضرورت مدیریت هوشمندانه تحولات دیجیتال در چارچوب ارزشهای بومی و انسانی تأکید میکند
واژگان کلیدی: آموزش و پرورش؛ تحولات فرهنگی؛ عصر دیجیتال؛ هوش مصنوعی؛ سیاستگذاری آموزشی؛ فرهنگ معاصر
10/15- آموزش رسمی و نقش آن در توسعه ی سرمایه انسانی
سمانه عباسی/ نویسنده مسئول/ کارشناس ارشد مدیریت دولتی دبیر جغرافیا شهرستان دهاقان
شهلا طاهری / کارشناس ارشد علوم قرآنی مدیر مدرسه شهرستان دهاقان
چکیده مقاله
توسعه سرمایه انسانی بهعنوان یکی از مهمترین مؤلفههای پیشرفت و پایداری جوامع، ارتباطی مستقیم و معنادار با نظام آموزش رسمی دارد. آموزش رسمی با فراهمسازی فرصتهای یادگیری ساختارمند، نقش اساسی در پرورش توانمندیهای شناختی، مهارتی، اجتماعی و اخلاقی افراد ایفا میکند. هدف پژوهش حاضر، تبیین نقش آموزش رسمی در توسعه سرمایه انسانی با تأکید بر یافتههای پژوهشی حوزه آموزشوپرورش است. روش پژوهش از نوع مروری بوده و با رویکرد توصیفی–تحلیلی انجام شده است. بدین منظور، مطالعات علمی معتبر داخلی و خارجی منتشرشده در سالهای اخیر در زمینه آموزش رسمی، سرمایه انسانی و توسعه آموزشی گردآوری، طبقهبندی و تحلیل شدهاند.یافتههای پژوهش نشان میدهد آموزش رسمی از طریق ارتقای سطح سواد، تقویت مهارتهای شناختی، پرورش تفکر انتقادی، افزایش توان حل مسئله و تقویت شایستگیهای اجتماعی، نقش تعیینکنندهای در توسعه سرمایه انسانی دارد. همچنین نتایج مطالعات بررسیشده بیانگر آن است که کیفیت آموزش، نقش معلم، برنامههای درسی هدفمند، عدالت آموزشی و بهرهگیری از روشهای نوین آموزشی از عوامل کلیدی در اثربخشی آموزش رسمی محسوب میشوند. از سوی دیگر، بیتوجهی به این مؤلفهها میتواند موجب تضعیف کارکرد آموزش رسمی و کاهش بهرهوری سرمایه انسانی شود.در مجموع، نتایج این پژوهش بر ضرورت توجه به ارتقای کیفیت آموزش رسمی، توانمندسازی معلمان و بازنگری در سیاستها و رویکردهای آموزشی با هدف توسعه پایدار سرمایه انسانی تأکید دارد. یافتههای این مطالعه میتواند برای سیاستگذاران آموزشی، برنامهریزان درسی و معلمان در بهبود فرآیندهای آموزشی و ارتقای نظام آموزشوپرورش مفید واقع شود.
واژگان کلیدی: آموزش رسمی ،سرمایه انسانی ،توسعه آموزشی،کیفیت آموزش ،نظام آموزشوپرورش
10/14-آموزش ابتدایی؛ بنیان شکلگیری یادگیری، شخصیت و آینده کودکان
مهناز مهدیخانی/ مدیر مهدکودک یلدا، استان کرمانشاه
چکیده مقاله
آموزش ابتدایی مهمترین و اساسیترین دوره در نظام تعلیم و تربیت است؛ زیرا در این دوره، پایههای سواد، مهارتهای اجتماعی، عادات رفتاری، نظم فردی و نگرش کودک نسبت به یادگیری شکل میگیرد. اگر این مقطع بهدرستی برنامهریزی و اجرا شود، میتواند زمینهساز رشد همهجانبه دانشآموزان و موفقیت آنان در دورههای بعدی زندگی تحصیلی و اجتماعی باشد. به همین دلیل، بسیاری از صاحبنظران تعلیم و تربیت، دوره ابتدایی را زیربنای توسعه انسانی و فرهنگی هر جامعه میدانند. در سالهای ابتدایی مدرسه، کودک نهتنها خواندن، نوشتن و حساب کردن را میآموزد، بلکه شیوه تعامل با دیگران، احترام به قانون، مسئولیتپذیری، همکاری و اعتماد به نفس را نیز تجربه میکند. در واقع، مدرسه ابتدایی نخستین محیط رسمی اجتماعی است که کودک در آن با نقشهای تازه، انتظارات آموزشی و مناسبات جمعی روبهرو میشود. از اینرو، کیفیت آموزش در این دوره نقش بسیار تعیینکنندهای در شکلگیری شخصیت و هویت دانشآموز دارد.
واژگان کلیدی: آینده کودکان، آموزش ابتدایی، شخصیت دانش آموز، نظام تعلیم و تربیت
10/13-اقلیم هیجانی کلاس و اثر آن بر یادگیری عمیق دانشآموزان
زهرا مهرجویی/ دبیر زبان انگلیسی متوسطه اول آموزشوپرورش شهرستان دهاقان اصفهان، ایران
چکیده مقاله
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش اقلیم هیجانی کلاس درس در بهبود یادگیری عمیق دانشآموزان است. اقلیم هیجانی به کیفیت روابط عاطفی بین معلم و دانشآموزان و همچنین جو عاطفی حاکم بر تعاملات کلاسی اشاره دارد. یادگیری عمیق نیز رویکردی به یادگیری است که در آن دانشآموز بهجای حفظ طوطیوار مطالب، به دنبال درک معنا، ارتباط مفاهیم و کاربرد دانش در زمینههای جدید است. این پژوهش با روش مروری روایی و با استفاده از منابع معتبر داخلی و خارجی در بازه زمانی 1976 تا 2023 انجام شده است. یافتهها نشان میدهد اقلیم هیجانی مثبت از طریق ایجاد امنیت روانی، تقویت انگیزش درونی و خودتنظیمی، و افزایش درگیری شناختی و عاطفی دانشآموزان، زمینهساز یادگیری عمیق میشود. نظریه خودتعیینگری و نظریه کنترل-ارزش هیجانات تحصیلی چارچوبهای نظری مناسبی برای تبیین این رابطه فراهم میآورند. همچنین شایستگی اجتماعی-هیجانی معلم و کیفیت تعامل معلم-دانشآموز از عوامل کلیدی در ایجاد اقلیم هیجانی مطلوب هستند. نتیجهگیری میشود که توجه به اقلیم هیجانی کلاس به عنوان یک پیشنیاز ضروری برای تحقق یادگیری عمیق باید در دستور کار نظامهای آموزشی قرار گیرد و معلمان برای ایجاد جو عاطفی مثبت توانمند شوند.
واژگان کلیدی: اقلیم هیجانی کلاس، یادگیری عمیق، امنیت روانی، درگیری تحصیلی، هیجانات معلم، جو عاطفی
10/12- اعتبار امضای الکترونیک و چالشهای اثبات در دعوای خصوصی
فرشید خوشبخت
چکیده مقاله
گسترش مبادلات دیجیتال، امضای الکترونیک را از یک ابزار فنی به نهادی حقوقی با آثار گسترده در روابط خصوصی تبدیل کرده است. با وجود پذیرش کلی «کفایت» امضای الکترونیکی در بسیاری از نظامهای حقوقی، مسئله اصلی در عمل نه صرفاً پذیرش، بلکه «اعتبارسنجی» و «اثبات انتساب» آن در دعاوی خصوصی است. در اختلافات قراردادی، مطالبه وجه، ادعای فسخ، مسئولیت مدنی ناشی از تراکنشهای برخط، یا دعوای تردید در اصالت سند، طرفین غالباً با این پرسش روبهرو میشوند که آیا دادهپیامِ امضاشده میتواند در حکم سند معتبر عمل کند و چگونه میتوان اصالت، تمامیت، زمانمندی و اراده امضاکننده را اثبات یا انکار کرد. چالشهای اثباتی در این حوزه به دلیل ماهیت غیرمادی داده، امکان تکثیر و دستکاری، پیچیدگی زنجیره نگهداری ادله دیجیتال، و فاصله معرفتی میان دادگاه و فناوری تشدید میشود. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی توصیفی و با اتکا به مبانی حقوق ادله اثبات دعوا، قواعد پذیرش دادهپیام، و مقایسه محدود با استانداردهای بینالمللی، تلاش میکند چارچوبی منسجم برای فهم «اعتبار» امضای الکترونیک و صورتبندی «چالشهای اثبات» در دعوای خصوصی ارائه دهد. نتیجه پژوهش نشان میدهد که اعتبار حقوقی امضا زمانی به کارکرد واقعی میرسد که دادگاهها ابزارهای عملی برای ارزیابی فنی و حقوقی آن داشته باشند؛ از جمله معیارهای حداقلی برای سیستم اطلاعاتی مطمئن، مدیریت گواهی و کلید، گزارشهای ممیزی، زمانسنج معتبر، و قواعد روشن درباره بار اثبات و امارات قضایی. همچنین پیشنهاد میشود سازوکارهای تکمیلی مانند دستورالعملهای قضایی، استانداردهای کارشناسی و پروتکلهای حفظ ادله دیجیتال، نقش تعیینکنندهای در کاهش تعارضات و افزایش امنیت حقوقی دارند.
واژگان کلیدی: امضای الکترونیک، دعوای خصوصی، ادله اثبات دعوا، دادهپیام، سند الکترونیکی، انتساب، تمامیت، بار اثبات، کارشناسی فنی
10/11-اصول بنیادین حقوق بشردوستانه بینالمللی و الزامات حاکم بر رفتار در زمان درگیریهای مسلحانه
سمیرا رحیمی / کارشناسی ارشد زیست شناسی
چکیده مقاله
حقوق بشردوستانه بینالمللی (IHL) به عنوان مجموعهای از قواعد، که با هدف کاهش اثرات زیانبار درگیریهای مسلحانه تدوین شده است، نقش حیاتی در حفظ حداقلهای انسانیت در میان خشونت ایفا میکند. هدف اصلی این نظام حقوقی، ایجاد توازنی ظریف میان ضرورتهای نظامی که طرفین درگیر را به استفاده از روشهای مؤثر برای دستیابی به اهدافشان وامیدارد، و ملاحظات بشردوستانه که حفظ جان، کرامت و رفاه افراد غیرمشارکتکننده را ایجاب میکند، میباشد. این مقاله به بررسی مبانی، اصول اساسی، حمایت از افراد آسیبپذیر و چالشهای معاصر در اجرای IHL میپردازد و بر ضرورت پایبندی جهانی به این چارچوب حقوقی تأکید دارد.
واژگان کلیدی: خودشناسی، عرفان اسلامی، سلامت روان، هویتیابی، روانشناسی تربیتی
10/10-اصل حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات در پرتو توسعه ابزارهای دیجیتال در میانجیگری و داوری بینالمللی
دلنیا یزدانی
دکتر فرید آزادبخت / نویسنده مسئول
چکیده مقاله
در جهان معاصر، رشد سریع تعاملات بینالمللی و پیچیدگی روزافزون اختلافات، از جمله اختلافات تجاری، سرمایهگذاری، سایبری و چندجانبه، ضرورت بهرهگیری از روشهای نوین حل مسالمتآمیز اختلافات را بیش از پیش آشکار ساخته است. ابزارهای دیجیتال، شامل پلتفرمهای آنلاین میانجیگری و داوری، سیستمهای ثبت و مدیریت پروندههای الکترونیک و فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی و بلاکچین، امکان تسریع فرآیند حل اختلاف، کاهش هزینهها و افزایش دسترسی به عدالت را فراهم میکنند. این مقاله با رویکردی علمی و تحلیلی، ابتدا چارچوب حقوقی و تاریخی اصل حل مسالمتآمیز اختلافات بینالمللی را بررسی میکند و سپس به تحلیل فرصتها، مزایا و چالشهای استفاده از فناوریهای دیجیتال در میانجیگری و داوری بینالمللی میپردازد. نتایج نشان میدهد که ابزارهای دیجیتال میتوانند اصل حل مسالمتآمیز اختلافات را تقویت کرده و دسترسی به عدالت را افزایش دهند، اما همزمان چالشهای حقوقی، امنیتی و اجرایی قابل توجهی نیز وجود دارد که نیازمند تدوین مقررات دقیق و سیاستگذاری هماهنگ در سطح بینالمللی است. این مقاله بر لزوم توسعه چارچوبهای قانونی و نهادی منسجم برای پذیرش و اجرای ابزارهای دیجیتال در حل اختلافات تأکید میکند و مسیر پژوهشهای آتی را در این حوزه مشخص میسازد.
واژگان کلیدی: حل مسالمتآمیز اختلافات، میانجیگری بینالمللی، داوری بینالمللی، ابزارهای دیجیتال، عدالت الکترونیک، فناوری حقوقی.
10/9-استرس و راههای مدیریت آن
شیما زرگری
چکیده مقاله
استرس، پدیدهای فراگیر و چندوجهی در زندگی مدرن است که تأثیرات عمیقی بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی افراد میگذارد. این مقاله به بررسی جامع مفهوم استرس، انواع آن، علل و عوامل ایجادکننده، و نشانهها و آثار مخرب آن بر جسم و روان میپردازد. با توجه به پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت استرس، شناسایی و بهکارگیری راهکارهای علمی و اثباتشده برای مدیریت آن امری ضروری است. در این راستا، مقاله به تفصیل به رویکردهای مختلف مدیریت استرس از جمله نقش حیاتی تغذیه، خواب و ورزش، اهمیت مهارتهای شناختی و ذهنآگاهی، و تأثیر عوامل محیطی مانند خانواده، محیط کار و جامعه میپردازد. هدف این نوشتار، ارائه چارچوبی علمی و کاربردی برای درک بهتر استرس و توانمندسازی افراد در جهت ارتقاء کیفیت زندگی و دستیابی به سلامت پایدار است.
واژگان کلیدی: استرس، مدیریت استرس، سلامت روان، سلامت جسمی، عوامل استرسزا، راهکارهای مدیریت استرس، ذهنآگاهی، تغذیه، خواب، ورزش.
10/8-از ضرورت تا اجرا: چالشها و فرصتهای ارتقای سواد دیجیتال در آموزش زبان انگلیسی
مژگان توکلی
چکیده مقاله
در عصر دیجیتال، ارتقای سواد دیجیتال بهعنوان یک ضرورت اساسی در آموزش زبان انگلیسی مطرح است. این مقاله با بررسی چالشها و فرصتهای مرتبط با سواد دیجیتال، نشان میدهد که موانعی همچون محدودیتهای زیرساختی، ناآمادگی معلمان، مقاومت فرهنگی و شکاف نسلی، بهرهگیری مؤثر از فناوری در آموزش زبان را محدود میکنند. با این حال، فناوریهای دیجیتال فرصتهایی منحصر به فرد برای توسعه یادگیری فراگیر، تقویت یادگیری خودراهبر، ارتقای مهارتهای چندزبانه و بینفرهنگی، و بازتعریف نقش معلم بهعنوان تسهیلگر و طراح یادگیری فراهم میآورند. تحلیل نمونههای موفق داخلی، از جمله پروژههای قصهگویی دیجیتال و فعالیتهای انجمنهای علمی دانشگاهی، نشان میدهد که تلفیق فناوری با فرهنگ بومی و طراحی محتوای خلاقانه میتواند مشارکت فعال زبانآموزان و کیفیت یادگیری را افزایش دهد. پژوهش حاضر با مرور ادبیات نظری و مطالعات تجربی، ابعاد فنی، شناختی و اجتماعی-فرهنگی سواد دیجیتال را در آموزش زبان انگلیسی شناسایی و بررسی میکند و بر ضرورت برنامهریزی نظاممند برای توانمندسازی معلمان و کاهش شکاف دیجیتال تأکید دارد. نتایج این مطالعه میتواند به سیاستگذاران، طراحان برنامه درسی و معلمان در جهت ارتقای کیفیت آموزش زبان، گسترش عدالت آموزشی و بهرهگیری مؤثر از فناوریهای نوین کمک کند. در نهایت، پژوهش پیشنهاد میکند که توسعه مدلهای بومی آموزش دیجیتال، آموزش مستمر معلمان، و مواجهه نقادانه با فناوری، از راهبردهای کلیدی برای تحقق آموزش زبان انگلیسی دیجیتالمحور در ایران هستند.
واژگان کلیدی: سواد دیجیتال، آموزش زبان انگلیسی، یادگیری خودراهبر، فناوری آموزشی، عدالت آموزشی
10/7-ارزیابی سیاستهای توانمندسازی معلمان و اثر آن بر کیفیت آموزشی
احمدرضا یزدانی/ پژوهشگر فرهیخته اداره آموزش و پرورش استان اصفهان
چکیده مقاله
توانمندسازی معلمان بهعنوان یکی از رویکردهای اساسی در سیاستگذاری آموزشی، نقش تعیینکنندهای در ارتقای کیفیت آموزشی و بهبود عملکرد نظامهای تعلیم و تربیت ایفا میکند. معلمان بهعنوان عاملان اصلی فرایند یاددهی–یادگیری، تأثیر مستقیمی بر کیفیت آموزش و نتایج یادگیری دانشآموزان دارند. از این رو، سیاستهای توانمندسازی معلمان با هدف ارتقای شایستگیهای حرفهای، افزایش خودکارآمدی، تقویت انگیزش شغلی و توسعه مشارکت سازمانی طراحی و اجرا میشوند. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی سیاستهای توانمندسازی معلمان و بررسی اثر آنها بر کیفیت آموزشی است. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و با استفاده از روش مرور نظاممند منابع علمی فارسی و انگلیسی انجام شده است. نتایج نشان میدهد که سیاستهای توانمندسازی، در صورت برخورداری از انسجام نظری، پشتیبانی مدیریتی، مشارکت فعال معلمان و نظام ارزیابی مؤثر، میتوانند منجر به بهبود کیفیت تدریس، ارتقای یادگیری دانشآموزان و افزایش رضایت شغلی معلمان شوند. با این حال، چالشهایی نظیر ضعف در اجرا، محدودیت منابع، ناهماهنگی نهادی و نگاه صوری به توانمندسازی، اثربخشی سیاستها را کاهش میدهد. در پایان، پیشنهادهایی برای بهبود سیاستهای توانمندسازی معلمان ارائه شده است.
واژگان کلیدی: توانمندسازی معلمان، سیاستهای آموزشی، کیفیت آموزشی، توسعه حرفهای، نظام آموزش و پرورش
10/6-ارتباط میان خانواده، مدرسه و مربی پرورشی در ارتقای سلامت روان دانشآموزان
زهرا امین جعفری دهاقانی
مربی پرورشی شهرستان دهاقان
چکیده مقاله
سلامت روان دانشآموزان یکی از پایههای اساسی موفقیت تحصیلی و رشد شخصیت آنهاست. در این راستا، همکاری موثر بین سه ضلع اصلی تربیتی یعنی خانواده، مدرسه و مربی پرورشی اهمیت بسیار زیادی دارد. خانواده نخستین محیط تربیتی کودک است که بر شکلگیری نگرشها، رفتارها و احساسات او تاثیرگذار است؛ مدرسه محیط اجتماعی مهمی است که فرصتهای آموزشی و تجربههای جدید را فراهم میکند؛ و مربی پرورشی به عنوان واسطهای میان این دو محیط، نقش حمایتکننده و هدایتگر دارد.
این تعامل سهجانبه موجب میشود که مشکلات روانی و رفتاری دانشآموزان زودتر شناسایی شده و با راهکارهای هدفمند، از شدت آنها کاسته شود. مربی پرورشی با برقراری ارتباط مستمر با خانواده، اطلاعات لازم درباره وضعیت روحی و رفتاری کودک را دریافت کرده و با مدرسه هماهنگ میکند تا برنامههای حمایتی و آموزشی مناسب اجرا شود. همچنین آگاهسازی والدین درباره اهمیت سلامت روان، مهارتهای ارتباطی و روشهای تربیتی صحیح، از جمله وظایف مربی پرورشی در این فرایند است.
تحقیقات نشان میدهد که دانشآموزانی که در محیطهای حمایتگر با ارتباط موثر بین خانواده، مدرسه و مربیان پرورشی قرار دارند، علاوه بر بهبود وضعیت روانی، انگیزه بالاتری برای یادگیری و مشارکت در فعالیتهای مدرسه دارند. به طور خلاصه، ایجاد یک شبکه ارتباطی قوی و منسجم میان خانواده، درسه و مربی پرورشی، به عنوان پایهای برای بهبود سلامت روانی دانشآموزان و ارتقای کیفیت فرآیند تربیتی نقش کلیدی ایفا میکند
واژگان کلیدی: خانواده- - مربی پرورشی - سلامت روان دانش آموز- - ارتباط مؤثر - حمایت روانی - رشد شخصیت - تعامل تربیتی - آموزش مهارتهای زندگی - شناسایی مشکلات روانی - محیط حمایتی - همکاری سهجانبه - انگیزه تحصیلی - بهبود رفتاردی ایفا میکند
10/5-ارائه مدل بازآفرینی نظام اداری دولت بر اساس رویکرد گام دوم انقلاب
دکتر سعید آقاسی
دکتر زهرا دشت لعلی
میثم رفیعی / نویسنده مسئول
چکیده مقاله
هدف: طراحی مدلی براي بازآفريني نظام اداري دولت با رويكرد گام دوم انقلاب برای بررسی ابعاد و مولفه های موثر بر بازآفريني نظام اداري دولت با رويكرد گام دوم انقلاب انجام شده است.
روش شناسي پژوهش: اين پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نوع دادهها آمیخته کیفی - کمی، از نظر نحوه اجرا، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری بخش کیفی، خبرگان در سه گروه علمی ، اجرائی و علمی - اجرائی هستند که در حوزه مدیریت دولتی فعالیت علمی یا اجرائی دارند. نمونه بخش کیفی 20 نفر از خبرگان بودند که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شد. تحلیل دادههای کیفی از طریق کدگذاری باز ، محوری و انتخابی صورت گرفت.
يافته ها: یافتهها در قالب پنج مقوله اصلی شامل موجبات علّی، راهبردها، شرایط زمینهای، عوامل مداخلهگر و پیامدها طبقهبندی گردید و مدل نهایی ارائه و اعتبارسنجی شدکه منتج به مدلی مشتمل بر ابعاد و شاخصهای بازآفريني نظام اداري دولت با رويكرد گام دوم انقلاب گردید. این مدل متشکل از شرایط علّی(عوامل مدیریتی،عوامل اخلاقی و یادگیری سازمانی)، شرایط زمینه ای( زیرساخت های حکومتی،عوامل اجتماعی مثل دین محوری وتوجه به اقتصاد)، راهبرد ها( مالی و اقتصادی،عوامل قانون گذاری وعامل حقوقی) ،شرایط مداخله گر( عوامل فرهنگی، عوامل اداری و عامل منابع انسانی) و پیامد ها( بازآفريني نظام اداري دولت با رويكرد گام دوم انقلاب) می باشد.
واژگان کلیدی: بازآفرینی، نظام اداری، رویکرد، بيانيه گام دوم انقلاب، عوامل مديريتي
10/4-ادله قصر نماز مسافر
دکتر خلیل اله احمدوند (نویسنده مسئول)
علی حسین السنیح
چکیده مقاله
قصر نماز مسافر از مسائل بنیادی فقه عبادات است که کانون اختلاف در آن، به «نحوه دلالت آیه ۱۰۱ سوره نساء» و تحلیل قیود زبانیِ آیه بازمیگردد. این نوشتار با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و با اتکا بر شواهد قرآنی، لغوی، روایی و گزارشهای فقهیِ متون کلاسیک، نخست منشأ اختلاف را در برداشت از تعبیر «لا جُناح» بررسی میکند، تعبیری که برخی آن را قرینه بر «رخصت» و در نتیجه، مستلزمِ تخییر میان قصر و اتمام دانستهاند. در برابر، مقاله نشان میدهد «لا جناح» در سیاقهای تشریعیِ قرآن غالباً برای رفع توهم عدم مشروعیت و تثبیت اصل تشریع میآید و بهتنهایی تعیینکننده نوع حکم تکلیفی (وجوب/استحباب/اباحه) نیست، از اینرو آیه بیشتر ناظر به «اصل مشروعیت قصر» است نه اثبات تخییر. سپس قید «إن خِفتم…» تحلیل میشود و با استناد به روایات و سیره نبوی مبنی بر قصر حتی در فقدان خوف، این قید «غالبی» تلقی میگردد و فاقد مفهوم مخالف دانسته میشود. در ادامه، شرایط فقهی تحقق قصر از جمله مسافت شرعی، استمرار قصد، مباح بودن سفر، شغل نبودن سفر، خانهبهدوش نبودن و تحقق حدّ ترخص بهصورت منظم و یکدست تبیین میشود. نهایتاً با گزارش فقهی از «شرائع الاسلام» و جمع میان ادله، نتیجه گرفته میشود که بر مبنای مشهور امامیه، نماز سفر بر حالت نخستین (دو رکعتی) باقی مانده و قصر در صورت تحقق شرایط، «اصلِ حکم» (عزیمت) محسوب میشود.
واژگان کلیدی: قصر نماز، نماز مسافر، رخصت و عزیمت، حدّ ترخص، مسافت شرعی، نماز خوف، تخییر، اتمام.
10/3-اخلاق حرفهای و تعارض منافع در مدیریت منابع انسانی دولت: سازوکارهای پیشگیری و کنترل
حسن جعفری هرندی
چکیده مقاله
مدیریت منابع انسانی در بخش دولتی، به دلیل گستره اختیار، تنوع ذینفعان و پیوند مستقیم با توزیع فرصتها و منافع عمومی، بیش از بسیاری از حوزههای دیگر در معرض چالشهای اخلاق حرفهای و تعارض منافع قرار دارد. تعارض منافع در این حوزه میتواند از مرحله جذب و استخدام تا ارزیابی عملکرد، ارتقا، آموزش، انضباط اداری و حتی بازنشستگی و اشتغال پسادولتی امتداد یابد و در صورت فقدان سازوکارهای پیشگیرانه، به تضعیف شایستهسالاری، کاهش اعتماد عمومی، افزایش هزینههای پنهان سازمانی و افت کارآمدی دولت منجر شود. این مقاله با رویکردی تحلیلی و مبتنی بر مرور نظاممند ادبیات و اسناد سیاستی، ابتدا چارچوب مفهومی اخلاق حرفهای و انواع تعارض منافع در مدیریت منابع انسانی دولت را تبیین میکند، سپس پیامدهای سازمانی و اجتماعی آن را در قالب الگوی علی توضیح میدهد و در ادامه، سازوکارهای پیشگیری و کنترل را در سه سطح فردی، سازمانی و حکمرانی پیشنهاد میکند. در بخش پایانی نیز مجموعهای از راهکارهای اجرایی شامل طراحی کدهای اخلاقی، نظام افشا و خوداظهاری، مدیریت هدایا و مهماننوازی، قواعد تنحی و جابهجایی مسئولیت، کنترلهای مبتنی بر داده، سازوکارهای گزارشگری امن، و اصلاحات ساختاری در فرایندهای منابع انسانی ارائه میشود. نتیجهگیری مقاله نشان میدهد که کنترل تعارض منافع در منابع انسانی دولت، صرفاً با تکیه بر مقررات انضباطی محقق نمیشود، بلکه نیازمند ترکیب هماهنگ ارزشهای اخلاقی، طراحی نهادی، فناوری اطلاعات، نظارت مؤثر و فرهنگ سازمانی است
واژگان کلیدی: اخلاق حرفهای، تعارض منافع، مدیریت منابع انسانی دولتی، شایستهسالاری، پیشگیری، کنترل، حکمرانی خوب، اعتماد عمومی
10/2-اثربخشی آموزش مهارتهای حل مسئله بر کاهش تعارضات همسالان و بهبود سازگاری مدرسهای
لیلا بهزادفر/نویسنده مسئول
اشرف نریمانی/ پژوهشگر فرهیخته اداره آموزش و پرورش استان اصفهان
چکیده مقاله
تعارض با همسالان در سالهای مدرسه، بخشی طبیعی از رشد اجتماعی است؛ با این حال، وقتی تعارضها به شیوههای ناکارآمد مانند پرخاشگری، اجتناب افراطی، تحقیر یا ائتلافسازیهای ناسالم مدیریت شوند، میتوانند به طرد اجتماعی، افت درگیری تحصیلی، احساس ناایمنی در مدرسه و در نهایت کاهش سازگاری مدرسهای بینجامند. در مقابل، آموزش مهارتهای حل مسئله بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی مهارتهای زندگی، ظرفیت آن را دارد که از طریق بهبود جهتگیری شناختی نسبت به مسئله، افزایش تولید راهحلهای جایگزین، ارزیابی پیامدها، تصمیمگیری مسئولانه و اجرای راهحل، کیفیت مواجهه دانشآموز با موقعیتهای بینفردی دشوار را ارتقا دهد. چارچوب «حل مسئله اجتماعی» نشان میدهد که حل مسئله صرفاً یک مهارت شناختی نیست، بلکه مجموعهای از فرایندهای شناختیـهیجانی و رفتاری است که بر انتخاب راهبردهای حل تعارض اثر میگذارد. (Universitat de Barcelona) از سوی دیگر، سازگاری مدرسهای سازهای چندبعدی است که همزمان جنبههایی از عملکرد تحصیلی ادراکشده، یکپارچگی اجتماعی و درگیری هیجانی با مدرسه را دربر میگیرد و تحت تأثیر تعامل عوامل فردی و زمینهای شکل میگیرد. (Springer) این مقاله با رویکرد تحلیلیـمروری و نیز ارائه یک الگوی روششناختی شبهآزمایشی، شواهد پژوهشی فارسی و انگلیسی را درباره ارتباط آموزش حل مسئله با کاهش تعارضات همسالان و بهبود سازگاری مدرسهای ساماندهی میکند و سازوکارهای احتمالی اثرگذاری را توضیح میدهد. مرور مطالعات نشان میدهد برنامههای آموزشی مبتنی بر مذاکره/میانجیگری و مهارتهای حل تعارض، بهبود معناداری در مهارتهای حل تعارض و حل مسئله ایجاد میکنند. (ERIC) همچنین شواهد داخلی حاکی از اثربخشی برنامههای آموزشی مرتبط با حل تعارض و حل مسئله بر کاهش تعارضها و بهبود پیامدهای سازشی است. (پرتال جامع علوم انسانی) در پایان، پیامدهای کاربردی برای مدرسه، مشاوران و سیاستگذاران آموزشی و نیز پیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده ارائه میشود.
واژگان کلیدی: حل مسئله اجتماعی، حل تعارض، تعارض همسالان، سازگاری مدرسهای، مهارتهای زندگی، آموزش مدرسهمحور
10/1-اثر آموزش سواد رسانهای و تفکر نقاد بر کاهش باورپذیری اخبار جعلی و افزایش عملکرد تحصیلی دانشآموزان
دکتر فتاح وزیری
چکیده مقاله
گسترش شبکههای اجتماعی و دسترسی دائمی دانشآموزان به محتوای آنلاین، محیط یادگیری را به زیستبومی تبدیل کرده است که در آن «اطلاعات درست» و «اطلاعات نادرست» بهصورت همزمان گردش میکند. در چنین شرایطی، باورپذیری اخبار جعلی میتواند به شکلگیری برداشتهای غلط، اضطراب شناختی، تصمیمگیریهای هیجانی و در نهایت تضعیف تمرکز و کیفیت یادگیری منجر شود. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی و با تکیه بر شواهد پژوهشی داخلی و بینالمللی، سازوکارهای اثرگذاری آموزش سواد رسانهای و تفکر نقاد را بر کاهش باورپذیری اخبار جعلی و ارتقای عملکرد تحصیلی دانشآموزان تبیین میکند و سپس یک چارچوب روششناختی پیشنهادی برای آزمون تجربی این روابط ارائه میدهد. بر اساس ادبیات موجود، آموزش سواد رسانهای میتواند توانایی ارزیابی منبع، تشخیص نشانههای دستکاری محتوا و قضاوت مبتنی بر شواهد را تقویت کند؛ همچنین آموزش تفکر نقاد، با ارتقای استانداردهای استدلال و کاهش اتکا به قضاوتهای شهودی، احتمال پذیرش اطلاعات نادرست را کاهش میدهد. شواهد مطالعات آزمایشی نشان میدهد مداخلات سواد رسانهای میتواند توان تشخیص کلی محتوای نادرست را بهبود دهد و اثر آن صرفاً محدود به یک خبر خاص نباشد. از سوی دیگر، پژوهشهای مرتبط با تفکر نقاد نشان میدهد آموزشهای هدفمند میتواند اثر مثبت معناداری بر مهارتهای تفکر نقاد داشته باشد که از منظر آموزشی قابلیت انتقال به کیفیت یادگیری و عملکرد تحصیلی را نیز تقویت میکند.
واژگان کلیدی: سواد رسانهای، تفکر نقاد، اخبار جعلی، باورپذیری، عملکرد تحصیلی، دانشآموزان، مداخله آموزشی، ارزیابی اطلاعات